بندر سيراف و جاده دريايي ابريشم تمدن اسلامي
دو سند فوق العاده با ارزش كه از نويسندگان چيني بر
جاي مانده است نشانگر حضور فعال و بي چون وچراي برتر بازرگانان و دريانوردان مسلمان
ايراني در قرن اول هجري در جنوب خاور دور تا بندر كانتون چين مي باشند(1). در دوران
خلفاي بني عباس، بويژه پس از انتقال مركز حكومت از دمشق به بغداد، از اواسط قرن
هشتم ميلادي، مبادلات از راه دريايي از خليج فارس، عربستان، شرق آفريقا، هند و جنوب
شرقي آسيا تا چين نسبت به راه زميني اهميت بيشتري مي يابد (2). جستجو در نوشتارهاي
مورخين، جغرافي دانان ايراني مانند طبري، ثعالبي، حمزه اصفهاني و بعد از آنها ابن
بلخي، ابن خردادبه، دينوري، ياقوت، ابن حوقل، مقدسي، مسعودي، بيروني و مستوفي بر
ارتباطات بازرگاني ايران از راه خليج فارس و اقيانوس هند و آرام نيز مهر صحت مي
گذارد(3).
سفرنامه سليمان، بازرگان سيرافي، كه در سال 851 ميلادي به رشته تحرير درآمده است
شايد نخستين نوشتاري باشد كه خط سير جاده دريايي ابريشم را توصيف كرده است. بررسي
در سفرنامه ها و كتابهايي كه در جغرافياي تاريخي خليج فارس در تمدن اسلامي قلم زده
شده است نشان مي دهد كه بندر سيراف بعنوان بزرگترين بندر تمدن اسلامي، لنگرگاه
انتهايي كشتي هاي اقيانوس پيماي جاده دريايي ابريشم بوده است و از اين بندر سپس
كالاها با كشتي هاي كوچكتر پس از گذشت از بنادر نجيرم، جنابه، سينيز، و مهرويان به
بصره حمل مي شده است و از آنجا راه كاروان رو اين جاده را پس از عبور از بازارهاي
فلسطين و پالمير به درياي مديترانه امتداد مي داده است(4و5). سليمان سيرافي در
سفرنامه گرانبهاي خود مي نويسد (كالاها از بصره و عمان به سيراف منتقل و از آنجا به
كشتيها بار مي شود. از سيراف آب شيرين براي آشاميدن برمي دارند و بادبان كشيده به
مسقط ميروند در آن بندر لنگر مي اندازند و آب مي گيرند و رهسپار هند مي شوند. بعد
از يك ماه به (كولم ملي) مي رسند و از آنجا به چين عزيمت مي كنند.(6) سيراف نه تنها
بعنوان بزرگترين بندر بين المللي تمدن اسلامي در خط سير جادة دريايي ابريشم نقش
ايفاء مي كرد بلكه با راه زميني كه با مراكز بازرگاني فارس، ري، اصفهان، خراسان،
همدان، آذربايجان داشت با جاده زميني ابريشم نيز ارتباط مي يافت. كاروانهاي حامل
پارچه هاي زربفت، كتاني، قلابدوزي، عطر، عرقيات و داروهاي گياهي، كفش، گليم،
دستمال، پارچه سفره و ظروف سفالي از راه سنگفرشي كه از شهر تاريخي گور فارس به
سيراف امتداد داشت جهت صدور كالا به خاور دور به اين بندر رفت و آمد داشتند (7).
كشف جاده سنگفرش سيراف- گور توسط واندنبرگ، شرق شناس بلژيكي، نقش بي نظير سيراف در
مسير جاده ابريشم را نمايان مي كند (8). اين بندر در خط سير جاده دريايي ابريشم به
چنان رشدي دست يافت كه با جمعيت 300 هزار نفري، گوي زرين تجارت دريايي را ازبصره
ربود. مقدسي، جغرافي نويس مشهور مي نويسد كه (تجارت سيراف ازبصره بيشتر است و خانه
هاي آنجا، بهترين خانه هايي است كه من ديده ام)(9).ساختمانهايي كه گاه به شش يا هفت
طبقه مي رسيده است از سنگ و ساروج بنا مي شده و طبقات بالايي آن را با چوبهايي كه
از آفريقا و هند وارد شده بود وساج مي ناميدند بافت معماري اين بندر باشكوه را
تشكيل مي داد. استخري در كتاب المسالك و الممالك خود از سيراف بسيار ياد مي كند و
جغرافياي اقتصادي آنجا را ترسيم كرده است.
