بسم الله الرحمن
الرحيم
خلاصه مقالات
اولين كنگره ملي
اپيدميولوژي
5 – 3 دی 1381
بندر بوشهر
1st National Congress of Epidemiology and Health Services
24-26 Dec 2002
بوشهر : خيابان
معلم ، معاونت
بهداشتی، دانشگاه
علوم پزشکي و خدمات
بهداشتی درمانی
بوشهر
تلفن: 2522078 نمابر:
2526741
E.mail: research@bpums.com
برگزارکنندگان
:
انجمن علمی اپيدميولوژيستهای
ايران
معاونت بهداشتی
دانشگاه علوم پزشکی
و خدمات درمانی
بوشهر
معاونت سلامت
وزارت بهداشت ،
درمان وآموزش پزشکی
معاونت تحقيقات
و فن آوری وزارت
بهداشت، درمان
وآموزش پزشکی
تصوير روی
جلد : ابوبکر محمد
بن زکريای رازی،
بنيانگزار اپيدميولوژی
مدرن (نقاشی : کاظم
رضاييان)
آدرس دبيرخانه
: تهران -
صندوق پستی 6446
/14155 تلفن
8951402 (021)
رئيس
كنگره:
دكتر
سيد عبدالمجيد
شجاع
دبير
علمي كنگره:
دكتر
ابوالحسن نديم
دبير كميته
علمي كنگره:
دكتر
سيد مهدي نورايي
دبير
اجرايي كنگره
:
دکتر
غلامرضا حيدری
كميته
علمي:
دكتر اسماعيل
اكبري دكتر
حسين ملك افضلي
دكتر ابوالحسن
نديم دكتر
سيدمهدي نورايي
دكتر محمد علی
اخويزادگان دكتر كورش
هلاكويي نائيني
دكتر حميد سوري دكتر
شاكر سالاري لك
دكتر عليرضا موسوي
جراحی دكتر بتول
شريعتي
دكتر پروين ياوري دكتر حسين
حاتمي
دكتر فريد ابوالحسني دكتر
موسي باقري
دكتر محسن نقوي دكتر
سيدرضا مجدزاده
دكترمحمود روحاني دكتر غلامرضا
حيدري
دكتر ايرج نبي
پور مهندس
عبدالرسول فروزاني
دكتر ربابه شيخ
الاسلام دكتر عليرضا
مصداقي نيا
دكتر محمد علی
جوافشاني دكتر علي منتظري
دكتر محسن جانقرباني دكتر احمد
رئيسي
كميته اجرايي:
دكتر غلامرضا
حيدري دكتر
ايرج نبي پور
مهندس عبدالرسول
فروزاني دكتر سيدمهدي
نورايي
مهندس غلامحسين
يوسفي دكتر
كورش هلاكويي
دكتر موسي باقري دكتر
عليرضا موسوي جراحی
دکتر هادی ظفر
مند محمد
حجت فرسنگی
رحيم طهماسبی عبدالکريم
ريشهری زاده
رحمان اکبری
ويرايش و تنظيم:
اعظم حمادی ، عليرضا
سلطانيان
ليست سخنراني
هاي جامع:
عنوان سخنرانی:
اپيدميولوژي
بيماريهاي غير
واگير
- دكتر ابوالحسن
نديم
بيوتروريسم
جنبه هاي باليني
و بهداشتي
- دكتر حسين
حاتمي
Emergency complex
- دكتر محمد
مهدي گويا
روش ارزيابي
اپيدمي
- دكتر
مهشيد ناصحي
روش مقابله
با اپيدمي
- دكتر شاكر
سالاري لك
نظام مراقبت
بيماريها
- دكتر سيدرضا
مجدزاده
كيفيت خدمات
بهداشتي
- دكتر فريد
ابوالحسني
جايگاه غربالگري
در نظام سلامت
- دكتر سيدمهدي
نورايي
|
صفحه |
مقالات سخنرانی
: |
|
1 |
بررسي
مشخصات بيماران
، عوامل خطر مؤثر
در بروز و عوارض
بيماري ديابت
در مراجعين به
مراكز ارائه خدمات
دارويي شهرستان
اروميه |
|
3 |
نقش
عوامل خطرساز
بر ابتلا به سرطان
پستان در زنان
ساكن مشهد 1380 |
|
4 |
وضعيت
سلامت عمومي در
افراد 15 ساله و بيشتر
استان يزد در سال
1378 |
|
5 |
ارتباط بين اختلالات
ECG و فاکتورهای
خطر عروق کرونر
در بندر بوشهر |
|
6 |
مرگهاي
منتسب به افزايش
آلودگي هوا در
افراد با سن بيشتر
از 64 سال در تهران |
|
7 |
بررسي
ميزانهاي بروز
عوارض ريوي
و خطر نسبي عوامل
مؤثر بر آن درمصدومين
شيميايي گاز
خردل جنگ تحميلي
عراق عليه ايران |
|
8 |
اختلالات
شنوائی و عوامل
مرتبط در کودکان
دبستانی بوشهر |
|
9 |
اپيدميولوژي
آسيبهاي با علل
خارجي (حوادث)
در ايران Injuries Epidemiology |
|
10 |
بررسي
سوانح و حوادث
رويداده در منزل
در سالهاي 1378 لغايت1380
در استان اصفهان |
|
11 |
بررسي
موارد خودكشي
در شهرستانهاي
تابعه دانشگاه
علوم پزشكي مشهد
– سال
1380 |
|
12 |
بررسي روند
تغييرات علل مرگ
و مير در سالهاي 1358 تا 1380 در ايران |
|
13 |
سيماي
مرگ در دانشگاه
علوم پزشكي مشهد
سال 1380 |
|
14 |
سوء مصرف اپيوئيدها
در حين رانندگي
در رانندگان وسايل
نقليه سنگين در
جاده هاي بين شهري
كشور در سال 1380
|
|
15 |
مراقبت
ليشمانيوز ها
در كشور |
|
16 |
بررسي
وضعيت اپيدميولوژيكي
CCHF درايران
با مقايسه بروز
آن درنيمه اول
سالهاي 79 -80 – 81 |
17
|
بررسی
اپيدميولوژيک
تب راجعه کنه ای
دراستان اردبيل) کانون
اصلی بيماری درايران( |
18
|
بررسي
اپيدميولوژيك
بيماري مالاريا
در منطقه عسلويه،
استان بوشهرطي
سال هاي 1378- 1381 |
|
19 |
بررسي
اپيدميولوژيك
مالارياي منطقه
پارسآباد مغان
به عنوان يكالگوي
مالارياي شهري
و Starification منطقه |
|
20 |
بررسي سرو اپيدميولوژيكي
بيماري كيست هيداتيك
در استان ايلام |
|
21 |
شيوع
عفونت HIV و هپاتيت
و سيفليس در گروه
پر خطر بوشهر |
|
22 |
حساسيت
به تست توبرکولين
در کودکان دبستانی
بوشهر |
|
23 |
بررسي
پنج ساله بيماريهاي
عفوني مختلف در
بيماران بستري
شده در بخش هاي
عفوني بيمارستان
امام رضا (ع)مشهد
در فاصله سالهاي
80 - 1375 |
|
25 |
بررسي
اپيدميولوژيكي
عفونتهاي قارچي
سطحي و جلدي
استانكرمانشاه
طي سالهاي 72 الي
81 |
|
26 |
شيوع
عفونتهاي واژن
و ارتباط آن
با روشهاي پيشگيري
از بارداري در
زنانمراجعهكننده
به درمانگاه
زنان ياسوج |
|
27 |
ليشمانيوز
احشائي (كالاآزار)
و جديدترين روش
پيشگيري آن |
|
28 |
برآورد
خطر نسبي ريسكفاكتورهاي
ابتلا به بروسلوز
بر اساس دو تعريفمتفاوت
از Case در
يك مطالعه مورد
ـ شاهدي |
|
29 |
اپيدمي
كانوني (outbreak) مالاريا در
بندر عسلويه
و كنترل آن در
بهار 1381 |
|
30 |
تعيين
حساسيت و ويژگي
تست بينايي سنجي
اسنل چارت در غربالگري
آمبليوپي در كودكان
6 تا 10 ساله اروميه |
|
31 |
ارزيابي
برنامه ادغام غربالگري
سرطان پستان در
سيستم مراقبتهاي
اوليه بهداشتي
كشور |
|
32 |
بررسي
علل عدم مراجعه
خانمهائي كه بر
اساس آزمايش پاپ
اسمير بايد تحت
درمان و پاپ اسمير
مجدد قرارگيرند |
|
33 |
ارزيابى
مراکز بهداشتى
درمانى شهرى قم |
|
34 |
بررسي
علل نابهنگام
بودن واكسيناسيون
افراد واجد شرايط
(كودكان 2ـ1ساله
و زنان 49ـ15 ساله) |
|
35 |
بررسي
پرت انواع واكسنهاي
برنامه روتين
ايمنسازي در
استان قزوين
درسال 1380 |
|
36 |
بررسي
خصوصيات اپيدميولوژيك
ودموگرافيك 2698مورد
وازكتومي انجام
شده درجنوب شهر
تهران |
|
38 |
بررسي
كيفي علل عدم تغذيه
مناسب وكافي كودكان
زير دوسال در دوران
بيماري و نقاهت
در شهرستان قروه-
استان كردستان
-1381 |
|
39 |
بررسي
كيفي اثر بخشي
توصيه هاي تغذيه
اي براي بهبود
تغذيه كودكان
زير يكسال در شهرستان
حاجي آباد-1381 |
|
40 |
بررسي
علل استفاده
از شيرخشك به
جاي شير مادر
در سال اول زندگي
درمادران تحت
پوشش مراكز بهداشتي
درماني شهري
جنوب تهران
پاييز 79 |
41
|
بررسي
اپيدميولوژيك
مراجعين به اورژانس
بيمارستان رسول
اكرم (ص) در مهر ماه
1380 |
|
42 |
بررسی
علل و آثار خشونت
عليه زنان در خانواده
در مراجعين به
مرکز پزشکی قانونی
بابل |
|
43 |
كيفيت
رعايت بهداشت
دست پرسنل |
|
44 |
نقش
مشاركت پزشكان
بخش خصوصي شهرستان
گناباد در بيمار
يابي و درمان بيماران
مبتلا به سل شهرستان
طي سالهاي 1375 تا
1380 |
|
45 |
بررسي
شاخصهاي كنترل
سل قبل و بعد از
اجراي راهكار
Dots طي سالهاي
75-1372 و سالهاي 77-1378 در
كاشان |
46
|
ارزيابی ثبت
اطلاعات بيماران
بستری در بيمارستانهای
کشور در سال 1380
|
47
|
راهنمای
منابع اپيدميولوژيک
در اينترنت |
مقالات پوستر:
|
48 |
اپيدميولوژي
جفت سرراهي در
اورژانسهاي مامائي
شهر زاهدان |
|
49 |
تعيين شيوع
چاقي با استفاده
ازروش امپدانس
بيوالكتريكي
درزنان مراجعه
كننده به مراكزبهداشتي
درماني شهراهواز |
|
50 |
بررسي هيپرليپيدمي،
چاقي، ديابت
و فزوني فشار
خون در افراد
مسنتر از50 سال
در منطقه 19 شهر
تهران |
|
51 |
بررسي وضعيت
سلامت رواني دانشجويان
ورودي سال تحصيلي
80 – 1379 دانشكده علوم
پزشكي گناباد
|
|
52 |
بررسي شيوع
برخي از عوامل
خطر بيماري عروقي
قلب در افراد بالاي
15 سال در خانوارهاي
ساكن شهرك اكباتان
در سال 1380 |
|
53 |
بررسي اپيدميولوژي
حوادث كارخانجات
شهر ساري در سال
1380 |
|
54 |
بررسي شيوع
ديابت در زنان
با سن بالاي 30 سال
در شهر رفسنجان
سال 1379. |
|
55 |
غربالگری سرطان
پستان در بندر
بوشهر |
|
56 |
بررسي عوامل
خطر ابتلا به سرطان
پستان در بندرعباس
طي سالهاي 79 – 1375 |
|
57 |
بررسي ارتباط
افتادگي شانه
با دست غالب
در دانشآموزان
مدارسراهنمايي
شهرستان همدان |
|
58 |
شيوع درد و
استفاده از مرخصي
استعلاجي در
كارگران يكي
از كارخانجاتاستان
تهران |
|
59 |
بررسي روند
اپيدميولوژي
سوانح و حوادث
خانگي در مناطق
شهري وروستايي
استان قزوين
سالهاي 80ـ1379 |
|
60 |
بررسي ميزان
شيوع ابتلا به
ناخنك دركاركنان
كارخانجات دخانيات
استانهاي مازندران
و گلستان (80-79) |
61
|
بررسي ميزان
افسردگي در دانشجويان
دانشكده علوم
پزشكي گناباد |
|
62 |
بررسي اپيدميولوژي
ضربه مغزي در مراجعين
به بيمارستان
امام ساري (76 – 75) |
|
63 |
مقايسه
شهر و روستا در
زمينه تاثير آموزش
بر روی آگاهی ،
نگرش و عملکرد
زنان نسبت به پوکی
استخوان |
|
64 |
بررسي آگاهي
، نگرش و عملكرد
زنان شاغل در آموزش
و پرورش شهرستان
شهركرد در مورد
خود آزمايي پستان
در سال 1378 |
|
65 |
بررسي
اپيدميولوژيك
هپاتيت مزمن،
سيروز، هپاتوسلولار
كارسينوما دربيماران
بيوپسي شده
كبد در مركز پاتولوژي
بيمارستان فاطميه
سمنان از سال78-1380 |
|
66 |
شيوع آنتی
بادی ضد توکسوپلاسما
در زنان باردار
بوشهر |
|
67 |
بررسي آلودگي
آبهاي شهري
تهران به پاتوژنهاي
رودهاي |
|
68 |
بررسي موفقيت
طرح DOTS در
مركز بهداشتي
درماني 12 بهمن80-1378 |
|
69 |
بررسي اپيدميولوژيك
ميزان بروز بيماري
تب مالت در شهرستانهاي
استانگلستان
1380 |
|
70 |
بررسي ميزان
شيوع سرفه بيش
از سه هفته و
نقاط ضعف و قوت
بيماريابي سلدر
روستاهاي شهرستان
اسدآباد |
|
71 |
سرواپيدميولوژي
آنتيباديهاي
ضدكلاميديا تراكوماتيس
در زنان مبتلا
بهسقط جنين
و زنان بدون
سابقه سقط مراجعه
كننده به بيمارستان
شريعتيبندرعباس
سال 81-1380 |
|
72 |
ارائه يك
مدل كارآمد در
سيستم مراقبتي
مبتلايان به
هپاتيت B و C |
|
73 |
بررسي سرواپيدميولوژيك
بروسلوز در استان
بوشهر (سال 1378) |
|
74 |
بررسي اپيدميهاي
مالاريا استان
فارس سالهاي
80-1370 |
|
75 |
بررسي فراواني
كريپتوسپوريديوم
در مراجعه كنندگان
به درمانگاهانكولوژي
كودكان مركز
آموزشي و درماني
امام خميني
اروميه در سال
130 |
|
76 |
بکارگيری روشهای
مولکولی جهت بررسی
های اپيدميولوژيک
عوامل ميکروبی
ومقاومت آنتی بيوتيکی
آنها |
|
77 |
بررسي آگاهي
و عملكرد دانشجويان
دانشگاه تبريز
در مورد راههاي
انتقالو پيشگيري
از عفونت و بيماري
ايدز در سال 1381 |
|
78 |
بررسی تأثير
برنامه کنترل
بر وضعيت بيماری
ليشمانيوز جلدی
روستايی در شهرستان
اردکان, استان
يزد |
|
79 |
بررسي وضعيت
اپيدميولوژيكي
هپاتيتهاي
ويروسي در استان
قزوين درسال
79 و 80 |
|
80 |
بررسي فراواني
هپاتيتهاي مزمن
BوC در پرسنل
خدماتي شاغل در
بخشهاي درماني بيمارستانهاي
آموزشي دانشگاه
علوم پزشكي هرمزگان
در سال 1379 |
|
81 |
شيوع حاملين
هپاتيت ب در بين
رانندگان وسايل
نقليه سنگين كشور
در سال 1380
|
|
82 |
بررسي شيوع
مايكوتوكسين
زير النون در گندمهاي
انباري استان
مازندران سال1380 |
|
83 |
بررسي ميزان
آگاهي و نگرش دندانپزشكان
استان لرستان
در مورد بيماري
ايدز در سال 1380)) |
|
84 |
بررسي وضعيت
گزارشدهي بيماري
تب مالت در شهرستان
بابل81-1379 |
|
85 |
بررسي ميزان اثر بخشي
تركيب خانگي نفت وروغن
زيتون در مقايسه
با شامپوي پرمترين
بر درمان شپش سر
دانش آموزان مناطق
روستايي استان
كرمانشاه درسال
1380 |
|
86 |
بررسي اپيدميولوژيك
روند بيماري مالاريا
در شهرستان تربت
جام طي سالهاي
80-1371 |
|
87 |
بررسي روند
بيماري مالاريا
در طول 20 سال ( 1376-1356) در
استان خراسان |
|
88 |
بررسي فراواني
آلودگي با شپش
سر و عوامل مؤثر
بر آن در دانش آموزان
قوميتهاي مختلف
در مناطق روستايي
استان گلستان
سال تحصيلي 81-1380 |
89
|
بررسي وضعيت
ليشمانيوزها
در شهرستان دشتستان
1380 |
|
90 |
بررسي ميزان
شيوع آلودگي به
شپش سر وعوامل
همه گيري شناختي
آن در دانش آموزان
دختر وپسرمدارس
ابتدائي شهرستان
ورامين ومقايسه
اثردرماني شپش
كشهاي اكتوپاروپرمترين
سال80-1379. |
|
91 |
مطالعه وضعيت
اپيدميولوژيكي
اكينوكوكوزيس
ـ هيداتيدوزيس در استان
آذربايجان غربي |
|
92 |
غربالگري بيماري
ديابت در نظام
شبكه ارائه خدمات
بهداشتي درماني
در مناطق روستايي
اروميه در سال
1377 |
|
93 |
شيوع كمبود
روي و مس سرم
در سالمندان
شهري و روستايي
شهرستانتهران
|
|
94 |
بررسي عوامل
مؤثر سوءتغذيه
كودكان شيرخوار |
95
|
بررسي آگاهي
و نگرش معلمان
مدارس ابتدائي
در موردبهداشت
مدارس در شهر زاهدان
–1381 |
|
96 |
بررسي آگاهي
ونگرش دانش آموزان سال
آخر دبيرستان
در مورد كنترل
جمعيت و تنظيم
خانواده شهرستان زاهدان |
|
97 |
بررسي روند
رشد كودكان 0-6 ساله
همدان |
|
98 |
شيوع فقر
آهن در سنين باروری
در استان بوشهر
|
|
99 |
ارزيابی
انتروپومتری
کودکان 36-0 ماهه مناطق
روستائی بوشهر
|
|
100 |
بررسي پوشش
واكسيناسيون
و عوامل مؤثر بر
آن در كودكان زير
دو سال تحت پوشش
پايگاههاي بهداشتي
مشاركتي مركز
بهداشت كرج |
|
101 |
الگوي بهره
مندي ساكنين شهرك
توحيد بندرعباس
از خدمات بهداشتي |
|
102 |
بررسي پوشش
واكسيناسيون
وعلل شكست آن در
كودكان زير يكسال
شهر زاهدان, سال1380 |
|
103 |
ارزيابي كيفيت
خدمات تنظيم خانواده
مناطق روستايي
استان گلستان
(سال 1380) |
104
|
بررسي ميزان
تقاضا براي خدمات
قابل ارائه توسط
پزشكان در شهرستان
شاهرود |
|
105 |
ارائه تجربهاي
از استان قزوين
در مورد نظام
مراقبت عوارض
نامطلوب واكسن |
|
106 |
بررسي نقش
ارتقاي مستمر
كيفيت (C.Q.I) خدمات تنظيم
خانواده دركاهش
حاملگيهاي
ناخواسته در
پايگاه منتخب
شهر اصلهان در
مدت شش ماه |
|
107 |
كاربرد GIS در اپيدميولوژي |
|
108 |
بررسي وضعيت
بيماردهي در
شهرستان بهبهان
|
|
109 |
بررسي كيفي
و كمي مقالات
پزشكي ايراني
چاپ شده در مجلات
خارجي در سالهاي
1992 و 1999 با استفاده
از Impact Factor |
|
110 |
تعيين عوامل
مؤثر بر پايين
بودن كيفيت
پايش رشد كودكان
زير 6 سال درخانههاي
بهداشت تابعه
شهرستان بابل
1380 |
|
111 |
بررسي يكساله
وضعيت عوارض
نامطلوب ايمنسازي
در افراد واكسينه
شدهاستان قزوين
(مهر 80 لغايت شهريور
81) |
|
112 |
بررسی عفونت
انسانی ليشمانيوز
جلدی در کانون
دهستان عقدا, شهرستان
اردکان, استان
يزد |
بررسي مشخصات
بيماران ، عوامل
خطر مؤثر در بروز
و عوارض بيماري
ديابت در مراجعين
به مراكز ارائه
خدمات دارويي شهرستان
اروميه
دكتر سالاري
لك شاكر، دكتر حميصي ،
عبد المجيد ، دكترانتظارمهدي
رسول ، دكتر ولي
زاده محمد باقر
دانشگاه
علوم پزشکی اروميه
مقدمه
و اهداف مطالعه
:
بر اساس
تعريف سازمان جهاني
بهداشت ، ديابت
بيماري مزمني است
كه به هر دليل اكتسابي
يا ارثي با كاهش
توليد انسولين
و يا مقاومت محيطي
به انسولين باعث
افزايش قند خون
و عوارض مترتب
بر آن مي شود و به
دو گروه عمده IDDM (تيپ I ) و NIDDM (تيپ II) طبقه
بندي كه گروه اخير
واجد زير گروههاي
مختلفي مي باشد
. اين بيماري به
دليل ابتلا افراد
در سنين بازدهي
، ضرورت مراجعات
مكرر پزشكي ، نياز
به مراقبت طولاني
مدت ، ابتلا افراد
با سطح اقتصادي
و اجتماعي متوسط
و پايين و بار بيماري
اهميت فوق العاده
اي در نظام سلامتي
را دارد .
