يک کار آزمايي کنترل شدة تصادفي براي برآورد اثر يادگيري بر پاية مسأله در مقابل روش سنتي استاد محوري در طب باليني

 

دکتر ايرج نبي پور1، دکتر امير احمد مستغني2

 

1 استاديار گروه داخلي، دانشکدة پزشکي، دانشگاه علوم پزشکي بوشهر

2 استاديار گروه داخلي، دانشکدة پزشکي، دانشگاه علوم پزشکي بوشهر

 

 

چکيده:

          در آموزش بر پاية مسأله در طب باليني (PBLCS) ، دانشجويان به صورت فعال در فرآيند آموزش و تجزيه و تحليل مسائل بيمار ( Problem- Solving)  قرار گرفته و طيف گسترده اي از تشخيص هاي افتراقي و نکات باليني را در بيمار يافت مي کنند. اين پژوهش، روش پر جاذبة PBL در طب باليني را با روش آموزشي استاد محوري – بر پاية بيمار را مقايسه مي کند. تمام دانشجويان باليني دو بيمارستان آموزشي دانشگاه علوم پزشکي بوشهر، به صورت تصادفي ساده به دو گروه، يکي گروه (26 نفر) آزمون ( گروه A )، به عنوان گروه آموزشي يادگيري بر پاية مسأله براي مطالعات باليني  (PBLCS) و ديگري گروه (27 نفر) شاهد ( گروه B) به عنوان گروه روش سنتي آموزشي استاد محوري، براي مطالعة بيمار تقسيم شدند و هر دو گروه در يک زمان در دو تالار مجزا، به سرپرستي دو استاديار بيماري هاي دخلي، به بررسي باليني يک بيمار معرفي شده در مجلة معتبر پزشکي نيوانگلند ( Case 17-1997) پرداختند. براي برآورد ميزان معلومات کسب شده، تجزيه و تحليل منطقي باليني و مهارت هاي حل مسأله دانشجويان، يک آزمون (MCQs) بر اساس نکات آموزشي نهفته در بيمار مورد بحث، از هر دو گروه بعمل آمد و ميانگين نمرات در گروه A ( 95/2 ±44/14) با ميانگين نمرات آزمون در گروه B ( 26/3± 74/11)، از لحاظ آماري اختلاف معني داري داشت ( 003/0P= و 08/3t=  ). نتايج اين پژوهش نشان مي دهد که دانشجويان در روش آموزش بر پاية مسأله در طب باليني ( PBLCS)، بصورت فعال در فرآيند آموزش و تجزيه و تحليل مسائل بيمار قرار گرفته و طيف گسترده اي از تشخيص هاي افتراقي و نکات باليني را در بيمار يافت مي کنند.

 

واژگان کليدي: آموزش بر پاية مسأله، آموزش باليني، استاد محوري، طب باليني