او مي نويسد (در سيراف بازرگاناني هستند كه ثروت آنها از ششصد هزار درهم، هم بيشتر
است و همه آن را از راه تجارت دريا بدست آورده اند)(10). كاپيتان كمپرتون از نيروي
دريايي هندوستان،نخستين كسي است كه ويرانه هاي سيراف را در بندر طاهري در سال 1853
ميلادي كشف كرده است. اكنون ويرانه هاي آن در جلگه اي به طول 5/4 كيلومتر و عرض 700
متر و در 250 كيلومتري جنوب خاوري بوشهر و 36 كيلومتري شرق بندر كنگان پابرجا است.
اين مكان توسط دكتر وايت هوس از سوي انيستيتو مطالعات ايران شناسي انگلستان در سال
1966 كاويده مي شود. در سال 1974 هيئت مشترك ايران و انگلستان نيز 9 محوطه باستاني
اين بندر را حفاري كرده اند.(11)
جاده دريايي ابريشم از درياي چين و اقيانوس هند تا سيراف در خليج فارس نه تنها به
عنوان مسيري كهن در تجارت جهاني بلكه همانند شاهراهي در تبادلات و انتقال فرهنگ نقش
داشته است كه به گوشه هايي از اين ارتباطات فرهنگي و علمي اشاره مي شود.
1- بررسي سفالهايي كه در بندر سيراف يافت شده نشانگر تأثير عميق صنعت سفالسازي و
لعابكاري چين بر ايران است و سفالسازان ايراني به چنان پايه اي مي رسند كه به
دشواري مي توان بين سفالينه هاي لعابكاري هنرمندان ايراني و سفالهاي ساخت چين تفاوت
گذاشت. در كاوشهاي باستانشناسي در سيراف، در كناره ساحل آن بازمانده هايي از كوره
هايي يافت شده (13-12) كه هنوز آثار دود و سياهي آتش پر زبانه آن نمايانگر است و
گمان مي رود كه اين مكان كارگاه شيشه سازي بوده است و آنچه در نوشته هاي قديم
درباره صدور شيشه از سيراف به شهرهاي ديگر ايران گفته شده از كارگاههاي سيراف بوده
و از چين و خاور دورنمي آورده اند و با جرأت مي توان افزود كه دستآورد صنعتي اين
كارگاههاي صنعتي به چين و اقيانوس هند نيز فرستاده مي شده است.(14)
2- دانش اقيانوس شناسي و جغرافيايي ايرانيان توسط دريانوردان سيرافي با نوشتن ره
نامه هاي دريانوردي به خاور دور انتقال يافت. انبوه اطلاعات و نقشه هاي جغرافيايي
كه ماركوپولو بكار مي برد همان شكل پارسي آنها است كه در راه تجاري جاده دريايي
ابريشم توسط ايرانيان بكار مي رفته است (15). همچنين نشانه هاي نفوذ اختر شناسي
دريايي ايران را در چين كه تا سده يازدهم هجري دوام داشت مي توان پيدا كرد. استفاده
از قطب نما، فانوس دريايي، سكان، عمق ياب و مسافت ياب از دست آوردهاي تكنولوژيك
دريانوردان ايراني است كه توسط رهگذران سيرافي در شاهراه دريايي ابريشم به جهان
شناسانده مي شوند (16). همچنين برخورد علمي خاور دور و ايران در زمينه هاي پزشكي،
صنعتي،گياهشناسي، نجوم و رياضيات از طريق همين دريا پيمايان فراهم آمد.
3- اسلام در قرن سوم و چهارم هجري در خاور دور ريشه دواند و اين به دليل آن بوده
است كه مردم بومي اين مناطق ضمن تماس با مسلمانان دريانورد سيرافي آئين جديد را
پذيرفته اند و تماس مستمر اجتماعي اين مردم با دريانوردان (چون معاملات دريانوردي،
اقامتهاي طولاني و ازدواج با بوميان) عامل گسترش اسلام در منطقه بوده اند(17).