روش مطالعه
:
بر اساس
يك مطالعه توصيفي
ـ مقطعي به هنگام
تعويض كارت درمان
بيماران ديابتي
در سال 1379 كليه افرادي
كه بر اساس آگاهي
از اطلاعيه منتشر
شده جهت تعويض
كارت اقدام نمودند
در طي مدت شش ماه
توسط دو پزشك مورد
معاينه قرار گرفتند
و بر اساس يك پرسشنامه
تدوين شده از جهت
ويژگيهاي دموگرافيك
و رفتارهاي فردي
و نوع عوارض و ... مورد
سئوال قرار گرفتند.
مجموع افرادي كه
مطالعه شدند 4620 نفر
بودند . داده هاي
جمع آوري شده در
چهار چوب سئوالات
پرسشنامه وارد
برنامه ماشيني
طراحي شده گرديد
و بر اساس اهداف
مطالعه تجزيه و
تحليل و نتايج
زير حاصل شد :
نتايج :
7/6 درصد بيماران
مبتلا به تيپ I
و 93 درصد بيماران
مبتلا به تيپ II بيماري
بودند .8/72 درصد بيماران
در زمان پرسشگري
40 ساله و بالاتر
بودند .8/66 درصد بيماران
زن و بقيه مرد بودند
.
BMI 3/3 درصد
بيماران كمتر از
20 ، 8/20 درصد 24-20 ، 5/37 درصد
29-25 و 23 درصد 30 و بالاتر
بود .
نزد 7/51 درصد بيماران
حداقل يك نفر از
افراد فاميل درجه
يك ( پدر ـ مادر ـ خواهر ـ برادر
) مبتلا به ديابت
بودند كه در 80 درصد
موارد پدر ، 15 درصد
موارد مادر مبتلا
به ديابت بودند
.
1/27 درصد بيماران
داراي فرزند ديابتيك
بودند كه 98 درصد
آنان فرزند دختر
بودند .
در 67 درصد بيماران
ديابت توسط پزشكان
بخش خصوصي ، 5 درصد
توسط مراكز بهداشتي
درماني و 3/11 درصد
در بررسي بيمارستاني تشخيص داده
شده اند .
علت مراجعه
بيمار به مراكز
تشخيص درماني كه
به تشخيص ديابت
منجر شده در 67 درصد
موارد وجود علائم
بيماري ( پر نوشي
، پر ادراري و پرخوري
) ، 9/3 درصد عوارض بيماري
و 2/21 درصد بصورت اتفاقي
بوده است .
15 درصد بيماران
در زمان پرسشگري
حداقل يك عارضه
شناخته شده بيماري
( رتينو پاتي ـ نفرو
پاتي ـ نورو پاتي
ـ پاي ديابتي ـ
بيماري ايسكميك
قلبي ) را داشته
اند كه 6/34 درصد داراي
رتينو پاتي ، 4/27 درصد
داراي نورو پاتي
و 2/23 درصد داراي بيماري
ايسكميك قلبي بودند
.
7/72 درصد افراد
مورد مطالعه از
نحوه ايجاد بيماري
، چگونگي مراقبت
و نحوه پيشگيري
از عوارض بيماري
اطلاع نداشتند
، 6/19 درصد
داراي آگاهي كم
، 3/5 درصد آگاهي متوسط
و فقط 3/1 درصد آگاهي
زياد و خيلي زياد
داشتند .
منبع كسب آگاهي
بيماران از بيماري
خود در 36 درصد موارد
پزشك خصوصي ، 12 درصد
پزشك مراكز دولتي
و 8/0 درصد از كاركنان
بهداشتي درماني
و خانه هاي بهداشت
بود .
از نظر
نحوه مراجعه به
پزشك جهت مراقبت
بيماري 5/40 درصد بيماران
ماهانه ، 3/27 درصد
بيماران هر سه
ماه يك بار و 4/4 درصد
بيماران هر شش
ماه يك بار به پزشك
مراجعه مي كننند
از بيماران
زن مورد مطالعه
3/19 درصد سابقه سقط
جنين ، 3/8 درصد سابقه
مرده زايي و 2/10 درصد
داراي سابقه تولد
نوزاد با وزن بالاي 4 كيلوگرم
داشته اند.از مجموع
افراد مورد مطالعه
301 نفر داروهاي گياهي
(5/6) درصد و 54 نفر (2/1) از
مواد مخدر جهت
درمان بيماري استفاده
مي كردند
. از كل افراد مورد
مطالعه 410 نفر جهت
درمان بيماري از
انسولين استفاده
مي نمودند كه 5/6 درصد
از نوع NPH ، 3% درصد از
نوع كريستال و
1/2 درصد از
هر دو نوع انسولين
بطور همزمان استفاده
مي كردند .
از افراد مورد
مطالعه 5/89 درصد از
قرص گلي بنگلاميد
استفاده مي كردند
كه 1/96 درصد روزانه
يك قرص ، 6/1 درصد روزانه
2 قرص و 3/1 درصد روزانه
بيش از دو قرص استفاده
مي كردند
از افراد مورد
مطالعه 8/9 درصد از
قرص متفورمين استفاده
مي كردند .
نتيجه گيری
:
با توجه
به تشابه نتايج
بدست آمده از مطالعه
با نتايج مطالعات
انجام گرفته در
اكثر كشورهاي جهان
بنظر مي رسد الگوي
اپيديولوژيك بيماري
با ساير نقاط دنيا
تفاوتي ندارد با
عنايت به اجراي
آزمايشي طرح پيشگيري
و كنترل ديابت
در كشور و نقش محدودي
كه مراكز بهداشتي
و درماني در مراقبت
بيماري دارند موارد
ذيل اهميت وافري
دارند :
الف ـ لزوم
تجديد نظر در ساختار
طرح كشوري پيشگيري
و كنترل ديابت
ب ـ آموزش مدون
و مستمر بيماران
در مورد بيماري
و عوامل خطر مؤثر
در بروز و عوارض
بيماري ديابت
ج ـ توجه جدي
به اقدامات پيشگيري
در سطوح اول و دوم
از سوي واحدهاي
ارائه خدمات
نقش
عوامل خطرساز
بر ابتلا به سرطان
پستان در زنان
ساكن مشهد 1380
نيره اميني
ثاني، يوسف ستايش،
دكتر محمدرضا قوامنصيري،
دكتر سيدمرتضي
شمشيرگران
دانشگاه
علوم پزشكي اردبيل
مقدمه و اهداف
مطالعه
سرطان
پستان شايعترين
سرطان زنان در
سراسر دنياست
كه شناخت عوامل
خطر مرتبط با
آنميتواند راهگشاي
اقدامات پيشگيري
كننده باشد. اين
مطالعه با هدف
تعيين لگوي عوامل
خطر سرطانپستان
در زنان ساكن
مشهد صورت گرفت.
تا با استناد به
نتايج آن در
جهت اولويتبندي
برنامهريزيهايبهداشتي
آينده به منظور
حفظ و ارتقاء
سلامت زنان گام
مؤثري برداشته
شود.
روش مطالعه
در اين
مطالعه مورد شاهدي
105 زن با تشخيص
قطعي سرطان پستان
در سه سال اخير
و ساكنمشهد كه
جهت درمان به
بيمارستان اميد
مشهد طي سال
1380 مراجعه نموده
بودند با 105 شاهد
كه درهمسايگي
آنان زندگي ميكردند
و در محدوده سني
با گروه مورد
بودند مقايسه
شدند. پرسشنامهايحاوي
متغيرهاي دموگرافيك
و عوامل خطرساز
به روش مصاحبه
منظم توسط پژوهشگران
آموزش ديدهتكميل
گرديد.
نتايج
با توجه
به نتايج اين
مطالعه اكثريت
آزمودنيها كمتر
از 50 سال سن داشتند
و خانهدار و بيسوابودند.
ارتباط معنيداري
بين سابقه فاميلي
سابقه ضايعات
قبلي در پستان،
مصرف قرصهايضدبارداري،
سن منوپوز، سن
قاعدگي، سن تولد
اولين فرزند،
مواجهه مستقيم
و غيرمستقيم با
دودسيگار و ابتلا
به سرطان پستان
وجود داشت (P كمتر از
001/0)
كه از
اين ميان سابقه
فاميلي، مصرف
قرصهاي ضدبارداري،
سابقه ضايعات
قبلي پستان،
سن تولداولين
فرزند، مواجهه
غيرمستقيم با
دود سيگار از اولويت
بيشتري جهت مداخلات
بهداشتي برخورداربودند.
نتيجه گيری
با توجه
به يافتههاي
اين طرح بنظر
ميرسد كه اولاً
ميبايست در افراد
داراي سابقه
فاميلي وضايعات
خوشخيم پستان
مداخلاتي در جهت
كاهش ساير عوامل
خطر سرطان پستان
صورت گيرد ونيز
آزمونهاي غربالگري
بيشتر متوجه اين
افراد باشد ثانياً
آموزشهاي لازم
در جهت كاهش
مواجهه با دودسيگار
صورت گيرد و ثالثاً
در تجويز و مصرف
قرصهاي ضدبارداري
دقت بيشتري به
عمل آيد.
وضعيت سلامت
عمومي در افراد
15 ساله و بيشتر استان
يزد در سال 1378
محمد حسين
احمديه
دانشگاه
علوم پزشکی يزد
مقدمه و
اهداف مطالعه:
مشكلات
و بيماريهاي رواني
يكي از مهمترين
بيماريهاي جامعه
انساني است كه
متاسفانه در كشور،
توجه شاياني به
آن نمي شود و در
حال حاضر رو به
افزايش است. بهداشت
روان گر چه تاكنون
بعلت اهميت آن
از طرف وزارت بهداشت-درمان
و آموزشي پزشكي
مورد توجه قرار
گرفته ولي هنوز
كار چندان موثري
در سيستم بهداشتي
براي آن انجام
نشد. هدف اين تحقيق
بررسي وضعيت سلامتي
عمومي و تعيين
گروه هاي در معرض
خطر از ابعاد مختلف
رواني در استان
يزد بود.
روش مطالعه:
بررسي
سلامتي و بيماري
بود كه در سال 78 با
916 نمونه در 22 خوشه
شهري و 11 خوشه روستائي
»در استان يزد انجــــام
شــد . در ايــن
بـــررســي از
206 سئــوال مربوط
به هر فـــرد 28 سئوال
در مورد روان سنجي
با نام GHQ
(General
Health Questionnaire, Goldberg, DP. ,1979) طرح
شده بود كه يك پرسشنامه
غربالگري مبتني
بر خودگزارش دهي است و در
مطالعات باليني
با هدف تشخيص اختلالات
رواني در چهار
بعد بشرح زير مورد
استفاده قرار ميگيرد:
A: نشانه هاي بدني
(احساس فرد نسبت
به سلامت خود) . B: اضطراب و بي
خوابي . C: نارسا
كنش وري اجتماعي
(مشكلات زندگي
و مسائل حرفه اي
) . D: افسردگي
شديد و گرايش به
خودكشي . در هر بعد
7 سوال و نمراتي
از صفر تا 21 دارد
. نمرات بين 14تا 21
وخامت وضع آزمودني
را در آن بعد نشان
ميدهد. نمرات 7 تا
13 بيماري خفيف ونمرات
كمتر از 6 سالم تلقي
ميشوند.
نتايج : 593 نفر در
سنين بالاي 15 سال
در استان يزد مورد
مطالعه قرار گرفتند
در بعد A 2/1 % بيماري
شديد و 5/14% بيماري
خفيف داشتند. در
بعد B: 9/1% بيماري
شديد و 3/13 % بيماري
خفيف در بعد C 7/62 % بيماري شديد
و 1/22% بيماري خفيف
و در بعد D 2 % بيماري
شديد و 7/1 % بيماري
خفيف و بقيه سالم
بودند. اين فراوانيها
بر حسب محل سكونت
( شهري و روستائي
) تحليل شد و تفاوت
معني داري بدست
نيامد. از نظر جنس
در بعد A: وضعيت
زنان و در بعد C وضعيت
مردان بطور معني
داري از جنس ديگر
بدتر بود. (P-value # o) از نظر
سن در ابعاد (C,B,A) با افزايش سن
شيوع بيماري رواني
افزايش معني داري
(P-value# o)
نشان داد ولي
در بعد D اين
رابطه معني دار
نبود (P-value
= 0.132) .
نتيجه
گيری :در استان يزد
شيوع افسردگي زياد
است كه با افزايش
سن افزايش مي يابد
و در زنان به طور
معني داري بيشتر
از مردان مشاهده
ميشود بطوريكه
در يك تحقيق شيوع
افسردگي در زنان
70% برآورد شده لذا
در اين تحقيق كه
از نظر ملاك و پرسشنامه
با تحقيقات قبلي
فرق دارد (GHQ در مقابل
تست BEK) شيوع
افسردگي شديد و
گرايش به خودكشي
19 در هزار بدست آمده
كه رقم بالائي
است در ابعاد ديگر
نيز اين موضوع
صادق است مثلاً
در بعد مشكلات
زندگي و مسائل
حرفه اي تنها 15% سالم
بودند . لذا توجه
به مشكلات رواني
جامعه از اولويت
هاي پزشكي و بهداشتي
مي باشد
Association between electrocardiographic ischemic abnormalities and
coronary risk factors in a defined pupulation in Bushehr Port, Iran
H.
