كشف بندر گمشدة نجيرم
اقتصاد تمدن اسلامي بر ساختار بازرگاني استوار بود و
مسيرهاي كاروان رو باستاني و راههاي تجاري جادة ابريشم ، به عنوان شريان هاي اين
اقتصاد شكوفا نقش ايفا مي كردند. جادة دريايي ابريشم نيز با آغاز از سواحل جنوب
شرقي آسيا و گذر از درياي هند به زنجيره بنادر شمالي خليج فارس امتداد
مي يافت. اين زنجيره از بندر بزرگ سيراف آغار و با گذر از بنادر نجيرم ، سي نيز ،
جنابه و مهرويان به بصره مي رسيد. هميشه شكوه و برجستگي هاي بي همتاي سيراف ، مانع
از شناسايي بنادر ديگر خليج فارس در تمدن اسلامي شده است. شايد ناشناخته ترين اين
بنادر ، بندر نجيرم باشد كه حتي با توجه به نقش ارزنده آن در اقتصاد بازرگاني ايران
در تمدن اسلامي ، جاي آن در پردة فراموشي فرو فتاده است. به طوري كه پژوهشگر
ارجمند، اسماعيل رائين ، در اثر دريانوردي ايرانيان مي نويسد: به هر حال اگر
مطالعاتي براي پيدا كردن اين شهر گمشده ( نجيرم) خليج فارس صورت مي گرفت ، محل يكي
ديگر از بنادر بزرگ خليج فارس كه محل داد وستد نيز بوده است مشخص مي شد (1).
خوشبختانه ، جغرافي دانان و جهانگردان مسلمان تمدن اسلامي ، از بندر نجيرم ياد
نموده اند و براساس تجزيه و تحليل نوشتارهاي حمداله مستوفي ، مقدسي ، اصطخري ، ابن
حوقل وابن بلخي ، اين بندر در كرانة باختري رود سكان ( مند) در استان بوشهر قرار
داشته است ( 5 – 2).
آنان حداقل به دو نكتة كليدي اشاره نموده اند كه مي توانند در كشف مكان اين بندر،
ما را راهگشا باشند.يكي اشاره به رود سكان ( مند) كه در ميان بندر نجيرم و سيراف ،
در جنوب بندر نجيرم به درياي پارس روانه مي شود. در اثر ارزشمند جغرافياي تاريخي
سرزمين هاي خلافت شرقي ، در مورد اين رود اين چنين آمده است: طويل ترين رودخانه هاي
فارس نهر سكان است كه از سي ميلي شمال غربي شيراز بر مي خيزد و در جهت منحرفي به
سمت جنوب شرقي ، بيش از صد وپنجاه ميل مي پيمايد. سپس پيچ بزرگي خورده به سمت مغرب
جاري مي شود و با پيچ و خم زيادي ، يكصد و پنجاه ميل ديگر نيز طي طريق مي كند و
بالاخره پس از آنكه آبهاي رودخانة فيروز آباد از شمال به آن ملحق مي گردد، به مسافت
كمي ، در جنوب نجيرم به دريا مي ريزد (6).
نكتة ديگر آنكه جغرافي دانان مسلمان بر اساس تقسيمات جغرافيايي ، سيف مظفر را در
شمال نجيرم ياد كرده اند. سيف به بخش هاي ساحلي گفته مي شد و ايالت اردشير خرّه در
ساحل خليج فارس سه سيف داشت. يكي سيف عماره در خاور جزيرة قيس و ديگر سيف زهير در
ساحل جنوبي ايراهستان و حوالي سيراف و بالاخره سيف مظفر در شمال نجيرم (6).
اصطخري فاصلة بندر نجيرم را در دوازده فرسنگي سيراف دانسته (4) و پاول شواتس آلماني
در اثر فكورانه خود ” جغرافياي تاريخي فارس “ بر اساس گفتار اصطخري ، مكان آن را در
حوالي بندر دير ياد نموده است (7). از سوي ديگر ، ابن بلخي فاصلة آن را تا شيراز 65
فرسنگ يادداشت كرده است(5).