4- بررسي هاي تاريخي نشان مي دهند كه آزادي دمكراتيك و همزيستي مسالمت آميز در
بنادر جاده دريايي ابريشم حكمفرما بوده است و سليمان سيرافي مي نويسد (در شهر
كانتون مسلماني از جانب صاحب چين بر همكيشان خود در آن ديار حكم مي راند. و در روز
عيد نماز مي خواند و خطبه را به نام سلطان مسلمين قرائت مي كرد)(18). در ويرانه هاي
سيراف مقابر بي شماري يافت شده است كه در جهات متفاوت كنده شده اند. بيشماري گورها
و اشكال گوناگون تدفين اجساد بازگو كننده ساختمان سياسي، اجتماعي و جمعيت شناسي اين
بندر است و نمايانگر آن است كه ايرانيان، هندوها، اعراب و يهوديها و ساير گروههاي
اجتماعي از شرق آفريقا تا چين ساختمان اجتماعي آن را تشكيل مي داده اند و گوياي آن
است كه تمام اين طبقات اجتماعي در كنار يكديگر مي زيسته اند. اين يافته هاي اجتماعي
نشانگر سياست درهاي باز و آزاديهاي مشترك دمكراتيك در مسير جاده ابريشم است (19).
بندر سيراف در نتيجه زلزله سال 1976 ميلادي ويران مي شود. مطالعات باستانشناسي،
اقيانوس شناسي و ژئوديناميك نگارنده در منطقه باستاني سيراف نشانگر فرو نشست بيش از
دو سوم اين بندر در زير دريا پس از زلزله مي باشد (20). با ويراني سيراف مركز
تجارتي خاور دور خليج فارس در مسير جاده دريايي ابريشم به جزيره كيش و سپس به جزيره
هرمز انتقال مي يابد ولي هيچكدام از اين لنگرگاهها نتوانستند شكوه بي همتاي سيراف
را پاس بدارند.
ما قادر خواهيم بود با همياري كشورهايي كه در جاده دريايي ابريشم سهيم بوده اند. با
باستانشناسي در ويرانه هاي سيراف و با مدد تكنولوژي پيشرفته باستانشناسي در زير
دريا به اكتشاف و كاوش در محوطه هاي باستاني سيراف بپردازيم تا بندري نمونه
برگنجينه ميراث فرهنگي جاده ابريشم بيفراييم.
بدون ترديد اطلاعات بدست آمده از اين پژوهشها پاسخگوي پرسشهايي خواهد بود كه در
زمينه تاريخ، فرهنگ و اقتصاد سياسي جاده دريايي ابريشم بدون پاسخ مانده اند.
منابع:
1- حسن، هادي: سرگذشت كشتي راني ايرانيان، اميد اقتداري، شركت به نشر، 1371، ص 159.
2- اميدوارنيا، محمد جواد، چين و خاورميانه، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي،
1379، ص 10.
3- اقتداري، احمد: از درياي پارس تا درياي چين، شركت تحقيق و انتشار مسائل حمل و
نقل ايران، 1364، ص 43.
4- همان پيشين، ص 45.
5- نبي پور، ايرج: در جستجوي بندر مهرويان، مجلة بندر و دريا، 1373، شمارة 47.
6- ندولي، سليمان، روابط بازرگاني هند و عرب، تحقيقات اسلامي، 1366، ص 48.
7- ويلسن، آرنولد، خليج فارس، محمد سعيدي، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1366، ص
108.
8- واندنبرگ، لوئي، باستانشناسي ايران باستان، دكتر عيسي بهنام، دانشگاه تهران،
1345.
9- ميريان، عباس: جغرافياي تاريخي خليج و درياي پارس، خرمشهر، 1355، ص 401.
10- استخري، ابراهيم: مسالك و ممالك، ايرج افشار، شركت انتشارات علمي و فرهنگي،
1368.
11- معصومي، غلامرضا: سيراف، انتشارات انجمن آثار ملي، 1352.
12- زكي، محمدحسن: تاريخ صنايع ايران، محمدعلي خليلي، اقبال 1366، ص 185.
13- دورانت، ويل: تاريخ تمدن، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، 1366، جلد چهارم، ص
351.
14- نبي پور، ايرج: بندر سيراف. مجلة بندر و دريا، 1367، شمارة هفدهم، ص 74.
15- احمد، نفيس: خدمات مسلمانان به جغرافيا، حسن لاهوتي، بنياد پژوهشهاي اسلامي
آستان قدس رضوي، 1367، ص 131.
16- ولايتي، علي اكبر: نگاهي به تاريخ اسلام و نقش ايران در جنوب شرقي آسيا، مجلة
سياست خارجي، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي، 1367، شمارة دوم، ص 287.
17- زكي، محمدحسن: جهانگردان مسلمان در قرون وسطي، مركز نشر فرهنگي رجاء، 1366، ص
20.
18- همان، شمارة 15.
19- نبي پور، ايرج: باستانشناسي دريايي سيراف، مجلة بندر و دريا، شمارة 39، 1371، ص
20.
20- رائين، اسماعيل: دريانوردي ايرانيان، انتشارات جاويدان، 1356، ص 111.