Department of Cardiovascular Diseases,
Abstract: To
estimate prevalence rates of ischemic heart disease (IHD) and associated
coronary risk factors in Bushehr population aged 30-64 years, using Rose
Questionnaire and a resting electrocardiogram.
Research design and methods:
This cross-sectional study involved citizens , men and women aged 30-64 years in
Bushehr. End points of IHD were consisted of angina pectoris (grad 1 and 2,
according to Rose criteria), possible myocardial infarction (major Q wave [Minnesota Code, 1.1] or history of myocardial
infarction), (major Q wave [Minnesota Code, 1.1] or history of myocardial infarction), and
ischemic resting electrocardiographic abnormalities (Minesota code 1.1-1.3,
4.1-4.3, 5.1-5.3 and 7.1.1). Resting EKGs were coded independently by
two coders. The determination of NIDDM was based according to WHO criteria and
consisted of fasting plasma glucose and oral glucose tolerance test results.
For cholesterol levels, fasting blood samples were obtained. Associated
coronary risk factors; smoking, hypertension, sedentary life-style, obesity and
hypercholestrolemia were determined.
Results: The
age-adjusted prevalence of possible myocardial infarction in the total
population was 2.5% and 1.3% in men and women (p>0.05),respectively
and the age-adjusted prevalence of
ischemic EKGs was 17.4% and 19.8% in men and women (p>0.05), respectively. Possible myocardial infarction
was significantly associated with hypertension in men and NIDDM in women by multivariate analysis. Ischemic
EKGs were also significantly associated with hypertension in men and women and
hypercholesterolemia in women.
Conclusion:
Ischemic heart disease is found in epidemic proportions in Bushehr. Prevention
programs and periodic screening for hypertention, NIDDM and hypercholesterolemia
should be implemented in this population.
مرگهاي منتسب
به افزايش آلودگي
هوا در افراد با
سن بيشتر از 64 سال
در تهران
دكتر مسعود
يونسيان- استاديار
اپيدميولوژي،
دانشكدة بهداشت
و انستيتو تحقيقات
بهداشتي دانشگاه
علوم پزشكي تهران
دكتر حسين ملك
افضلي- استاد آمار
حياتي، دانشكدة
بهداشت و انستيتو
تحقيقات بهداشتي
دانشگاه علوم پزشكي
تهران
دكتر كوروش
هلاكويي ناييني-
دانشيار اپيدميولوژي،
دانشكدة بهداشت
و انستيتو تحقيقات
بهداشتي دانشگاه
علوم پزشكي تهران
چكيده:
مقدمه: گرچه مطالعات
مختلفي روي رابطة
آلودگي هوا و عوارض
مرتبط با سلامتي
انجام شدهاند،
فقدان يك مطالعة
دقيق و منظم با
استفاده از روش
مناسب در كشور
ما احساس ميشود.
بخصوص ضعف متدولوژي
در مطالعات موجود
محققين را بر آن
داشت تا به انجام
يك مطالعه برمبناي
دادههاي Time series
اقدام نمايند.
روش كار:
نوع
مطالعه اکولوژيک
(مقايسه فراوانی
پی آمد در يک جمعيت
در زمان های مختلف)
بود. سطح متوسط
روزانه هر يك از
آلايندههاي No، No2، Nox، Co، O3، So2
و Pm10 (ذرات
معلق با قطر آئروديناميك
كوچكتر از 10 ميكرون)
كه در يكي از ايستگاههاي
شركت كنترل كيفيت
هواي تهران اندازهگيري
و ثبت شده بودند
به عنوان متغير
مستقل، و دما،
رطوبت نسبي، روز
هفته، ماه سال
و فصل سال به عنوان
متغيرهاي مخدوشكنندة
بالقوه در نظر
گرفته شدند. تعداد
مرگهاي روزانه
شهر تهران كه در
افراد مسنتر از
64 سال رخ داده و در
دفاتر بهشت زهرا
ثبت شده بود متغير
وابستة اين طرح
را تشكيل داد. كلية
موارد فوق در فاصلة
1/1/77 لغايت 30/9/78 اندازهگيري
و ثبت شدهاند
بدين ترتيب نمونه
گيری نداشتيم و
سرشماری صورت گرفت.
فقط جهت حصول اطمينان
از قدرت آماری
کافی مطالعه , حداقل
تعداد نمونه لازم
با استفاده از
توزيع پواسون محاسبه گرديد. جهت
تجزيه و تحليل
دادهها از مدل
رگرسيون خطي چندگانه
با بررسي همبستگي
متوالي (autocorrelation)
استفاده شد.
نتايج: غلظت آلايندهها
و نيز متوسط تعداد
مرگ در فصول مختلف
سال متغير بود.
متغيرهاي SO2، NO
و PM10 در
مدل نهايي ارتباط
معنيداري با متغير
وابسته نشان دادند
(05/0 p<) بدين ترتيب
كه به ازاي افزايش
هر يك از آلايندههاي
فوق از صدك 25 به صدك
75 به ترتيب 4%، 8/5% و
5/2% به تعداد مرگهاي
روزانه افزوده
ميگردد. در مدل
نهايي بين مقادير
باقيمانده همبستگي
متوالي مشاهده
نشد (ضريب همبستگي
پيرسون بين مقادير
متوالي = 021/0 -، 63/0 = P)
نتيجهگيري:
بين
آلودگي هوا و تعداد
مرگ در افراد مسنتر
از 64 سال رابطه وجود
دارد. آب و هوا و
متغيرهاي تقويمي
ميتوانند نتايج
چنين رابطهاي
را مخدوش نمايند.
بررسي ميزانهاي
بروز عوارض ريوي
و خطر نسبي عوامل
مؤثر بر آن درمصدومين
شيميايي گاز خردل
جنگ تحميلي عراق
عليه ايران
دکترعلياكبر
كريمي زارچي ، دکتر كوروش
هلاكويي ناييني
دانشگاه
علوم پزشکی بقيه
الله
چكيده
سولفور
موستارد فراوانترين
عامل شيميايي
بود كه ارتش
عراق در جنگ
عليه ايران استفاده
كرد.هدف از انجام
اين تحقيق تعيين
ميزانهاي بروز
عوارض ريوي و
خطر نسبي عوامل
مؤثر بر آن ميباشد.
بههمين منظور
يك مطالعه كوهورت
تاريخي بر روي
1337 نفر از مصدومين
شيميايي كه حداقل
يكبار باگاز خردل
مواجهه يافته
بودند صورت گرفت.
براي برآورد ميزان
بروز تجمعي، ميزان
بروز ساليانه،
خطرنسبي به ترتيب
از الگوي پيشنهادي
زكلو (Szklo)، برسلو
(Breslow) و كاهن (Kahn) استفاده گرديد.
ميانگين
سن مصدومين هنگام
مواجهه 5/25 سال
(1/9 سال) بود. 1264 نفر
از مصدومين(5/94درصد)
يكنوبت با گاز
شيميايي مواجهه
داشته و اكثر
افراد مصدوم
(2/96 درصد) از وسايلحفاظتي
استنشاقي جهت
مقابله با حملات
شيميايي استفاده
كرده بودند. از
بين مصدومين
1/15 درصدعادت به
سيگار داشتند.
ميزان بروز تجمعي
عوارض ريوي
6/31 درصد بود. كمترين
ميزان بروز ساليانهعوارض
ريوي در سال
اول پيگيري
(5/7 در ده هزار) و
بيشترين ميزان
بروز ساليانه
در سال هفتم
پيگيري(769 در ده
هزار) مشاهده
گرديد. خطر نسبي
بروز عوارض ريوي
با فاصله اطمينان
95% در گروههايسني
21 تا 25 سال، 26 تا 30 سال،
31 تا 35 سال، 26 سال
و بالاتر نسبت
به گروه سني
20 سال وپايينتر
به ترتيب 12/1 (88/0ـ46/1)،
49/1 (10/1ـ10/2)، 70/1 (20/1ـ40/2) و 09/2(57/1ـ77/2)
محاسبه گرديد.
همچنين خطر نسبي
با فاصله اطمينان
95% مواجهه بيش
از يكبار نسبتبه
يكبار، وسيله
محافظتي استنشاقي
و سيگار در بروز
عوارض ريوي به
ترتيب 69/0 (42/0ـ12/1)،85/1
(22/1ـ78/2) و 01/1 (74/0ـ26/1) تعيين
گرديد. اين مطالعه
نشان داد كه
گروههاي سني
25سال به بالا
و همچنين عدم
استفاده از وسايل
محافظتي استنشاقي
در افزايش خطر
بروز عوارض ريوينقش
دارند.
Hearing abnormalities and associated factors in primary school children in
M.G. Ahmadipour’ , MD; S.M. Hashemi , MSc; A.
Liravi , MD;
H.R. Ghafarian Shirazi ,MSc
Department of Otolaryngology ,
Abstract: To determine the prevalence of hearing loss and its associated
factors among primary school children in Bushehr port, a representative sample
of 1725 primary school children was chosen by random cluster sampling method
and evaluated by portable audiometer. The prevalence of total hearing loss , conductive,
sensori-neural and mixed types were 14.4% (248), 12.7 % (207) , 0.6% (10%) and 11.1 %
(16) , respectively. History
of head truma , adenoid enlargment , otalgia, otorrhea and
family history of hearing loss in family were important associated factors in
this study (p<0.05).
اپيدميولوژي
آسيبهاي با علل
خارجي (حوادث)
در ايران Injuries Epidemiology
دكتر محسن
نقوي، اپيدميولوژيست
، وزارت
بهداشت درمان و
آموزش پزشکی ،
معاونت بهداشتی
، دبيرخانه تحقيقات
كاربردي حوزه
معاونت سلامت
خلاصه
آسيبهاي با
علل خارجي (Injuries) در سال 2000 بيش
از 6 ميليون مرگ
را در جهان سبب
شدهاست كه
8/3 ميليون نفر آن
به علت حوادث
غيرعمدي و 2/2 ميليون
نفر آن به علت
حوادث عمديفوت
بوده است.
ميران بروز
مرگ ناشي از
حوادث عمدي و
غيرعمد در جهان
99 و در منطقه مديترانه
شرقي 88درصد هزار
نفر است. در ايران
در سال 2000 اين رقم
58 درصد هزار نفر
است. ميزان بروز
حوادثترافيكي
در ايران 30 درصد
هزار نفر است
كه از ميران
آن در جهان و
منطقه مديترانه
شرقي، كه به
ترتيب23 و 14 درصد
هزار، بيشتر است.
نسبت درصد عمر
به هدر رفته
(Years
of life lost) در نتيجهحوادث
عمدي از كل عمر
به هدر رفته
ناشي از همه
علل مرگ در جهان
15% و در منطقه مديترانه
شرقي13% است. با
وجود اينكه ميزان
بروز مرگ ناشي
از اين عل در
ايران نسبت به
جهان و منطقه
كمتر استولي
نسبت عمر از دست
رفته به علت
حوادث در ايران
27%، از كل عمر به
هدر رفته را شامل
ميشود اين تفاوت
بطور عمده ناشي
از بالا بودن
ميزان بروز مرگ
ناشي از حوادث
ترافيكي در ايران،
كاهش مرگناشي
از بيماريهاي
عفوني و كاهش
مرگ كودكان در
ايران و... و در نتيجه
پايين بودن مقدار
عم به هدررفته
است.
در ايران ساليانه
بيش از 9 ميليون
حادثه منجر به
جرح اتفاق ميافتد
كه يك ميليون
و صدهزار نفراز
آنها در بيمارستان
بستري شده (26% از
تختهاي بيمارستاني
ايران در اشغال
حادثهديدگان
است) 4ميليون
نفر آنها درمان
سرپايي ميشوند
و 37000 نفر آنها ميميرند.
375000 از بستريشدگان
و 19100 نفر از فوتشدگان
به علت حوادث
از حوادث ترافيكيآسيب
ديدهاند.
پس از حوادث
ترافيكي، سوختگي
با ميزان مرگ
4 درصد هزار نفر
و 38000 نفر بستري در
سالدر بين حوادث
غيرعمدي جايگاه
دوم و پس از آن
سقوط و سپس غرقشدگي
قرار دارد. در بين
حوادثعمدي خودكشي
با ميزان مرگ
2/6 درصد هزار نفر
رتبه اول و سپس
قتل با ميزان
8/2 درصد هزار دررتبه
دوم قرار دارند.
بين روند سني
ميزان مرگ ناشي
از حوادث ترافيكي
بين شهرنشينان
و روستانشينان
تفاوتعمدهاي
نيست. در بين
روند سني مرگ
ناشي از حوادث
ترافيكي در بين
دو جنس اختلاف
قابل توجهيوجود
دارد. تفاوت جدي
بين ميزان بروز
مرگ ناشي از
خودكشي در بين
زنان و مردان
(زنان بيشتر) ومرگ
ناشي از قتل
(مردان بيشتر)
نيز وجود دارد.
به ازاي يك
مورد مرگ ناشي
از حوادث ترافيكي
در ايران 20 نفر
بستري ميشوند،
و به ازاي هرمورد
مرگ ناشي از
خشونت عليه ديگري
30 نفر بستري ميشوند،
در صورتي كه
به ازاي هر مورد
مرگناشي از سقوط
241 نفر بستري ميشوند.
فصول اوج
مرگ ناشي از
: حوادث
ترافييك تابستان و سپس
پاييز ، غرقشدگي
تابستان و سپس
بهار، خفگي
ناشي از كارزمستان
و سپس پاييز،
سقوط زمستان
و سپس پاييز،
خودكشي
بهار و سپس
تابستان است.
بررسي
سوانح و حوادث
رويداده در منزل
در سالهاي 1378 لغايت1380
در استان اصفهان
* غلامرضا
ابراهيمي و دكتر
جلال كشاورز
كارشناسان
غيرواگير مركز
بهداشت استان
اصفهان
مقدمه و اهداف
مطالعه
از آنجا
كه سوانح و حوادث،
سومين علت مرگ
و مير و اولين
علت معلوليت
و ناتواني در
كشورميباشد و
سوانح و حوادث
خانگي با بيشترين
فراواني از امكان
بيشتري جهت مداخله
در نظام ارائهخدمات
بهداشتي درماني
برخوردار ميباشد
طرح مذكور با
اهداف زير تدوين
و اجرا گرديد.
1ـ تعيين
ميزان بروز حوادث
خانگي 2ـ تعيين
اولويت مداخله
3ـ تعيين ميزان
مرگ و مير ومعلوليت
ناشي از حوادث
خانگي
روش مطالعه
مطالعه
به صورت توصيفي
در 30633 مورد حادثه
اتفاق افتاده
در منزل در سه
سال، ثبت شده
دركليه مراكز
بهداشتي درماني
و بيمارستانهاي
دولتي خصوصي
و خيريه و مراكز
اورژانس استفان
اصفهاندر جمعيت
3845391 نفري تحت پوشش
دانشگاه علوم
پزشكي اصفهان
انجام شد. روش
نمونهگيريسرشماري
وابسته به زمان
و از طريق تكميل
ليست خطي و آناليز
با نرمافزار EPI6 انجام شد.
نتايج
از بين
18 نوع حادثه تعريف
شده، برخورد با
اجسام تيز با
4/29%، تماس با اجسام
داغ 8/18% وزمينخوردگي
با 5/13% فراوانترين
اين حوادث بودند
كه صدمات بريدگي
و پارگي و خراشيدگي
با6/42% و سوختگي با
7/28% را سبب گرديده
بودند. فراوانترين
عضو صدمه ديده
در گروه سني
زير 20سال اتفاق
افتاده است.
همچنين 5/52% مصدومين
را زنان تشكيل
ميدهند.
تعداد
197 نفر از مصدومين
در هنگام ثبت
فوت نمودهاند،
كه متوسط سن
آنها 4/28 سال و3/53% آنها
مرد بودهاند و
از اين تعداد
5/61% سن كمتر از 30 سال
داشتهاند.
نتيجه گيری
اين مطالعه
نشان داد كه
فعاليتهاي مربوط
به پيشگيري از
سوانح و حوادث
خانگي بايستي
بر رويآموزش
جامعه در نحوه
استفاده از اجسام
تيز و برنده و
كاهش تماس افراد
زير 30 سال با مواد
آتشزامتمركز
گردد.
بررسي موارد
خودكشي در شهرستانهاي
تابعه دانشگاه
علوم پزشكي مشهد
– سال
1380
*
دكتر غلامحسن
خدايي
– مريم ابريشمي-
اشرف تقوي
– ليدا زرين
قلم –
سودابه
ملك پور
دانشگاه
علوم پزشکی مشهد ،
معاونت بهداشتی ،
مرکز بهداشت استان
مقدمه: خودكشي
يكي از مشكلات
عمده بهداشت عمومي
در همه كشورهااست.خودكشي
يك رفتار ضد اجتماعي
است كه علاوه بر
زيان شخصي و خانوادگي
يك زيان اجتماعي
نيز تلقي ميشود.
آمار و ارقام خودكشي
در كشورهاي مختلف
با توجه به وضعيت
اجتماعي ، اقتصادي
، فرهنگي و مذهبي
متفاوت ميباشد.طبق
برآورد سازمان
جهاني بهداشت هرساله
يك ميليون نفر
در دنيا خودكشي
ميكنند و بيش از
20 ميليون نفر نيز
اقدام به خودكشي
مينمايند.
