کاربرد فواصل QT و QOT در نوار قلب نوزادان در تشخيص هيپوکلسمي

 

دکتر آناهيتا سنايي دشتي*1، دکتر نرجس پيشوا2

 

1 استاديار بيماري کودکان، دانشکدة پزشکي، دانشگاه علوم پزشکي بوشهر

2 دانشيار بيماري هاي کودکان، دانشکدة پزشکي، دانشگاه علوم پزشکي شيراز

 

چكيده

زمينه: هيپوكلسمي يكي از مباحث مهم طب كودكان است كه خصوصاً بدليل شيوع و بالا بودن عوارض حاصله، در طب نوزادان اهميت ويژه‌اي دارد. با توجه به اينكه اندازه‌گيري كلسيم سرم يا يونيزه، زمان بر بوده و مي‌تواند تشخيص ودرمان را به تاخير اندازد، بکارگيري يك روش تشخيصي غير تهاجمي، ساده و سريع در جهت تشخيص هيپوكلسمي منطقي است. بدين لحاظ، جهت بررسي كاربرد فواصل QTc و QOTc در نوار قلب در پيش‌بيني هيپوكلسمي اين مطالعه طراحي شد.

مواد و روش ها: تعداد 96 نوزاد بيمار و مستعد به هيپوكلسمي بصورت سريال انتخاب و به دو گروه تقسيم شدند؛ گروه اول، گروه بيماران هيپوكلسميك (31 نوزاد) و گروه دوم بيماران با كلسيم سرم طبيعي (65 نوزاد). تعداد 29 نوزاد طبيعي با كلسيم طبيعي نيز بعنوان گروه سوم (گروه شاهد طبيعي) انتخاب گرديدند.

يافته ها: فراواني QTc طولاني در گروه‌هاي 1 و 2 به ترتيب 3/61، 7/7 درصد و QOTc طولاني نيز در همين گروه‌ها به ترتيب 2/45 و 8/10 درصد بدست آمد؛ هيچ كدام از نوزادان گروه سوم داراي QTc و QOTc طولاني نبودند (001/0 >P ). حساسيت و ويژگي‌ QTc به ترتيب 3/61 و 0/92 درصد و اين  مقادير براي QOTc به ترتيب 0/45 و 5/89 درصد بود.

نتيجه گيري: می توان اندازه‌گيري فواصل QTC و QOTC را بعنوان يك روش غير تهاجمي، سريع و دقيق در جهت اثبات كاهش كلسيم سرم و شروع درمان تا آماده شدن پاسخ بيوشيميايي كلسيم استفاده نمود.

 

واژگان کليدي: هيپوکلسمي، نوزادان، کلسيم، نوار قلب