در يك فرا گرد تحليلي و نظري ، بر اساس اين يادمان هاي تاريخي ، شكي برجاي نمي ماند
كه رود مند در حاشيه سمت چپ اين بندر به دريا مي پيوسته است؛ با وجود اين ، گروه
پژوهشي ما ، سواحل خليج فارس از بندر سي نيز تا بندر دير را در جستجوي اين بندر
گمشده كاوش نمود و بالاخره در زمستان 1381 ، به مدارك مستحكمي برخورد كه شكي را
برجاي نمي گذارند كه اين بندر در زير آبرفت هاي رودخانه اي دشت غربي مند در زيارت
ساحلي بوشهر دفن شده است. پلان كوچه ها، معابر و
ساختمان هايي با كف ساروجي و ديوارهاي سنگ گچي كه در مجاورت ضلع جنوب غربي امامزاده
زيارت ساحلي هويدا هستند، تا شعاع 600 متري جلگه آبرفتي گسترده شده اند. معماري
امامزادة زيارت ساحلي ، با گنبدي مرتفع و هرمي شكل و مضرس ، يادگار معماري اسلامي
در حاشية خليج فارس و بغداد است و بيننده را بي اختيار به ياد آرمگاه دانيال نبي در
شوش و بقعة منسوب به مير محمد حنفيه در جزيرة خارگ مي اندازد. كاوش در معماري و
ساختار اين امامزاده ، بدون ترديد مي تواند رازگشاي بسياري از معماهاي ناشناخته
بندر نجيرم باشد. بندر نجيرم در زمان مقدسي ( قرن چهارم هجري) داراي دو مسجد بوده
است و شبستان يكي از آنها در سنگ كنده شده بود (8). در هر صورت، اين بندر به عنوان
بندري ميانه در مسير جادة ابريشم و مسير انتهايي كاروان رو ايالات مركزي فلات ايران
، داراي اقتصاد بازرگاني با توان بالاي داد و ستد بوده است. بندر نجيرم ، به عنوان
پشتيبان سيراف نقش بار انداز كالاهاي افريقاي شرقي ، جنوب شرقي آسيا و اقيانوس هند
و درياي عمان، نقش ايفا مي كرد. شايد حتي پس از ويراني سيراف، كشتي هاي غول پيكر
اقيانوس پيماي درياهاي دور ،در اين بندر لنگر مي انداخته اند. نام هاي ناخدايان
بزرگ نجيرمي در تاريخ دريانوردي به ثبت رسيده اند (9).
افزون به راه دريايي ابريشم ، راه كاروان رو شيراز ، غند جان ، بوشتكان ، بوشكانات
، ماندستان – نجيرم ، كالاها و صنايع سرزمين پارس را نيز به درياهاي خاور زمين تا
چين و سوماترا ، صادر مي نمود (5).
از سوي كرانة ساحلي نيز ،راههاي كاروان رو ، اين بندر مهم را با بنادر جنابه ، سي
نيز و مهرويان و شهر مهم توز ارتباط مي داده است واز اين طريق كالاها و صنايع كشور
ايران با شرق افريقا ، هند و خاور دور دادو ستد گرديده و موجب رشد طبقة ميانه و
مرفه شهري در بندر نجيرم شده است كه تكه سفال هاي يافت شده در بندر نجيرم اين يافته
را آشكار مي نمايند. در لابلاي رسوبات ابرفتي رود مند در زيارت ساحلي ، شكسته سفال
هاي بي شماري با لعاب صدف دار مي يابيم كه با رنگ هاي آبي فيروزه اي ، سبز ، زرد و
نارنجي ، نشاني از صنعت سفال سازي و نوآوري ايرانيان در سده هاي دوم و سوم هجري
است. مشابه اين سفال ها نيز در بنادر مهرويان ، سي نيز و سيراف يافت كرده ايم (
12-10). همچنين شكسته سفال هاي قرمز رنگ با ضخامت ده سانتي متر كه در بنادر سيراف و
مهرويان نيز يافت مي شود در روي ويرانه هاي بندر نجيرم جلب نظر مي نمايد. اين سفال
ها خمره هايي بودند براي حمل كالا با كشتي . خطوط و نگاره هاي تزئيني اين سفال ها