اهداف :
·
بررسي
ميزان شيوع موارد
خودكشي
·
بررسي موارد
خودكشي براساس
جنس –
سن –
منطقه جغرافيايي
– زمان
·
بررسي موارد
خودكشي براساس
روش خودكشي
روش مطالعه
: توصيفي
تحليلي –
براساس بررسي
موارد و علل مرگ
در شهرستانهاي
تابعه دانشگاه
پرسشنامه
هاي تكميل شده
در سطوح مختلف
جمع آوري و براساس
ICD10
كد گذاري و در
نرم افزار مربوطه
وارد و با برنامه
EPI6 آناليز
شده است .
نتايج : در سال
1380 تعداد 229 مورد خودكشي
گزارش شده كه رقم
سيزدهم را در بررسي
علت هاي مرگ داشته
است
-
ميزان شيوع به
جمعيت برابر با
4 در صد هزار نفر
ميباشد.
-
درصد خودكشي در
مردان 57.2%
و در زنان 42.8% ميباشد.
-
بيشترين درصد
موارد خودكشي در
گروه سني 29 –20 ساله ( 40.6% ) موارد
بوده است.
-
63.3% موارد ساكن شهر
و 34.5% ساكن روستا بوده
اند.
-
در گزارش موارد
خودكشي در فصول
مختلف تفاوت محسوسي
نشان نميدهد.
-
بيشترين روش اقدام
به خودكشي حلق
آويز و خودسوزي
بوده است.
نتيجه گيری
: در
بررسي هاي به عمل
آمده در جهان اقدام
به خودكشي در زنان
بيشتر از مردان
است ولي موارد
خودكشي موفق در
مردان بيشتر از
زنان است. ولي در
بررسي حاضر در
گروه سني 20-29 سال كه
بيشترين درصد خودكشي
را دارد تعداد
موارد مرگ در زنان
بيشتر از مردان
است. با توجه به
تعدادموارد زياد
خودكشي در گروه
جوانان لزوم مداخله
و پيشگيري در دو
بعد آموزش مفاهيم
و مهارتهاي زندگي
براي جوانان و
نوجوانان و دسترسي
به مراكز مشاوره
در زمان بحران
ميتواند در تقليل
موارد موثر باشد.
تقويت امور
ديني و مذهبي نيز
امر مهمي در كاهش
اقدام به خودكشي
است.
بررسي
روند تغييرات علل
مرگ و مير در سالهاي 1358 تا 1380 در ايران
پروين ياوري*
، عليرضا
ابدي ، يدا.... محرابي
گروه پزشكي اجتماعي
و بهداشت، دانشگاه
علوم پزشگي شهيد
بهشتي
مقدمه و اهداف
مطالعه: يكي
از عوامل مهم در
برنامه ريزيهاي
مربوط به سلامت
هرجامعه، آمار
و علل مرگ و مير
در آن جامعه است. در اين مطالعه
روند تغييرات علل
مرگ و مير در ايران
در طول 23 سال گذشته
مورد بررسي و تحليل
قرار ميگيرد.
روش مطالعه: در اين مقاله
اطلاعات مربوط
به 2517871 متوفي در فاصله
سالهاي 1358 تا 1380 مورد
بررسي و تحليل
قرار گرفته است. داده هاي
مربوط به تعداد
و علل مرگ
و مير تا سال 1374 در
21 شهر انتخابي و
از سال 1375 در كل كشور
توسط دفتر توسعه
و هماهنگي
نظام آماري وزارت
بهداشت درمان و
آموزش پزشكي از
منابع گوناگون
از قبيل سازمان
ثبت احوال, گورستانها,
بيمارستانها و
خانههاي بهداشت
جمع آوري شده است. براي گروه
بندي علل مرگ و
مير از طبقهبندي بين المللي
ICD استفاده
شده است. براي آناليز
روند تغييرات زماني
علل مرگ و مير نسبت
تناسبي ميرائي
(PMR) براي هر سال
و دورههاي پنج
ساله محاسبه و
مورد مقايسه قرار
گرفت.
نتايج: يافتهها
نشان ميدهد كه
مرگ بعلت بيماريهاي
دستگاه گردش خون
و سوانح و حوادث
در تمام سالهاي
مورد بررسي به
ترتيب در رتبه
هاي اول و دوم قرار
گرفتهاند. علل فوق و
سرطانها، بيماريهاي
دستگاه تنفس، بيماريهاي
نوزادان ، دستگاه
گوارش،
عفوني و انگلي،
بيماريهاي نوزادان
و بيماريهاي كليوي
و دستگاه ادراري
در مجموع 80 درصد
علتهاي مرگ را
تشكيل ميدهند. گروه سرطانها
در فاصله سالهاي
58 تا 60 پنجمين علت مرگ و
مير بوده است كه
در سالهاي 65-61 به چهارمين
و در سالهاي بعد
به سومين علت تبديل
شده است در حاليكه
بيماريهاي عفوني
و انگلي
كه در سالهاي
60-58 در رتبه هفتم
قرار داشته در دهه 60 به رتبه ششم
و در سالهاي فاصله
75-71 مجدداً به رتبه
هفتم رسيده و در
سالهاي 80-76 به رتبه
نهم تنزل پيدا
كرده است.
همچنين مرگ به
علت بيماريهاي
دستگاه تنفسي از
رتبه سوم در سالهاي60-
58 به رتبه پنجم در
سالهاي 80-76 رسيده
است.
نتيجه گيری:
بررسي روند
علتهاي مرگ در
مدت 23 سال اخير نشان
ميدهد كه مرگ
به علت بيماريهاي
واگيردار سير نزولي
و به علت بيماريهاي
غير واگير بويژه
سرطانها و سوانح
و حوادث سير صعودي
داشته است. اين امر ضرورت
برنامه ريزي براي
كنترل و پيشگيري
از بيماريهاي غير
واگير را بيش از
پيش روشن مي سازد.
سيماي مرگ
در دانشگاه علوم
پزشكي مشهد سال
1380
* دكتر
غلامحسن خدايي
– مريم
ابريشمي- اشرف
تقوي –
ليدا زرين قلم
دانشگاه علوم
پزشکی مشهد
مقدمه: بررسي
علل مرگ و شاخصهاي
مربوطه اساس برنامه
ريزي و سياستگذاري
در بخش بهداشت
و درمان است. .
در
كشور ما اين اطلاعات
از نظر پوشش كامل
تعداد متوفيات
وكيفيت ثبت اطلاعات
علل فوت دقيق و
به هنگام نبوده
است .
از انجائي
كه ترسيم دقيق
چهره مرگ وبيماري
در جامعه به منظور
شناسائي علل بروز
آن و برنامه ريزي
براي مقابله با
عوامل موثر يكي
از مناسبترين راهبرد
ها براي افزايش
طول عمر و سلامت
انسانهاست وزارت
متبوعه فرآيند
ثبت مرگ را در دستور
كار خود قرار داده
كه اين برنامه
از سال 1380در دانشگاه
علوم پزشكي مشهد
انجام ميشود .
اهداف :
·
ثبت
مرگهاي حادث شده
در استان براساس
جنس- محل سكونت
- علت مرگ
و …
· تعيين
ميزانهاي مورد
نياز ( مرگ خام- مرگ
اختصاصي سني و
… ) به
تفكيك مناطق جغرافيايي
روش مطالعه
: توصيفي
تحليلي –
نمونه كل مرگهاي
سال 1380 در جمعيت همانسال
ميباشد.
پرسشنامه
هاي تكميل شده
در سطوح مختلف
جمع آوري و براساس
ICD10
كد گذاري و در
نرم افزار مربوطه
وارد و با برنامه
EPI6 آناليز
شده است .
نتايج : بررسي
17527 مورد مرگ ثبت
شده نشان ميدهد
:
· با احتساب
مرگ خام 5 در هزار
براي كل جمعيت
در صد پوشش 61% بوده
است كه با توجه
به ابلاغ دير هنگام
و كمبود آموزشهاي
لازم منطقي به
نظر ميرسد.
·
مرگ و مير
مردان در همه سنين
بيشتر از زنان
است ( 58.3% مردان – 40% زنان – 1.7 % نامشخص
)
·
44.5 % موارد
مرگ با علت بيماريهاي
قلبي عروقي و سوانح
و حوادث غير عمدي
ميباشد.
·
از مجموع
مرگ هاي ثبت شده 6.2% مرده زايي
– 6.6% مرگ
زير يكماه - 4.7% مرگ 1 تا 59 ماه و 82.6% بالاي
5 سال ميباشد.
نتيجه گيری
:
گواهيهاي
فوت در حد جواز
دفن بوده و اطلاعات
لازم را ندارد
به نحوي كه بسياري
فاقد علت اصلي
مرگ همراه با علت
زمينه اي بوده
اند و بيشتر علائم
مرگ گزارش شده
است. ضمنا پزشكان آموزش
كافي در مورد صدور
گواهي فوت نديده
اند. و درصد قابل
توجهي از گزارش
علل مرگ كدهاي
پوچ ميباشند كه
مهمترين منابع
گزارش بيمارستانها
ميباشند.
سوء
مصرف اپيوئيدها
در حين رانندگي
در رانندگان وسايل
نقليه سنگين در
جاده هاي بين شهري
كشور در سال 1380
1 دستيار اپيدميولوژي،
دانشكده بهداشت،
دانشگاه علوم پزشكي
تهران
2
رئيس بهداري كل
نيروي انتظامي
جمهوري اسلامي
ايران
3 دانشيار
گروه آمار واپيدميولوژي،
دانشكده بهداشت،
دانشگاه علوم پزشكي
تهران
چکيده:
سوانح و
حوادث غير عمدي
يكي از سه علت اصلي
مرگ دركشور ما
محسوب ميشوند و
حوادث ترافيكي
نيز در بين كل مرگ
و مير ناشي از سوانح
و حوادث بيشترين
سهم را دارند. رانندگي
تحت تاثير الكل
و داروها به عنوان
يكي از علل مهم
حوادث رانندگي
دردنيا شناخته
شده است. مطالعه
حاضر يك پيمايش
كنار جاده اي است
كه به منظور تعيين
شيوع سوء مصرف
اپيوئيدها در حين
رانندگي و عوامل
موثر برآن در رانندگان
وسايل نقليه عمومي
سنگين در جاده
هاي كشور انجام
گرديده است. در
اين تحقيق 1186 نفر
راننده وسايل نقليه
سنگين (اتوبوس،
كاميون و تريلر)
به روش غيراحتمالي
سهميه اي از 51 پاسگاه
پليس راه نقاط
مختلف كشور ( 30-20 راننده
از هر پاسگاه) انتخاب
گرديدند و از 1168 نفر
از آنان نمونه
ادرار اخذ شده
و پرسشنامه براي
آنها تكميل گرديد.
آزمايش وجود مورفين
ادرار با تست لاتكس
در 400 نفر (34.2%) ازاين رانندگان
مثبت بود كه در
168 نفر از آنان (14.4%) با
كروماتوگرافي
لايه نازك تائيد
شد. به اين ترتيب
شيوع سوء مصرف
اپيوئيدها حين
رانندگي در اين
رانندگان 14.4 درصد بوده است.
سيگار كشيدن فعال
نسبت به هرگز سيگار
نكشيدن (11.2 – 4.0 CI95% :و 6.7 OR= )، سن
راننده بين 26 تا
45 سال نسبت به سن
بيش از 55 سال (26.0 – 1.2 CI95% :و 5.5 OR= ) و نداشتن
كمربند ايمني نسبت
به استفاده مرتب
از آن (3.6 – 1.1 CI95% :و 2.0 OR= ) با
سوء مصرف مواد
حين رانندگي ارتباط
معني دار داشتند.
ساير عوامل از
جمله سابقه رانندگي،
مسافت رانندگي
در 12 ماه گذشته،
مالكيت وسيله نقليه،
ترانزيت يا غير
ترانزيت بودن،
سطح تحصيلات، وضعيت
تاهل، نوع وسيله
نقليه، وضعيت سلامتي
راننده (به نظر
خودش) ارتباطي
با سوء مصرف مواد
در حين رانندگي
نداشتند. با توجه
به شيوع بالاي
سوء مصرف اپيوئيدها،
كه تنها يك گروه
از داروهاي غير
مجاز در حين رانندگي
هستند، رانندگي
تحت تاثير داروها
در كشور ما يك مشكل
عمده محسوب مي
شود و برنامه ريزي
مناسبي براي كنترل
آن مورد نياز است.
در اين زمينه وضع
يك قانون خاص كه
به موجب آن پليس
بتواند با رانندگان
مشكوك به سوء مصرف
مواد برخورد و
از ادامه حركت
آنها جلوگيري نمايد،
ضروري است. همچنين
انجام مطالعاتي
در مورد عوامل
موثر بر سوء مصرف
مواد در حين رانندگي،
به ويژه تعيين
باورهاي غلط موجود
در اين زمينه،
براي انجام اقدامات
آموزشي موثر سودمند
خواهد بود.
مراقبت ليشمانيوز
ها در كشور
دكتر بدخشان
هوشمند
تهران مرکز مديريت
بيماريها
مقدمه و
اهداف مطالعه:
وضعيت كنوني
بيماري در كشور
بر حسب انواع ليشمانيوزها
بطور اعم و نوع
جلدي آن بطور اخص
بصورت مشروح بيــــان
مي گردد.
توزيع جغرافيايي
ليشمانيوز جلدي
و احشايي و ابعاد
مشكل ، بعنوان
يك معضل بهداشتي
جدي با توجه به
روند بيماري در
پانزده ساله اخير
و تعيين كانونهاي
آلودگي بيماري
براساس شدت و ضعف
آنها با تكيه بر
ميزان بروز بيماري
مورد تحليل و توصيف
قرار مي گيرد . هم
چنين اختصاصات
اپيدميولوژيك
بيماري از نظر
توزيع سني و جنسي
در انواع مختلـــــف
(روستايي - شهري
- كالاآزار) و نيز
به توزيع جغرافيايي
جوندگان مخزن بيماري
در نوع روستايي
آن بر حسب نوع جونــده
مي پردازد.سيستم
مراقبت (Surveillance)
بيماري در كشور
(نحوه بيماريابي
- جمع آوري داده
ها و ثبت و گـزارش
، پس خوراند و اقدامات
كنترلي ) از محيطي
ترين سطح تا ستاد
كشوري بيان گرديده
و اقدامات پيشگيري
كننده و كنترلي
در دست اجرا را
با توجه به استراتژيهاي
وزارت
بهداشت
مقايسه نموده و
به بررسي معايب
و محاسن اقدامات
و راههاي مختلف
كنترلي با يكديگر
مي پردازد و توصيه
هاي لازم را بيان
مي كند.با بيان
اين مقاله ابعاد
و مشكل ليشمانيوز
بعنوان يك مشكل
بهداشتي ، كانونهاي
آلوده و راههاي
مقابله براي مخاطبين
بيان شده و اولويت
لازم به اين بيماري
داده خواهد شد.
روش مطالعه
:
تحليل و
توصيف اطلاعات
گزارش شده از استانهاي
آلوده كشور ، در
10 ساله اخير در انواع
مختلف A.C.L,Z.C.L,V.C.L. بمنظور ترسيم
سيماي اپيدميولوژيك
، با بررسي فرمهاي
اپيدميولوژيك
بيش از 10 درصد موارد
گزارش شده در جمعيت
كل كشور ، با استفاده
از روش بيماريابي
پاسيو و گزارش
مراجعين به مراكز
و ثبت و ارسال اطلاعات
مربوطه به مركز
مديريت بيماريها
نتايج :
نشان مي
دهد كه عليرغم
حركت بيماري در
15 ساله اخير بصورت
منحني مواج در
فاصله ميزان بروز
20 تا 40 مورد در هر
صد هزار نفر جمعيت
كه در واقع نشان
دهنده يكسان ماندن
موارد گزارش شده
مي باشد متأسفانه
افزايش كانونهاي
آلودگي اتفاق افتاده
و طغيان هايي در
نقاط مختلف كشور
وجود داشته است
. در مورد بيماري
كالاآزارعليرغم
فعاليت چشم گير
و اكتيو در كانونهاي
اصلي آلودگي نظير
آذربايجانغربي
و فارس و بوشهر و بدليل استفاده
از روش هاي جديد
تشخيصي (DAT)
و درمان سريع
و صحيح و سيستم
مراقبت فراگير
و كارآمد مرگ و
مير ناشي از اين
بيماري در حد صفر
بوده است .
نتيجه گيری
:
بيماري
ليشمانيوز از نوع
جلدي و احشايي
در كشور بصورت
آندميك وجود دارد
در نوع جلدي دونوع
Z.C.L.
و A.C.L. در
كانونهاي متفاوت
و هم چنين نوع احشايي
آن از نوع مديترانه
اي داراي دو كانون
فعال و آندميك
بوده و از تمامي
نقاط كشور بصورت
اسپوراديك نيز
گزارش مي گردند.
اقدامات كنترلي
تاكنون بصورت مقطعي
موثر بوده ولي
اقدامات جديد نيز
بايستي بهمراه
تحقيقات لازم مورد
توجه قرار گيرد
و نارسايي هايي
نظير عدم هماهنگي
ساير بخش ها توسعه
كه در ابقاء اين
بيماري در كشور
بسيار موثر مي
باشد از ميان برداشته
شود.
بررسي
وضعيت اپيدميولوژيكي
CCHF درايران با مقايسه
بروز آن درنيمه
اول سالهاي 79 -80 - 81
دكتر محمد
زينلي * -
دكتر بدخشان هوشمند
تهران ، مرکز
مديت بيماريها
مقدمه و
اهداف مطالعه :
تب
خونريزي دهنده
كريمه كنگو Fever
CCHF )
Crimean Congo Haemorrhagic ) يك بيماري قابل
انتقال بين انسان
و حيوان است كه موارد تك
گير و يا طغيانهاي
محدود انساني را
ايجاد مي نمايد.
اين بيماري
درانسان بصورت
يك بيماري شديد
با ميزان مرگ ومير
حدود 30 تا 50 درصد مي
باشد .كنه بعنوان
مخزن اصلي و حيوانات
اهلي بويژه
گاو، گوسفند ،
خرگوش صحــرائي
وپستانداران وحشي
مي توانند مخزن
باشند.
ويروس ازطريق
گزش كنه آلوده
، تماس مستقيم
با بافتها وترشحات
خوني حيوانات آلوده
و همچنين ازطريق
شخص به شخص و عفونت
بيمارستاني قابل
انتقال است .
درنيمه
دوم سال 1378 موارد
مظـــنون بيماري
CCHF
ازاستانهاي
چهارمحال وبختياري
،خوزستان و آذربايجان
غربي گزارش گرديد،
بدنبال آن با توجه
به حساسيت سيستم
مراقبت درنظام
شبكه ازيكطرف و
استاندارد نمودن
تعاريف بيماري
وافزايش سطح آگاهي
پزشكان براي گزارش
دهي از طرف ديگر
باعث شد تا موارد
گزارش شده مظنون
بيماري طي سالهاي
79 و 80 و نيمه اول سال 81 افزايش
يابد.
دراين مطالعه
سعي شده است با
توجه به اينكه
بيشترين بروز بيماري
درنيمه اول سال
مي باشد راههاي
انتقال، افراد
درمعرض خطر ، فاصله
زمان بروز بيماري
تا تشخيص بيماري ، مرگ و بهبودي
و مناطق آلوده
با يكديگر مقايسه
شود تا بتوان ازنتايج
حاصله با توجه
به بومي شدن بيماري
در كشور
جهت برنامه ريزي
براي كنترل وپيشگيري
بيماري درآينده
اقدام نمود.
روش مطالعه
:
اين
مطالعه توصيفي
وازانوع مقطعي
است كه از روش مراجعه
به فرمهاي بررسي
انفرادي و خلاصه
اطلاعات بيماران
محتمل به تب خونريزي
دهنده كريمه كنگو
گزارش شده دركشور
درنيمه اول سالــهـاي
79 - 80 - 81 استفاده شده
است .
نمونه مورد
مطالعه 295 مورد محتمل
به CCHF مي باشد
كه ازطريق گزارش
مراكز بهداشت استانها
درسراسر كشور و
ارسال فرمهاي خلاصه
اطلاعات وبررسي
انفرادي به مركز
مديريت بيماريها
بدست آمده است
.
نتيجه گيری
:
يافته
هاي موجود نشان
ميدهد بيماري بدليل
نحوه انتقال آن
كه عمدتا" ازطريق
كنه ها بعنوان
مخزن اصلي منتقل
مي شود ارتباط
تنگاتنگ با فصل
فعاليت آن كه فصل
گرم سال مي باشد
دارد.
افزايش
آگاهي پزشكان باعث
شده است كه شناخت
علائم بيماري درسال81
ازسال80 و درسال80
از سال 79 بهتر باشد.
ليكن موارد
گزارش شده محتمل
بيماري از62 مورد
در نيمه اول سال
79 به 82 مورد درنيمه
اول ســال 80 يعني افـــزايش
32 درصد و از 82 مورد در نيمه
اول سال 80 به 151 مورد
درنيمه اول سال
81 يعني افزايش 89 درصد
.همچنين موارد
قطعي بيماري در
نيمه اول سالهاي
79 - 80 -81 بدين شرح ميباشد
:
نيمه اول
سال 79 : 14 مورد نيمه اول
سال 80 : 51 مورد
نيمه اول
سال 81 *: 62 مورد
( * با توجه
به موارد محتمل
گزارش شده هنوز
نتيجه 16 نمونه سرمي
ازموارد نيمه اول
سال 81 واصل نشده
است ).
مقايـــسه
مـوارد بيماري
گزارش شده ، مثــــبت
قطـعي ، منطقه
جغرافيايي ، سن
، جنس ، شغل ، مليـــت
، رونــد بروز
شش ماهه اول سال
به تفكيك در نيمه
اول سالهاي 79 - 80 - 81 در كنگره
ارائه خواهد شد.
دکتر
شهنام عرشی 1 ،
دکتر علی مجيد
پور2 ، دکتر همايون
صادقی 3 ، دکتر
مهدی آسمار 4 ،
داريوش امدادی5
زمينه
و هدف : كانون اصلي
بيماري تب را جعه
كنه اي در ايران
استان اردبيل بوده
و عامل غالب آن
در ايران بورليا
پرسيكا مي باشد
. هدف اين مطالعه
بررسي اپيدميولوژي
تب را جعه كنه اي
در استان اردبيل
و وفور و ميزان
آلودگي كنه هاي
ناقل بيماري در
كانون اصلي بيماري
در استان مي باشد
.
مواد
و روشها : اين مطالعه
بصورت توصيفي –تحليلي
ودر حوزه اپيدميولوژي
باليني وحشره شناسی
تب را جعه كنه اي
انجام گرفت . داده
هاي حاصل از تكميل
فرم اپيد ميو لوژي
براي 391
بيمار تشخيص داده
شده مبتلا به تب
راجعه کنه ای در
استان طي سالهاي
1377تا پايان سال1380
ونيز داده های
حاصل از تحليل
گونه وميزان
آلودگی
در 1421کنه آرگازيده
صيد شده، پس از
تزريق سوسپانسيون
کنه های له شده
به خوکچه
هندی و موش
سوری، وارد كامپيوتر
شده وتوسط آمار
توصيفی و آزمونهای
مجذور کای و ANOVA
تجزيه و تحليل
شد .
يافته
ها : 49%بيمارا ن مونث
و 51%مذكرو ميانگين
سني مبتلايان
2/11
1/12 سال بود. 3/84% کودک
يا افرادی بودند
که شغل معينی در
خارج خانه نداشتند.
84%بيماران روستائي
بوده و 64%در منزل
خويش گاو وگوسفند
نگهداري مي كردند
. فاصله نگهداري
حيوانات تا محل
سكونت در اغلب
موارد كمتر از
پنج متر بود . شايعترين
يافته هاي باليني
تب و لرز سردرد
و ساير علائم بيماري
عبارت بودند از
تهوع ، استفراغ
،تعريق ،درد شكم
، آرترالژي ، سرفه
، فتو فوبي ،اپيستاكسيس
،هماچوري ،زردي
،پتشي وپرخوني
ملتحمه و يافته
های آزمايشگاهی شامل لکوسيتوز
و ESR
بالا و آنمی
بود.گونه کنه های
صيد شده
(9/45%)Ornithodorus Lahorensisو (3/40%) Ornithodorus Tholozanو(8/13%) Argas persicus بودند.کنه
های بدست آمده
از سه روستا آلوده بودند.
نتيجه
گيری: اغلب يافته
های بالينی مشابه
ساير مطالعات بود.پتشی
فراوانی پائين
تری داشت.در صد
بالای آنمی که
در ساير مطالعات
مورد اشاره قرار
نگرفته نياز به
بررسی بيشتری دارد.
دكتر
غلامرضا حيدري
1 ، مهندس حسين دارابي2
(MSPH)، مهندس
حمزه علي پور 3 (MSPH) ، مهندس
محمدرضا عبايي4(
MSPH)
1.
معاونت
بهداشتي دانشگاه
علوم پزشكي بوشهر
2.
كارشناس
ارشد حشره شناسي
پزشكي – مركز بهداشت
استان بوشهر
3.
كارشناس
ارشد حشره شناسي
پزشكي – مركز بهداشت
دششستان
4.
كارشناس
ارشد حشره شناسي
پزشكي – هيئت علمي
دانشگاه بهداشت
دانشگاه علوم پزشكي
تهران
استان
بوشهر با دارا
بودن كليماي گرم
و مرطوب و انتشار
ناقلين مهم مشتمل
برگونه هاي An.stephensi، An.dthali، An.fluviatilis در تمامي فصول
سال در اين ناحيه
فعاليت دارند و
وجود منابع وسيع
آب سطحي پتانسيل
فراواني را براي
برقراري مجدد سيكل
انتقال مالاريا
دارد.
توسعه
پروژه هاي ميادين
گازي پارس جنوبي
زمينه جلب و بكارگيري
افراد غير بومي
و بويژه كارگران
مهاجر افغاني كه
بطور غير مجاز
از مرزهاي جنوب
شرقي به اين منطقه
تردد داشته و در
عمليات حفاري خطوط
لوله گاز بكار
گرفته مي شوند
مخازن انگلي كافي
را براي وقوع انتقال
محلي بيماري مالاريا
فراهم نموده است.
وجود عفونتهاي
مخفي((asympathomatic
در تعدادي از
مبتلايان زمينه
ظهور مجدد (resurgence) اين
بيماري را فراهم
ساخت و موارد بيماري
تا بهار سال 1381 روند
افزايشي نشان داد.
ميزان انگلي ساليانه
(API) طي
سال 1378 لغايت سال
1380 بترتيب 4/1، 5/1، 7/6 و
ميزان بروز تنها در
بهار سال 81 ، 2/9 در
هزار بدست آمده
است.
تعداد
64% از مبتلايان از
اتباع خارجي بويژه
افغانستان و 36% از
افراد بومي بوده
است. انتشار جغرافيايي
بيماري در اين
منطقه در روستاهاي
عسلويه (75%) نخل تقي
(19%) و بيد خون (6%) بوده
است. نسبت جنسي
مبتلايان ايراني
75% در مردان و 25% در
زنان بوده است.
بيشترين شيوع بيماري
(41%) در گروه سني 29-20 سال
و كمترين آن (12%) در
گروه سني 9-0 سال بوده
است. انگل غالب
مالاريا در اين
منطقه P.vivax (40%)، P.falciparum (47%) و 13% ميكس بوده
است. عمليات كنترلي
مفصلي بر بهبود
كمي و كيفي عمليات
مراقبت اكتيووپاسيو،
توسعه امكانات
تشخيصي و درماني،
آموزش بهداشت و
ارتقاء سطح آگاهي
و باورهاي بهداشتي
مردم و كنترل شيميايي
ناقلين مشتمل بر
عمليات لاروكشي
، سمپاشي ابقايي
و سمپاشي فضايي
انجام گرفته كه
نتايج آن به تفصيل
ارائه خواهد شد.
بررسي اپيدميولوژيك
مالارياي منطقه
پارسآباد مغان
به عنوان يكالگوي
مالارياي شهري
و Starification منطقه
دكتر احمد رئيسي
، عباس شهبازي،
دكتر منصور رنجبر،
ليلا فرجي
مرکز
مديريت بيماريها
مقدمه و اهداف
مطالعه
عليرغم كاهش
موارد مالارياي
كشور در سالهاي
اخير، گستردگي
و توسعه كانونهاي
جديد بمياريتبديل
به يك چالش
اساسي در برنامه
كنترل مالارياي
كشور شده است.
متأسفانه بدنبال
جابجاييهايگسترده
جمعيتي، تحولات
عميق سياسي،
اجتماعي، اقتصادي
و حتي نظامي
در كشورهاي همسايه،دگرگونيهاي
زيست محيطي و
عوامل متعدد ديگر
سهم استانهاي
جنوب شرقي كشور
به عنوان مناطقآندميك
مالاريا از كل
موارد اين بيماري
رو به كاهش است
و همواره شاهد
بروز Outbreak هايي
درنقاط مختلف
كشور منجمله شمال
غرب ميباشيم.
منطقه مرزي پارس
آباد مغان واقع
در شمال غربايران
و در مرز كشور جمهوري
آذربايجان از
مله كانونهاي
نوپديد بيماري
است. بدليل بروز
مواردچشمگير مالاريا
در سالهاي 1378 (153 مورد)
1379 (348 مورد) 1380 (541 مورد)
1381 (329مورد) اداره
كنترل مالارياي
مركز مديريت بيماريها
به همراه تيمي
از كارشناسان
و دستاندركاران
خبرهكنترل مالاريا
و مشاور WHO در
تيرماه سالجاري
(1381) به بررسي اپيدميولوژيك
و Startificationمنطقه مذكور
پرداختند تا بدينوسيله
امكان برنامهريزي
مؤثر جهت كنترل
مالاريا در منطقه
مذكور فراهمآيد.
روش
مطالعه
بازديد
از منطقه، جمعآوري
اطلاعات اپيدميولوژيك،
زيست محيطي،
جمعيتي، بيولوژيك
وجغرافيايي و
طبقهبندي منطقه
به استراتاهايي
با ويژگيهاي
نسبتاً مشابه
نتايج
بر اساس
اطلاعات جمعآوري
شده، منطقه پارسآباد
مغان به پنج
استراتا به شرح
زير طبقهبنديگرديد:
1ـ حاشيه
شمال غربي شهر
پارسآباد
2ـ ساير
قسمتاهي شهر پارسآباد
3ـ روستاهاي
مرزي
4ـ روستاهاي
غيرمزي
5ـ عشاير
نتيجه
گيری
Stratification به
عنوان يك قدم
اساسي در طراحي
برنامه كنترل
ملاريا داراي
اهميت ويژهاياست.
با توجه به تنوع
عوامل مؤثر در
انتشار مالاريا
و ضرورت اتخاذ
تدابير مناسب
جهت مواجههاختصاصي
با عوامل مشابه
در منطاق مختلف،
Stratification
منطقه پارسآباد
در تير ماه سال
جاري(1381) انجام
شده و بر اساس
آن منطقه پارسآباد
مغان به پنج
استراتا تقسيم
گرديد كه با توجه
بهويژگيهاي
هر يك، برنامه
كنترل مالارياي
خاص آن استراتا
قابل طراحي و
اجرا خواهد بود.
در پنجاستراتاي
مشخص شده بيشترين
آگي مربوط به
استراتاي حاشيه
شمال غربي شهر
پارسآباد و نوار
مرزيدر قسمت
مذكور است. ويژگي
مهم اين استراتا
وجود ژيتهاي لاروي
فراوان و بخصوص
تغيير الگويكشاورزي
به كشت برنج
و همجواري مناطق
مسكوني با شاليزارهاست.
گونههاي غالب
پشه در اينمنطقه
آنوفلهاي ماكولي
پنيس و ساكاروي
هستند كه با توجه
به ويژگيهاي
رفتاري اين دو
ناقل و سايرعوامل،
طراحي برنامه
مؤثر كنترل مالاريا
در منطقه مذكور
امكانپذير خواهد
بود.
بررسي سرو
اپيدميولوژيكي
بيماري كيست هيداتيك
در استان ايلام
آيدا
افلاكي ، فاطمه
غفاري فر٭ ، عبدالحسين
دليمي اصل
گروه انگل
شناسي دانشكده
علوم پزشكي دانشگاه
تربيت مدرس
مقدمه و
اهداف مطالعه : هدف از
اين مطالعه بررسي
ميزان شيوع كيست
هيداتيك در ساكنين
استان ايلام با
استفاده از تستهاي
سرولوژيك الايزا
و الايزاي نقطه
اي بوده است . علت
انتخاب استان ايلام
داشتن جمعيت عشايري
است كه اين جمعيت
به علت داشتن تماس
نزديك با سگ ، خطر
ابتلا به كيست
هيداتيك درآنها
بيشتر است . براين
اساس تعداد 3000 نفر
از نقاط مختلف
شهري ، روستايي
و عشايري اين استان
مورد بررسي قرار
گرفتند.
روش مطالعه
: استان
ايلام از استانها
غربي كشور است
و داراي 7 شهرستان
ايلام ، مهران
، دهلران ، آبدانان
، شيروان چرداول
، دره شهر و ايوان
مي باشند . ابتدا
از جمعيت عشايري
، شهري و روستايي
شهرهاي مذكور نمونه
گيري به عمل آمد.
روش نمونه گيري
به صورت خوشه اي
و سپس داخل هر خوشه
به صورت تصادفي
ساده بوده است
. در اين بررسي براي
كليه افراد مورد
مطالعه پرسشنامه
اي در مورد خصوصيات
دموگرافيكي افراد
تكميل گرديد سپس
نمونه سرم جمع
آوري و باتست Dot-ELISA مورد آزمايش
قرار گرفت و در
نهايت نتايج با
تست ELISA نيز تاييد
گرديد.
نتايج: از مجموع 3000 نفر
افراد تحت مطالعه
37 نفر با تست Dot –ELISA واكنش مثبت
نشان دادند ( 2/1 درصد).
نتايج بدست آمده
از اين مطالعه
نشان داد كه 56/0 درصد
جمعيت شهري، 57/1 درصد
جمعيت روستايي
و 77/10 درصد جمعيت عشايري
از لحاظ آودگي
به كيست هيداتيك
مثبت بودند. از طرفي در
47/1 درصد افراد مونث
و 1 درصد افراد مذكر
آلودگي مثبت مشاهده
شد.
نتيجه
گيری: نتايج اين تحقيق
نشان داد كه آلودگي
در جمعيت عشايري
بسيار بالاتر از
جمعيت شهري و روستايي
بوده و اختلاف
اين آلودگي در
اين سه جمعيت كاملا
معني دار است علت
اين مسئله حضور
دائم سگهاي آلوده
در كنار زندگي
عشايري است به
همين جهت لازم
است نسبت به رفع
آلودگي از طريق
درمان ساليانه
سگهاي گله اقدام
جدي صورت پذيرد
. بعلاوه در اين
تحقيق سعي شده
بود باتوجه به
اهميت كيست هيداتيك
و دوره كمون طولاني
اين بيماري از
يك روش سرولوژيكي
ساده و قابل انجام
در مطالعات ميداني
براي تشخيص سريع
اين بيماري استفاده
شود تابتوان قبل
از اينكه بيماري
به مرحله حاد خود
برسد و احتياج
به عمل جراحي پيدا
كند ، با تشخيص
به موقع و با درمان
داريي بيماري را
مهار كرد .