در بنادر تمدن اسلامي خليج فارس مشابه يكديگرند و اين يكساني نشاني است كه ساخت
آنها در يك زمان در يك كارگاه سفال سازي صورت گرفته است. گل رسي كه براي ساخت آنها
در اين كارگاه استفاده شده است داراي اكسيد آهن بوده و با پخت آنها و دسترسي كوره
به هواي آزاد، اين ماده به اكسيد فريك اكسيده شده و با اين واكنش سفال ها رنگي قرمز
بخود گرفته اند. همچنين در لابلاي سفال هاي بندر نجيرم، تكه سفالينه هايي از دودمان
تانگ چين كه سامراء ، نيشابور و سيراف يافت شده اند ديده مي شود. اين يافت ها باز
نشاني است كه محوطة باستاني زيارت ساحلي مورد بحث ما را با بندر نجيرم ، به عنوان
حلقه اي از زنجيره هاي بنادر تمدن اسلامي پيوند مي دهد. همچنين در ميان تپة باستاني
حاشية غربي امامزادة زيارت ساحلي، به تكه هايي از ظروف شيشه سازي و آوندهاي شيشه اي
برخورد مي كنيم كه نمايانگر رونق صنعت
شيشه سازي و كاربرد اين صنعت در اين بندر است. تكنيك هاي خاص تزئينات صنعت شيشه
سازي ، مانند قيطان كاري ، دندانه زدن ، رگه رگه كردن و مينا كاري در اشياء بندر
نجيرم ، همانندي بسياري با بندر تمدن اسلامي سي نيز دارد (11) و گواهي ديگر است بر
پيوند اين بندر با صنعت شيشه سازي دمشق ، ري و سامره در سده هاي مياني.
در هر صورت ، اميد است پژوهش در محوطة باستاني كشف شدة زيارت ساحلي بوشهر بتواند نه
تنها از رازهاي بندر نجيرم پردة گشايي نمايد، بلكه نشانه هاي بي شمار از عرفان و
سمبوليسم فرهنگي و هنري اسلامي – ايراني كه دراين بندر نهفته است را آشكار نمايد؛
زيرا بندر نجيرم ، يك بندر نمونة تمدن اسلامي و يك كتاب درس در تاريخ و فرهنگ
دريايي در مسير جادة ابريشم مي باشد.
مراجع:
1/ رائين اسماعيل . دريانوردي ايرانيان . انتشارات جاويدان ، تهران ، 1356 ، ص 84.
2/ مستوفي حمداله. نزهة القلوب. به اهتمام و تصحيح گاي ليسترانج. دنياي كتاب ،
تهران ، 1362،ص 217.
3 / سفرنامة ابن حوقل . ترجه جعفر شعار . امير كبير ، تهران ، 1366،ص 37.
4/ اصطخري ابواسحق ابراهيم. مسالك و ممالك . به اهتمام ايرج افشار. شركت انتشارات
علمي فرهنگي ، 1368، ص 117.
5 / فارسنامة ابن بلخي ، منصور رستگار فسايي. بنياد فارس شناسي ، شيراز ، 1374 ،
ص385.
6 / لسترانج گاي. جغرافياي تاريخي سرزمين هاي خلافت شرقي. محمود عرفان. شركت
انتشارات علمي و فرهنگي ، تهران ، 1364، ص 276-272.
7/ شواتس پاول . جغرافياي تاريخي فارس. كيكاوس جهانداري . انجمن آثار مفاخر فرهنگي
، تهران ، 1372، ص 96.
8 / مصطفوي سيّد محمد تقي. اقليم پارس، آثاي تاريخي و اماكن باستاني فارس . نشر
اشاره، تهران ، 1375، ص 520.
9 / طاهري محمود . سفرهاي دريايي مسلمين در اقيانوس هند. انتشارات استان قدس رضوي ،
تهران ، 1380 ، ص 212.
10/ نبي پور ايرج. در جستجوي بندر مهرويان . مجلة بندر ودريا ، شماره 27 و 28 ،
1373، ص 70.
11/ نبي پور ايرج . بندر سي نيز ، شهر علم وصنعت . نسيم جنوب ، ويژه نامة نوروز
1377،ص 14.
12/ نبي پور ايرج . بندر سيراف . مجلة بندر ودريا. شماره هفدهم ، 1367، ص 74.