Prevalence of HIV, HBV, HCV, and syphilis
infection in high risk groups of
G.R. Khamisipour ,
MSc; R. Tahmasebi, MSc
Department of Laboratory Medicine ,
Abstract : Today about 3% of the worlds population are carriers of one of the
infectious markers (e.g; HIV , HBV and HCV). In present study , two major high
risk groups have been investigated for the mentioned infectious markers : 1:
Individuals with high risk behaviors , consisted of prisoners (n=126) and 2:
polytransfusioners patients , consisted patients with thalassemia major
(n=355), hemophilia (n=31) and those on hemodialysis (n=104). HIV infection was
found only in 5 prisoners (4%), all of these patients were I.V drug usere.
Again, serology for syphilis was only positive in prisoners (2.4%) . HBV marker
(HbsAg) was positive in 16.7%, 6.5% , 1% and 0.08% of prisoners , hemophilics,
hemodyalised patients and thalassemics; respectively . HCV marker (anti-HCV) was
positive in 52.4%, 41.9%, 13% and 2.9% of prisoners , hemophilics, `thalasemics
and hemodyalised patients; respectively . In conclusion , hepatitis virus
markers are prevalent in high risk groups of Bushehr and prisoners are the
major group for HIV infetion .
Tuberculin
sensivity in children of Bushehr primary school after BCG revaccination
1 School of
Nursing ,
2 Department of
Internal Medicine ,
3 Department of
Biostatistics ,
Abstract : For determination of tuberculin sensivity after BCG revaccination ,790
students of primary schools were selected by cluster random sampling method .
All of them had been covered by BCG revaccination . The reaction size to
tuberculin was >= 5 mm for 630 (79.8 %) and >= 10 mm for 428 (54.2%)
students after 306 ± 73 days of BCG revaccination . The mean size of tuberculin
reaction was 8.09 ± 4.94 mm. There was at least one scar for 752 (95.2%)
students and 2 scars for 339 (42.9%). There was a significant association with
tuberculin sensivity ( >= 5 mm) and presence of scar and its size (p>0.0001),
however there was no any ralationship
between age , sex and tuberculin sensivity (p>0.05). This study suggested
that BCG revaccination had been done with acceptable levels for quality ,
technical , storage , dosage and adminstration route of BCG vaccines .
بررسي پنج
ساله بيماريهاي
عفوني مختلف در
بيماران بستري
شده در بخش هاي
عفوني بيمارستان
امام رضا (ع)مشهد
در فاصله سالهاي
80 - 1375
1- دكتر
مجيد رضا عرفانيان*-
استاديار و متخصص
بيماريهاي عفوني
- دانشكده پزشكي دانشگاه
علوم پزشكي مشهد
2- دكتر
محسن سيدنوزادي
- دانشيار و متخصص
پزشكي اجتماعي
و بهداشت - دانشكده
پزشكي دانشگاه
علوم پزشكي مشهد
مقدمه
و اهداف مطالعه: بيماريهاي
عفوني سهم عمده
اي از بيماريهاي
جامعه ما را تشكيل
مي دهد كه با تشخيص
به موقع و زودرس
آنها مي توان با
صرف مخارج نسبتا
كم كار مثبتي برا
ي بيماران انجام
داد و از مرگ و مير
و معلوليت ناشي
از آنها جلوگيري
كرد همچنين از
صرف هزينه هاي
سنگين بيمارستاني
و افزايش بار كاري
بيمارستانهاي
آموزشي كه موجب
كاسته شدن از نقش
ارزنده آنها در
سيستم ارائه خدمات
بهداشتي درماني
مي شود جلوگيري
كرد بررسي شايعترين
بيماريهاي منجر
به بستري در بيمارستانها
و از جمله بخش هاي
عفوني مي تواند
راهنمايي جهت برنامه
ريزيهاي بهداشتي
به منظور پيشگيري
و تشخيص زودرس
و درمان در مراحل
ابتدايي بيماريها
باشد.
هدف
از اين پژوهش بررسي
فراواني بيماران
بستري شده در بخش
هاي عفوني به تفكيك
نوع بيماري و شيوع
آنها در دهه هاي
مختلف سني و همچنين
علل عمده مرگ در
آنان مي باشد
روش
مطالعه: اين بررسي
مطالعه اي است
توصيفي كه بر روي
4218 پرونده موجود
در بايگاني بخش
هاي عفوني بيمارستان
امام رضا (ع) انجام
شده است طي اين
مطالعه با مراجعه
به پرونده هاي
بيماراني كه با
تشخيص يك بيماري
عفوني بستري و
تحت درمان قرار
گرفته اند اطلاعاتي
از قبيل جنس - سن
- تشخيص نهائي و
موارد مرگ استخراج
و در جداول تهيه
شده به همين منظور
گنجانيده شد در
مرحله بعد اطلاعات
حاصله دسته بندي
و با توجه به آنها
جداول و نمودارهاي
مربوطه تنظيم و
نهايتا اهداف مطالعه
با توجه به اطلاعات
به دست آمده مورد
بررسي قرار گرفتند
نتايج: در اين
مطالعه 4218 مورد بستري
مورد بررسي قرار
گرفت كه 2384 نفر آنها
را (51/56% ) جنس مذكر و
1834 نفر (49/43% ) آنها را
جنس مؤنث تشكيل مي داد از كل
4218 مورد بستري شايعترين
موارد مربوط به
عفونتهاي CNS ( 53/36%
) مي شد
ساير
موارد به ترتيب
عفونتهاي گوارشي(
75/12% ) ، عفونتهاي دستگاه
تنفس ( 20/7% ) ، عفونتهاي
پوست و بافت نرم
( 85/6% ) ، تيفوئيد ( 68/5% ) ،
تب مالت
( 52/4% ) ، عفونتهاي
سيستم ادراري
( 43/4% ) ، سپتي سمي ( 12/4% ) ،
سل ( 84/2% ) ، عفونتهاي
سر و گردن و عفونتهاي
استخوان و مفاصل
(هر كدام 22/2% ) FUO ( 8/1% )
، مالاريا ( 63/1% ) ، كزاز
( 59/0 % ) ، ساير بيماريها
( 92/5% ) بوده اند
از كل
موارد بستري شده
بيشترين تعداد
مربوط به دهه سني
دوم بوده است (
51/30% ) و سهم ساير دهه
هاي سني به ترتيب
عبارتند از دهه
اول( 51/23% ) دهه سوم (
93/14% ) ، دهه چهارم (
07/10% ) ، دهه پنجم (70/6% ) ،
دهه ششم (61/5%) ، دهه
هفتم ( 40/5% ) ، دهه هشتم
( 44/44% ) ، دهه نهم ( 59/0 % ) و
دهه دهم (18/0 % )
از كل
بيماران بستري
شده مجموعا 240 مورد
فوت وجود داشته
كه 68/5% كل موارد بستري
شده را تشكيل مي
داد علل عمده فوت
در اين بررسي به
ترتيب زير بوده
است
سپتي
سمي ( 58/29% ) ، عفونتهاي
CNS( 25/26% ) ، انواع هپاتيت(
5/17% ) ، كزاز ( 58/4% ) ، سل (
75/3% ) ، عفونتهاي گوارشي
( 25/1% ) ، پنوموني و مالاريا
( هر كدام 83/0 % ) ، تب مالت
( 41/0 % ) ، و سهم ساير بيماريها
(33/13% ) .
نتيجه
گيري: همانطور كه
گفته شد سه گروه
عفونتهاي CNS، عفونتهاي
گوارشي و عفونتهاي
تنفسي بيش از نيمي
از موارد بستري
در سالهاي مورد
مطالعه را تشكيل
مي داده دو بيماري
تيفوئيد و بروسلوز
مجموعا 10% موارد
بستري را به خود
اختصاص داده كه
لزوم توجه به اين
بيماريها و آموزشهاي
همگاني را در سطح
جامعه در مورد
پيشگيري از اين
بيماريها مورد
تاكيد قرار مي
دهد در اين بررسي
شايعترين سن بيماران
بستري شده دهه
دوم بوده است و
در مجموع بيماران
دهه هاي سني اول
و دوم و سوم بيش
از 2 موارد
را تشكيل مي داده
با اين توضيح آموزش
و آگاهي دادن به
خانواده ها و اولياي
مدارس در مورد
پيشگيري و راههاي
جلوگيري از انتقال
بيماريهاي عفوني
و اقدام در مورد
درمان هرچه سريعتر
آنها مي تواند
عامل مهمي در كاهش
انسيدانس اين بيماريها
در سطح جامعه باشد
در همه دهه هاي
سني تعداد آقايان
بستري شده از خانمها
بيشتر بوده در
صورتيكه در مورد
سه گروه عفونتهاي
ادراري ، عفونتهاي
سر و گردن و سل،
تعداد خانمها بيشتر
بوده است در مورد
ساير بيماريهاي
مورد بررسي برتري
با مردان بوده
است نكته قابل
توجه در اين قسمت
اختلاف زياد ميان
نسبت مرد و زن در
عفونتهاي قلبي
عروقي مي باشد
( 4 به1)، اين
در حالي است كه
در منابع مورد
مطالعه اين نسبت
بين 7/1 تا 3 گزارش شده
است.
بيماري
كزاز 5/4 % موارد فوت
را شامل مي شد در
حاليكه تنها 59/0 % موارد
بستري را تشكيل
مي داده است همچنين
انواع هپاتيتها
در مقايسه با ساير
عفونتهاي گوارشي
و همينطور ساير
علل فوت از فراواني
قابل ملاحطه اي
برخوردار بوده
( 5/17% علل فوت ) براساس
كتب مرجع بيماري
سل علت 6% تمامي مرگها
به علل عفوني در
دنيا است كه در
اين تحقيق 75/3% علل فوت را
تشكيل مي داد.
بررسي
اپيدميولوژيكي
عفونتهاي قارچي
سطحي و جلدي
استانكرمانشاه
طي سالهاي 72 الي
81
دكتر علي ميكائيلي
کرمانشاه
، دانشکده پزشکی
مقدمه
و اهداف مطالعه
وفور تنوع
عفونتهاي قارچي
به مكان، زمان
و شرايط اقليمي،
اجتماعي و اقتصادي
و بهداشتيبستگي
دارد. لذا شناسايي
سيماي عفونتهاي
قارچي استان
كرمانشاه به
عنوان يك استان
معتدل بامعيشت
دامپروري و كشاورزي
از اهميت اپيدميولوژيكي
خاص برخوردار
است. هدف از اين
مطالعهشناسايي
عفونتهاي قارچي،
وفور و تنوع آنها
در استان بود.
روش
مطالعه
طي يك
مطالعه توصيفي
در طول 9 سال كليه
مراجعين به آزمايشگاه
قارچشناسي پزشكيدانشگاه
علوم پزشكي كرمانشاه
(تنها آزمايشگاه
تخصصي و مرجع
استان) از نظر
سني ـ جني وعفونتهاي
قارچي شناخته
شده مورد بررسي
قرار گرفتند. ابزار
گردآوري اطلاعات
شامل پرسشنامهمشخصات
فردي و يافتههاي
آزمايشگاهي قارچشناسي
شامل ديد مستقيم
ميكروسكوپي و
كشت بود.نتايج
در جداول و نمودارهاي
از قبل طراحي
شده قرار گرفتند.
نتايج
در طول
9 سال 29565 نفر مراجعه
كننده وجود داشته
است كه از اين
تعداد 16250 نفر(9/54%) مبتلا
به عفونت قارچي
سطحي و جلدي
و بقيه افراد
(45%) با هيچكدام از
روشهايتشخيصي
مثبت نبودهاند.
عفونتهاي قارچي
شناخته شده در
اين مدت به
شرح زير است:درماتوفيتوزيس
9165 مورد (31%)، پيتريازيس
4139 مورد (14%)، اريتراسما
2660 مورد (9/0%)تريكومايكوزيس
295 مورد (1/0%) عفونتهاي
گوش خارجي 5 مورد
(01/0 %) و كراتيت قارچي
يكمورد (003/0%) درماتوفيتهاي
شايع به ترتيب
فراواني شامل
T.verrucosum، E.floccosum،T.mentagrohpyes، T.rubrum، M.canis، T.violaceum، M.gypseum، T.schoenlinii بودند.
نتيجه
گيری
شيوع بيشتر
درماتوفيتوزيس
به عنوان يك
بيماري زئوزنوز
به شرايط خاص
زيست محيطيدامپروري
و كشاورزي استان
بستگي دارد. كه
در اين خصوص
T.verrucosum به عنوان
عامل عفونتگاو،
گوسفند شايعترين
عامل بيماري
است و از طرفي
درماتوفيتهاي
انسان گرا چون
E.flccosum كهاز مكانهاي
آلوده چون استخرها،
حمامهاي عمومي
و سالنهاي ورزشي
به فراواني جدا
ميشود نيزالگوي
سرايت عفونتهاي
انسان به انسان
را ترسيم مينمايد.
لذا جهت كنترل
اين بيماري مسري
توجهبه بهداشت
دام و طيور و بهداشت
اماكن ورزشي،
حمامها و استخرها
از اهميت ويژهاي
برخوردار است.
شيوع عفونتهاي
واژن و ارتباط
آن با روشهاي
پيشگيري از بارداري
در زنانمراجعهكننده
به درمانگاه
زنان ياسوج
ميترا صفري،
دكتر بهروز يزدانپناه،
جانمحمد ملك زاده
دانشگاه علوم
پزشكي ياسوج
مقدمه
عفونت
واژن يكي از
شايعترين عفونتهاي
زنان است. اين
مطالعه به منظور
تعيين شيوع انواععفونتهاي
واژن و ارتباط
آن با روشهاي
پيشگيري از بارداري
انجام شد.
روش
بررسي
فروردين
تا مهرماه سال
1377 از مراجعهكنندگان
به درمانگاه
زنان شهيد مفتح
ياسوج افراد داراينشانهها
و علايم عفونت
واژن (500 نفر) انتخاب
و بررسي شدند.
اطلاعات لازم
از طريق مصاحبه،تكميل
پرسشنامه، معاينه
لگني با اسپكلوم،
مشاهده علايم
باليني و نمونهبرداري
از ترشحت واژن
جهتتشخيص آزمايشگاهي
جمعآوري گرديد.
نتايج
يافتهها
نشان داد كه
شيوع عفونت كانديدايي
در واحدهاي پژوهش
34 درصد عفونتهايباكتريايي
واژن 27 درصد، عفونت
تريكومونايي
12 درصد عفونت مختلط
(بيش از يك نوع
6/3 درصدميباشد.
در 4/23 درصد از واحدهاي
پژوهش نتايج
آزمايشگاهي ترشحات
واژن منفي بود.
ميزانشيوع عفونت
باكتريايي (3/39 درصد)
و تريكومونايي
(4/21 درصد) در استفاده
كنندگان از IUDنسبت به
ساير روشها بيشتر
بود. در استفاده
كنندگان از كاندوم
ميزان شيوع عفونت
باكتريايي (8/20درصد)
كمتر از ساير روشها
و شيوع عفونت
تريكومونايي
(3/8 درصد) كمتر از استفادهكنندگان
از IUDو قرصهاي
تركيبي پيشگيري
از بارداري بود.
كمترين
ميزان موارد كشت
منفي نيز در استفادهكنندگان
از IUD مشاهده
گرديد. بين ميزان
شيوعانواع عفونتهاي
واژن با متغيرهاي
مانند سن، تعداد
زايمان، محل
سكونت و شغل
سرپرست خانوارارتباط
معنيداري وجود
نداشت.
نتيجهگيري
عليرغم
اختلاف در ميزان
عفونتهاي واژن
در استفادهكنندگان
از روشهاي مختلف
پيشگيري ازبارداري
از نظر آماري
وابستگي معنيداري
بين روشهاي پيشگيري
از بارداري و
نوع عفونت واژنمشاهده
نشد (45/0 = P)
ليشمانيوز
احشائي (كالاآزار)
و جديدترين روش
پيشگيري آن
پيترنلسون،
دكتر محمدحسن حجتي،
نواب موسوي٭، دكتر
عبدالصمد مظلومي
گاوگاني و ايران
نوع خواهي
مربي
لندن اسكول، اعضاء
هيئت علمي دانشكده
پزشكي ، دانشگاه
علوم پزشكي تبريز
مقدمه
و اهداف مطالعه
: ليشمانيوز
يك بيماري انگلي
خوني است كه توسط
نيش پشه خاكي (فلبوتوموس)
آلوده به انسان
منتقل ميشود. طبق
گزارش سازمان جهاني بهداشت
، اين بيماري در
88 كشور جهان وجود
داشته و در حدود
350 ميليون نفر در
معرض ابتلاء آن
قرار دارند. در
حال حاضر 12 ميليون
نفر باين بيماري
مبتلا هستند. در
سال 2000 بيماري
ليشمانيوز از نظر
مرگ و مير در رديف
سوم قرار داشت
(با دو ميليون مرگ
و مير).
روش
مطالعه : اين مطالة
تحقيقي پژوهشي
از دهم تير ماه
لغايت 25 مرداد ماه
1380 در شهرستلن كليبر در دهكده
قلعه كندي و كلانتر
انجام گرفت، در
طول اين برنامه
تحقيقي ميزان خونخواري
پشه هاي فلبوتوموس
بر روي سگهاي خانگي
كه مخزن بيماري
بحساب ميآيند،
با استفاده از
قلاده هاي آغشته
به حشره كش دلتامترين
در گروههاي شاهد
و كنترل مورد بررسي
قرار گرفتند. قبل
از شروع عمليات، فلبوتوموسهاي
منطقه بروش هندكچ
و تله چسبان جمع
آوري و تعيين اسپس
شدند. ناقلين بيماري
ليشمانيوز در دنياي
قديم جنسهاي فلبوتوموس
هستند كه نسبت
به سم دلتامترين
حساس هستند..
نتايج
: اختلاف
معني داري بين
فلبوتوموسهاي
خونخورده بر روي
سگ هاي قلاده بسته
(آغشته به حشره
كش ) و سگهاي كنترل
مشاهده شد. ميزان
مرگ و مير فلبوتوموس
ها بعد از هفت ساعت
تماس با قلادة
آغشته به حشره
كش 8/2 فولد افزايش
نشان داد (05/0P< ). مقايسة
فلبوتوموسهاي
خونخورده برروي
سگهاي قلاده بسته
و سگهاي كنترل
، كاهش 56 در صدرا
نشان داد ( 0001/0 P= ).
نتيجه
گيری : مشاهدة كاهش
خونخواري اسپسهاي
مختلف فلبوتوموس
يك روش مناسب در
جهت كنترل بيماري
در اين منطقه است
. دراين بررسي نه تنها ميزان
خونخواري روي ميزبان
كاهش يافت، بلكه
ميزان مرگ و مير
پشه ها هم بعد از
هفت ساعت تماس
با حشره كش به ميزان
قابل ملاحظه ايي
افزايش نشان داد
. با توجه به نتايج
ياد شده و عدم وجود
واكسن مناسب در
جهت پيشگيري اين
بيماري ، استفاده
از قلاده هاي آغشته
به حشره كش براي
سگهاي خانگي در
مناطق آلوده ميتواند موارد مثبت
بيماري را كاهش
دهد.
برآورد خطر
نسبي ريسكفاكتورهاي
ابتلا به بروسلوز
بر اساس دو تعريفمتفاوت
از Case در يك مطالعه
مورد ـ شاهدي
عليرضا باهنر
، ابوالحسن نديم،
كوروش هلاكويي
نائيني
پژوهشکده
وزارت جهاد کشاورزی
مقدمه و اهداف
مطالعه: با توجه به
اهميت بيماري
بروسلوز از ابعاد
بهداشتي و لزوم
تعيين عوامل
خطر ابتلا به
آن درمناطق جغرافيايي
مختلف، نقش هر
كدام از اين
عوامل با استفاده
از يك مطالعه
مورد ـ شاهدي
در استانچهارمحال
و بختياري مورد
بررسي قرار گرفت.
از آنجايي كه
معيارهاي تشخيصي
متفاوتي تعريف"بيمار"
را در خصوص بروسلوز
مصداق ميبخشد
و بطور كلي در
بيماريهاي عفوني
جداسازي عاملبيماريزا
مبناي تشخيص
قطعي ميباشد،
افراد گروه بيمار
بر اساس معاينه
پزشك و دو شيوه
پاراكلينيكتقسيمبندي
شده و آناليز
جداگانه با گروه
شاهد از نظر ارتباط
معنيداري عوامل
خطر تحت بررسي
بابيمار بودن
در اين دو وضعيت
بررسي شد.
روش مطالعه:
در اين
مطالعه تحليلي
100 بيمار و 101 نفر به
عنوان كنترل
مورد بررسي قرار
گرفتند. پرسشنامهطرح
كه شامل 44 سؤال
در خصوص مشخصات
دموگرافيك و سابقه
مواجهه با عوامل
خطر بود، برايافرد
هر دو گروه توسط
پزشكان معالج
در مراكز درماني
استان طي ارديبهشت
تا مهر ماه 1378 تكميل،ضمن
اينكه يافتههاي
آزمايشگاهي نيز
در فرم جداگانهاي
براي افراد بيمار
ثبت گرديد. افراد
گروه شاهداز ساير
مراجعين به مراكز
مذكور با آزمون
رزينگال منفي
و عدم وجود دردهاي
عضلاني و استخواني
وپس از جور شدن
از لحاظ متغيرهاي
سن و جنس به
روش Frequency Mathing با افراد
گروه بيماروارد
مطالعه شدند.
در اين پژوهش
هر فرد بيمار در
صورت عدم مصرف
آنتيبيوتيك
در زمان تشخيصميتوانست
به عنوان يك
واحد آماري وارد
مطالعه گردد.
از چنين بيماراني
پس از تأييد سرولوژيك
(تيترحداقل 160/1 رايت
يا افزايش 4 برابر
آن به فاصله
دو هفته يا تست
2ME و يا كومبس رايت
مثبت)نمونه خون
براي كشت در
محيط دي فازيك
كاستانيدا اخذ
و براي جداسازي
بروسلا با استانداردمربوطه
به آزمايشگاه
ارسال ميگرديد.
در مرحله آناليز
دادهها با استفاده
از نرمافزارهاي
SPSS وSTATA بيماران به
دو تحت گروه
سرولوژي مثبت
و سرولوژي مثبت
+ كشت (خون) مثبت
تقسيمشدند و در
مجموع 66 بيمار
با وضعيت اول
و 34 بيمار ديگر با
حالت دوم مورد
مقايسه با گروه
كنترل واستنباط
آماري قرار گرفتند.
نتايج:
متغيرهاي
تماس با دام
}(18/3-91/0) 7/1 = {OR و گونههاي
گوسفند }(62/3-99/0)89/1 {OR و بز }(52/3-89/0)
77/1 = {OR كه در گروه
كشت منفي نقش
Determinant را نشانندادند،
در آناليز گروه
كشت مثبت، ارتباط
معنيداري را
نشان دادهاند
]به ترتيب }(35/6-19/1)
57/2= {OR و }(95/7-58/1) 54/3 = {OR و }(13/6-32/1) 01/3 [{OR=. از طرف
ديگر اينارتباط
در خصوص مواجهه
با جنين سقط
شده دام در بيماران
كشت مثبت ارتباط
قويتر آماري
را نشانميدهد
}] (01/7-42/1) 15/3 {OR در برابر }(9/12-08/2) 19/5 [{OR. از ميان
فرآوردههايلبني
نيز مصرف پنير
و خامه محلي،
يافتههاي اين
مطالعه وضعيت
معكوس را نشان
ميدهد يعني درافراد
كشت مثبت فاقد
ارتباط معنيدار
ولي در بيماران
كشت منفي ارتبط
معنيداري را
نشان دادهاند.
درگروه بيماران
24 نفر سابقه ابتلاء
به بروسلوز را
در گذشته زندگي
خود بيان كردهاند
كه اكثريت مطلق
آنها(6/91%) در كشت
منفي بودهاند
از اينرو سابقه
مثبت ابتلاء شانس
جداسازي بروسلا
را تا 12% كاهشميدهد
} (57/0-02/0) 12/0 = {OR در بين مردان
جمعيت تحت مطالعه
علامت درد بيضه
درافراد كشت مثبت
(7/36%) بطور معنيداري
بيشتر از گروه
ديگر (1/12%) بوده است
(01/0 = P)نسبت
جداسازي باكتري
از بيماران شهرستانهاي
لردگان، بروجن،
فارسان، شهركرد
و اردل به ترتيب
50،8/43، 5/43، 2/2 و 1/11 درصد بوده
است كه توزيع
متغيرهايي همچون
تماس با دام
و جنين سقطشده
آن در لردگان
و فارسان از فراواني
بيشتري برخوردار
بوده است و در
شهرستان اردل
نيز وجوداشكال
مزمن بيماري
ميتواند از دلايل
جداسازي كمتر
باكتري عامل
باشد.
نتيجه
گيری : با توجه
به مزيتهاي
مطالعات مورد
شاهد از نظر سرعت
انجام و هزينه
كمتر، در صورت
دقيقتركردن
تعريف Case و رعايت
الگوي صحيح انتخاب
گروه كنترل كه
از چالشهاي اساسي
اين مطالعاتميباشد،
با محاسبه شانس
برتري (Odds Ratio) ميتوان
به برآورد نااريبتري
از خطر نسبي(Relative risk) دست
يافت و بررسيهاي
تحليلي اپيدميولوژي
با اين روش را
در عرصه وسيعي
ازسيستمهاي بهداشتي
مورد استفاده
قرار داد.
اپيدمي
كانوني (outbreak) مالاريا
در بند عسلويه
و كنترل آن در
بهار 1381
دكتر
احمد رئيسي ،
عباس شهبازي،
دكتر منصور رنجبر،
ليلا فرجي
مرکز مديريت
بيماريها
مقدمه و اهداف
مطالعه
گسترش مالاريا
به مناطق عاري
از آن و يا مناطق
پاكسازي شده
بواسطه تحولات
اجتماعي واقتصادي
از جمله چالشهاي
عمده برنامه
كنترل مالارياي
كشور است. تحولات
صنعتي و اقتصادياگرچه
نويددهنده توسعه،
كارآفريني و بهبود
معيشت هستند،
اگر بدرستي مديريت
نشوند، با به
هم زدننظم زيست
محيطي مناطق
بكر، ميتوانند
موجب بروز مشكلات
و حتي بالاياي
مصيبت بار شوند.هدف
از اين مطالعه
بررسي اپيدمي
(Outbreak) مالاريا در
بند عسلويه و
طراحي و اجراي
مداخلهايمناسب
جهت مهار آن
بوده است.
روش
كار
جمعآوري
اطلاعات، طراحي
مداخله، اجرا
و ارزشيابي آن
نتايج
در دو دهه
نخست سال 1381 تعداد
60 مورد مثبت مالاريا،
(31 ويواكس و 21 فالسيپاروم
و 8ميكس) از مركز
بهداشتي درماني
روستايي عسلويه
گزارش گرديد كه
از اين تعداد
19 نفر بومي بودند.
اينتعداد موارد
مثبت در مقايسه
با مدت مشابه
سال قبل بيش
از 5/6 برابر افزايش
داشته است. افزايشتعداد
موارد مالاريا
در حالي اتفاق
افتاد كه برنامههاي
لاروكشي، سمپاشي
و بيمارييابي
فعال از سالقبل
تعطيل شده بودند
بدنبال بروز Outbreak مالاريا،
از تاريخ 26/2/81 سازماندهي
و آموزشتيمهاي
لاروكشي. سمپاشي،
بيماريابي و آموزش
منزل به منزل
بسرعت انجام
شده و بلافاصله
پس ازبررسيهاي
حشرهشناسي مقدماتي،
اقدامات كنترلي
به اجرا در آمد.
در مدت كوتاهي
پس از شروعبرنامه
وفور لارو پشه
در ژيتهاي اطراف
آبادي از حدود
50 در هر ملاقه به
صفر رسيد. حضور
بالغ نيز پساز
اجراي سمپاشي
از حدود 10 پشه در
هر مكان به صفر
رسيد. در مدت اجراي
برنامه كليه
منازل درروستاي
عسلويه به صورت
خانه به خانه
و چهره به چهره
آموزش داده شدند
و پنج تيم بيماريابي
تاپاسي از شب
جهت كشف مخازن
افغاني بيماري
فعال بودند. بدنبال
اجراي مداخله،
از حدود نيمهخرداد
ماه به بعد تعداد
موارد بومي به
صفر رسيد و اپيدمي
مهار گرديد.
نتيجه
گيری
مالاريا
به عنوان يكي
از مهمترين بيماريهاي
انگلي سالانه
موجب ابتلاي
بيش از سيصد ميليوننفر
و 2ـ1 ميليون مرگ
در سرتاسر جهان
ميشوند. در مناطقي
كه شرايط آب
و هوايي و زيستمحيطيمناسبي
جهت انتقال اين
بيماري وجود دارد
برنامه مبارزه
با آن بايد همواره
بطور مؤثر به
اجرا در آيد وهرگونه
غفلت از آن بازگشت
بيماري را بدنبال
خواهد داشت. بدنبال
عدم توجه به
تغييرات اجتماعي،صنعتي
و اقتصادي منطقه
عسلويه و سيل
مهاجرين افغاني
و پاكستاني و
جويندگان كار
به منطقه، شرايطمناسب
جهت انتقال بيماري
فراهم آمد. بطوري
كه در دو ماهه
نخست سال 1381 شاهد
بروزOutbreak مالاريا
و افزايش 5/6 برابري
موارد بيماري
نسبت به سال
قبل بوديم كه
خوشبختانه با
اقدامبه موقع
و بكارگيري اصول
كنترل مالاريا،
outbreak بيماري
مهار گرديد.
تعيين
حساسيت و ويژگي
تست بينايي سنجي
اسنل چارت در غربالگري
آمبليوپي در كودكان
6 تا 10 ساله
اروميه
دكتر
رامين حشمت – دكتر
نورالدين شريفي
- دكترشاكر
سالاري لك – دكترناصر
اقدمي –
دكترپيام فرهادنيا
دانشکده
بهداشت، دانشگاه
علوم پزشکی تهران
مقدمه و
اهداف مطالعه: آمبليوپي
(تنبلي چشم) از ميزان
شيوع 5-2% در جوامع
مختلف برخوردار
مي باشد و بدليل
خطر بالقوه خود
در از بين بردن
بينايي فرد اهميت
خاصي دارد. تشخيص
آمبليوپي بجز در
موارد خاص از جمله
وجود استرابيسم
كاملا اتفاقي است
و تنها روش موثر
تشخيص آن در جامعه
استفاده از غربالگري
مي باشد. از آنجا
كه كاهش تيزي ديد
در نزديك به 100% موارد
وجود دارد معمولا
از اندازه گيري
آن براي تشخيص
اوليه كلينيكي
استفاده مي كنند.
يكي از موثرترين
و مقرون به صرفه
ترين اين روشها
استفاده از Snellen Chart
است كه درغربالگري
آمبليوپي در كودكان
6 تا 10 ساله شهر اروميه
در سال 1377 بكار گرفته
شد و ضروري است
كه ميزان حساسيت
و ويژگي آن تعيين
گردد.
روش مطالعه: كودكان
6 تا 10 ساله شهر اروميه
كه در سال 77 در مدارس
ابتدايي مشغول
به تحصيل بودند
طي يك غربالگري
با استفاده از
Snellen
Chart از نظر شناسايي
آمبليوپي يك يا
هر دو چشم مورد
مطالعه قرار گرفتند.
تست غربالگري در
شرايط استاندارد
و توسط مربيان
بهداشت مدارس صورت
گرفته و تيزي ديد
بعنوان
Cut off
point انتخاب
شده بود. كودكان
حائز شرايط توسط
چشم پزشك و با استفاده
از آزمونهاي استاندارد
مورد معاينه قرار
گرفته و بيماران
واقعي تشخيص داده
مي شدند. براي تعيين
حساسيت و ويژگي
تست غربالگري بكار
رفته در اين مطالعه
دو گروه 300 نفري بصورت
تصادفي ساده از
بين افراد تست
مثبت و منفي انتخاب
و توسط چشم پزشك
بوسيله آزمونهاي
استاندارد مورد
معاينه و تشخيص
قطعي قرار گرفتند.
نتايج در يك جدول
2×2 جمع آوري و حساسيت
و ويژگي تست غربالگري
تعيين گرديد.
نتايج: در طي اين
مطالعه 55551 كودك 6
تا 10 ساله از نظر
آمبليوپي تحت غربالگري
قرار گرفته و 2955 نفر
(3/5%) تست مثبت تشخيص
داده شده و به پزشك
متخصص ارجاع شدند.
نهايتا 1238 مورد مبتلا
به آمبليوپي (2/2% كل
جمعيت) شناسايي
گرديد. در يك جمعيت
تصادفي 300 نفري از
افراد تست مثبت
126 نفر بيمار واقعي
و 174 نفر سالم تشخيص
داده شدند. همچنين
در جمعيت تصادفي
مشابه از بين افراد
تست منفي كه 263 نفر
مراجعه كرده بودند
6 نفر بيمار واقعي
و 257 نفر سالم تشخيص
داده شدند. بنابراين
حساسيت تست غربالگري
45/95 % و ويژگي آن 63/59% محاسبه
شد.
نتيجه گيری
: با
توجه به اهميت
شناسايي آمبليوپي
در سنين قابل درمان
آن يعني زير 10 سالگي
بنظر مي رسد كه
استفاده از تست
غربالگري Snellen Chart
در سنين 6 تا 10 سال
از حساسيت مناسبي
براي اين امر برخوردار
باشد چرا كه بسيار
ارزان، در دسترس
و قابل انجام بوده
و از طرف ديگر همكاري
كودكان در اين
سن بسيار بهتر
از سنين پايين
تر باشد. اما از
آنجا كه ارزش اخباري
تست غربالگري
100% نمي باشد بايستي
توجه نمود كه منفي
شدن تست لزوما
به معني سالم بودن
شخص نمي باشد.
ارزيابي
برنامه ادغام غربالگري
سرطان پستان در
سيستم مراقبتهاي
اوليه بهداشتي
كشور
دكتر
ژيلا صديقي ، دكتر
آزيتا گشتاسبي،
دكتر غلامرضا گرمارودي
،پريسا حاج سيد
عزيزی
پژوهشكده
علوم بهداشتي جهاد
دانشگاهي
در سال
1376، معاونت بهداشتي
وزارت بهداشت،
درمان و آموزش
پزشكي با همكاري
جهاد دانشگاهي
برنامه غربالگري
جمعيتي براي تشخيص
زودرس سرطان پستان
را توسط شبكه بهداشتي
3 شهرستان كشور
(شهرستان هاي شهر
كرد، مباركه و
لنجان) آغاز كردند. طرح فوق به
صورت پايلوت جهت
بررسي مشكلات اجرايي
آن و ارزيابي كارايي
سيستم شبكه بهداشتي
كشور در پذيرش
اين برنامه انجام
شد تا بر اساس دستاوردهاي
آن بتوان درباره
امكان كشوري كردن
اين برنامه تصميم
گرفت. روش هاي غربالگري
مورد استفاده در
اين مطالعه شامل
معاينه باليني
و خودآزمايي پستان
بوده است. گروه
هدف در اين مطالعه
شامل زنان 30 سال
و بالاتر بوده
است. فواصل غربالگري
يكساله بوده و
در كل دو دور غربالگري،
انجام شد. مناطق
پايلوت شامل شهرستان
هاي شهركرد، مباركه
و لنجان (استان
هاي اصفهان و چهار
محال و بختياري)
بود. از آنجائيكه
اين مطالعه در
سيستم شبكه هاي
بهداشتي اين مناطق
و به هدف بررسي
امكان ادغام اين
برنامه در سيستم
شبكه اجرا شده
است، لذا جمعيت
هدف توسط بهورز
/ كاردان (سطح اول)
معاينه شده و موارد
مشكوك از سطح اول
به سطح دوم (پزشك
عمومي) و از سطح
دوم به سطح سوم
(متخصصين جراحي)
ارجاع شده است.
توصيه به خودآزمايي
پستان نيز از وظايف
سطح اول بوده است.
پزشكان عمومي
( سطح دوم) موظف بوده
اند كه براي تمامي
موارد توده دار
نيز FNA (Fine Needle Aspiration) انجام دهند و پزشكان
جراح نيز براي
تشخيص قطعي از
بيوپسي استفاده
كرده اند.
در سال
1378 پس از اتمام 2 دور
غربالگري (2 سال)
با توجه به اهداف
پايلوت كردن يك
برنامه، مطالعه
اي جهت ارزيابي
ميزان موفقيت طرح پايلوت
فوق انجام شد كه
نتايج اين ارزيابي
در اين مقاله ارائه
شده است. قابل ذكر
است كه ارزيابي
كارايي يك برنامه
غربالگري زماني
مقدور است كه بتوان
پس از يك دوره طولاني
(حداقل 5 الي 10 سال)
ميزان كاهش مرگ ناشي از سرطان
پستان در گروه
تحت غربالگري را با گروهي
كه تحت غربالگري
نبوده اند (گروه
كنترل) مقايسه
كرد. با توجه به
مدت كوتاه اجراي
طرح پايلوت (2 سال)
و فقدان گروه كنترل،
لذا ارزيابي اين
پروژه فقط در راستاي
بررسي امكان پذيرش
و تداوم اجراي
اين برنامه توسط
شبكه بهداشتي درماني
كشور انجام شد.
بررسي
علل عدم مراجعه
خانمهائي كه بر
اساس آزمايش پاپ
اسمير بايد تحت
درمان و پاپ اسمير
مجدد قرارگيرند
مريم چيني
چيان - دكتر كورش
هلاكوئي نائيني
- دكتر شيرين قاضي
زاده احسائي - دكتر
حميدرضا صادقي
پور
انسيتو تحقيقات
بهداشت
مقدمه
و اهداف مطالعه: با
توجه به اهميت
غربالگري سرطان
دهانه رحم، بر
اساس سياستهاي
وزارت بهداشت،
درمان و آموزش
پزشكي، آزمايش
پاپ اسمير در مراكز
بهداشتي درماني
كشور براي زنان
مراجعه كننده در
گروه سني 65-20 سال بطور
رايگان صورت ميگيرد.هدف
اصلي غربالگري
اين بيماري عبارت
است از تشخيص بموقع
تغييرات سلولي
و درمان فوري بيماري
كه در اين صورت
در كل جامعه با
اجراي كامل برنامه
غربالگري،عوارض
و مرگ ناشي از اين
بيماري كاهش پيدا
خواهد كرد.
در
جريان اجراي برنامه
غربالگري يكي از
مراحل مهم، مراجعه
مجدد زنان براي
تكرار مجدد آزمايش
پس از درمان پيشنهادي
مي باشد كه نسبت
مراجعه زنان براي
اين امر مي تواند
شاخص خوبي براي
تعيين سودمندي
برنامه غربالگري
پاپ اسمير باشد
روش
مطالعه: براي
دستيابي به اين
شاخص، كليه زناني
كه (11885نفر) در سال
1378 در مراكز بهداشتي،
درماني جنوب تهران
مورد غربالگري
سرطان دهانه رحم
قرار گرفته بودند،
از نظر چگونگي
مراجعه بعدي مورد
بررسي قرار گرفتند.
از ميان اين گروه
447 نفر شرايط آزمايش
مجدد را داشتند،
كه با استفاده
از آدرس مندرج
در پرونده هاي
موجود آنان در
مراكز بهداشتي
درماني، به درب
منازل مراجعه و
امكان مصاحبه با
219 نفر از آنان فراهم
شد.
نتيجه
گيری: در شرايط
چنين پيگيري فعال
و همه جانبه فقط
به1/49% افراد دسترسي
پيدا شد.از ميان
219 نفري كه پرسشگران
موفق به يافتن
آدرس و مصاحبه
با آنان شدند،
تنها 74 نفر براي
انجام آزمايش پاپ
اسمير مجدد مراجعه
كرده بودند. بدين
ترتيب بازدهي برنامه
غربالگري در اين
خصوص 34% بوده است.
اين نتيجه مي تواند
عليرغم تلاشهاي
كاركنان صديق بهداشتي
با توجه به حجم
بالاي آزمايشات
پاپ اسمير و ساير
خدمات ارائه شده،
به عنوان شاخصي
براي ارزيابي برنامه
غربالگري سرطان
دهانه رحم مورد
توجه سياستگزاران
برنامه هاي بهداشت
خانواده از نظر
صرف هزينه و نيروي
انساني قرارگيرد.
بي اطلاعي از لزوم
انجام اقدام درماني
مهم ترين علت عدم مراجعه
زنان جهت درمان
بوده است. شايعترين
علت عدم مراجعه
جهت انجام پاپ
اسمير مجدد نيز
بي اطلاعي از لزوم
انجام آن بوده
است.
ارزيابى
مراکز بهداشتى
درمانى شهرى قم
دکتر سيد
محسن موسوى* - طاهره
احمدى- ريحانه
تبرايى- نفيسه
توکلى- الهام سلمانى-
شکوفه شهيدى شادکام-
اکرم عاشورى- رزيتا
عاليخانى-زهرا
عقيلى- فريده فرحى- سحر مالکى-
فاطمه مردان ومنيژه
هدايت شده
دانشگاه
علوم پزشکی فاطميه
، بخش پزشکی اجتماعی
، قم
مقدمه
واهداف مطالعه
: مراکز
بهداشتى درماني
شهرى بدليل ارائه
غير فعال خدمات
بهداشتى و نداشتن
زيج حياتى؛ فاقد
آمار دقيقى از
جمعيت کل و جمعيت
گيرنده خدمات بهداشتى
مى باشد. لذا ارزيابى
اين مراکز نياز به استفاده
از روشهاى آمارى
جهت تخمين جمعيت
اوليه و جمعيت
گروههاى هدف دارد.
اين مطالعه به
منظور ارزيابى
کمي و کيفي و تعيين
اولويتهاى بهداشتى
مراکزبهداشتي
درماني شهري قم
بر اساس داده هاى
موجود طراحى شده
است.
مواد
و روشها: چهارمرکز
بهداشتى درمانى شهر قم به
صورت نمونه گيرى
تصادفى ساده مورد
ارزيابي قرار گرفت.
با استفاده از
تعداد پرونده خانوار
موجود؛ بعد خانوار؛
گزارش ماهيانه
واکسيناسيون اطفال
زير يکسال؛ آمار
ارائه شده توسط
اداره ثبت احوال
استان قم(شش ماهه
اول سال ١٣٨٠) ؛
جمعيت کل؛ جمعيت
کودکان زير يک
سال؛ جمعيت زنان
واجد شرايط تنظيم
خانواده وجمعيت
مادران حامله هر مرکز بهداشتى
درمانى تخمين زده
شد.
نتايج:
جمعيت
تخمينى مراکز ارزيابى
شده ١١١٢٠٠نفر؛
ارزيابى کمى مراکز
فوق شامل: پوشش
واکسيناسيون پوليونوبت
سوم ٨٠% سرخک نوبت
اول ٧٤% و هپاتيت
نوبت سوم٩٢% ؛ پوشش
تنظيم خانواده
٢١% ؛ پوشش مراقبت
مادران حامله
٥٢% ؛ مراقبت اطفال
زير يک سال ٥٠% ،مراقبت
بهداشت دهان ودندان
اطفال زير ٦ سال
و مادران حامله
انجام نمى شود
و٥٠% از مراکز فاقد
واحد بهداشت محيط
بود. ارزيابى کيفى
مراکز فوق شامل:
يخچال نگهدارى
واکسن نامناسب
و کيفيت عرضه خدمات
واکسيناسيون مناسب
بوده است. کيفيت
مراقبت مادر وکودک
نامناسب بوده است.
نتيجه
گيرى : اولويتهاى
بهداشتى مراکز
فوق شامل: پوشش
پايين فعاليتهاى
بهداشتى ؛ کيفيت
نامناسب مراقبتهاى
بهداشتى انجام
شده؛ عدم تناسب
تعداد پرسنل واحدها
با حجم کاروعدم وجود واحد
بهداشت محيط در
بعضى از مراکز.
راهکار عملى حل
مشکلات فوق عبارت
است از: آموزش پزشکان
مسئول مراکز بهداشتى
درمانى در مورد
نحوه نظارت
مستمر بر فعاليتهاى
بهداشتى مراکز
بهداشتى درمانى؛
باز آموزى پرسنل
واحدهاى بهداشتى
در مورد ارئه مراقبتهاى
بهداشتى با کيفيت
بالاتر؛ متناسب
ساختن تعداد پرسنل
واحدها با حجم
کار ؛ ايجاد واحد
بهداشت محيط در مراکزمى
باشد.
بررسي
علل نابهنگام
بودن واكسيناسيون
افراد واجد شرايط
(كودكان 2ـ1ساله
و زنان 49ـ15 ساله)
فهيمه مصطفايي،
محرم مافي، صفر
فيضالهي، دكتر
مجيد بهرامي
معاونت بهداشتي
دانشگاه علوم
پزشكي قزوين
مقدمه
و هدف
از آنجايي
كه انجام به
هنگام واكسيناسيون
واجدين شرايط
در ايجاد ايمني
به هنگام و نسبتاً
پايدارافراد واكسينه
شده نقش مهمي
دارد لذا هر نوع
سهلانگاري در
اجراي برنامه
زمانبندي ايمنسازيكشوري
اثرات سوء و زيانباري
را بدنبال خواهد
داشت كه در نهايت
موجب تسهيل در
بازگشتبيماريهاي
قابل پيشگيري
با واكسن و خدشهدار
شدن سطح سلامت
افراد جامعه ميگردد.
اين مطالعه باهدف
تعين هر يك از
عوامل مؤثر در
تأخير يا عدم
انجام واكسيناسيون
افراد واجد شرايط
استان قزوينبراي
استفاده در برنامهريزيهاي
آينده انجام
شده است.
روش
مطالعه
بصورت
نمونهگيري خوشهاي
از تمام خانوارهاي
استان بوده يعني
تمام خانوارهاي
تحت پوششتيم
سيار ـ خانههاي
بهداشت و مراكز
بهداشتي درماني
روستايي و شهري
به صورت تصادفي
شمارهخانوارشان
در آورده شده
و سپس از همان
شماره خانوار
از سمت راست
حركت نموده تا
به 7 كودك درمحدوده
سني 2ـ1 سال و تعداد
7 نفر زن واجد شرايط
49ـ15 ساله كه عموماً
مادر همان كودك
ميشددست يافته
و تمام واكسنهاي
كودكان در زير
يكسال و كزاز
مادران مورد بررسي
قرار ميگرفت
و ثبتميگرديد
خوشه به اينصورت
تكميل ميگرديد.
شايان ذكر است
نابهنگام بودن
ايمنسازي اطفال
ومادران با تأخير
با تعجيل بيش
از 7 روز تعريف
گرديده بود.
نتايج
در اين
مطالعه بيست
علت عمده جهت
كساني كه ايمنسازي
نابهنگام داشتهاند
مشخص گرديدهبود
از 420 كودك مورد
مطالعه 210 كودك
داراي ايمنسازي
نابهنگام بودهاند
(ولي موردي از
عدمايمنسازي
مشاهده نگرديد)
كه 50% كودكان را
شامل ميشد كه
اولين علت تأخير
و يا عدم انجامواكسيناسيون
عدم آگاهي از
زمان ايمنسازي؛
بوده و علت دوم؛
بيماري كودك؛
بيان گرديده
كه به واحدبهداشتي
هم مراجعه نشده
و علتي كه اصلاً
در تأخيرها به
آن اشاره نگرديده
منع مصرف مطلق
و ترس ازعوارض
ايمنسازي و عدم
اعتقاد به ايمنسازي
بوده.
در مورد
زنان واجد شرايط
برنامه واكسيناسيون
تعداد 354 نفر واكسيناسيون
نابهنگام يا عدمواكسيناسيون
داشتند كه شامل
84% بوده و عمدهترين
علت تأخيرها؛
عدم آگاهي از
زمان ايمنسازي،بيان
شده و علت تأخيري
كه مادران به
آن اشاره نداشتهآند
بيماري و منع
مصرف مطلق بوده.
با اين
بررسي مشخص ميگردد
در خصوص ارتقاء
آگاهي جامعه
در مورد زمان
واكسيناسيونبدليل
بالا بودن پوششها
در استان به
فعاليتهاي آموزشي
توجه كمتري شده
است كه ادامه
اين روندممكن
است در آينده
به افت پوششهاي
واكسيناسيون
در سطح كشور نيز
منجر شود.
نتيجه
گيری
نظر به
اهميت انجام
بهنگام و كامل
برنامه ايمنسازي
و مقبوليت آن
در بين خانوادهها
در سطحكشور و
وجود پتانسيل
بالا در نظام
بهداشتي درماني
شايسته است ضمن
حفظ و ارتقاء
پوششهاي فعليايمنسازي
كه بسيار مطلوب
ميباشد با اعمال
تغييرات جزئي
در ارائه خدمات
ايمنسازي اين
آگاهي بهسطح
مطلوبتري برسد
البته جهت دستيابي
به اين هدف
آموزش مستمر همكاران
ارائه دهنده
خدماتايمنسازي
در اولويت قرار
دارد و پيشنهاد
ميگردد بررسي
كشوري در اين
زمينه انجام
شود.
بررسي
پرت انواع واكسنهاي
برنامه روتين
ايمنسازي در
استان قزوين
درسال 1380
صفر فيض الهاي،
دكتر رضا قاسمي
برقي، محرم مافي،
دكتر مجيد بهرامي
معاونت بهداشتي
علوم پزشكي قزوين
مقدمه
و اهداف
با توجه
به سهم اندك
بخش بهداشت از
كل توليد ناخالص
ملي (حدوداً 5%) و
هزينههايچشمگير
اين بخش لزوم
توجه ويژه در
بكارگيري مطلوب
منابع به منظور
كاهش هزينهها
براي سيستمبهداشتي
درماني كشور،
امري اجتنابناپذير
ميباشد.
نظر به
اينكه در عصر
حاضر استفاده
بهينه از منابع
انساني و مادي
يكي از اهداف
مديرانسازمانهاست.
لذا توسعه انديشه
اقتصادي در مديريت
سازمانهاي بهداشتي
درماني اهميت
زيادي دارد.هدف
از اين بررسي
تعيين ميزان
پرت انواع واكسنها
در استان قزوين
براي استفاده
در برنامهريزي
آيندهبوده است.
روش
مطالعه
در اين
طرح كه توصيفي
ـ مقطعي ميباشد
با ثبت دقيق
واكسنهاي دريافتي
مراكز بهداشتشهرستانهاي
تابعه از مركز
بهداشت استان
و نيز با دريافت
گزارشات ماهيانه
فعاليتهاي ايمنسازي
از آنشهرستانها
(در قالب فرم
105) در طول 1380 ميزان
پرت هر يك از
واكسنها محاسبه
گرديد.
نتايج
در اين
مطالعه مشخص
شد از مجموع 680682
دوز واكسن پرمصرف
توزيع شده در
استان قزوينBCG با 253%، سرخك
با 158%، فلج اطفال
با 39% و توأم بزرگسال
با 28%، ثلاث با
24% و مننژيت وواكسن
هپاتيت B با 6% كمترين
ميزان پرت را
بخود اختصاص دادهاند.
نتيجه
گيری
به نظر
ميرسد ميزان
پرت واكسنهاي
BCG، سرخك و فلج
اطفال بيش از
حد انتظار باشد
وطبيعتاً هزينههاي
بالايي را به
نظام بهداشتي
درماني تحميل
ميكند، با تحليل
دلايل اين امر
و آموزشگسترده
همكاران ذيربط
و بهبود نظام
زنجيره سرد و
نيز ايجاد تغييرات
جزئي در برنامههاي
روتينايمنسازي
ميتوان ضمن
حفظ تداوم پوششهاي
بسيار خوب ايمنسازي
در استان (100% براي
تمامواكسنها)
از پرتهاي بيش
از حد جلوگيري
نمود.
بررسي
و تحليل اين
امر در سطح كشوري
نيز ميتواند مركز
مديريت بيماريها
را در مديريت
برنامهايمنسازي
روتين در كشور
ياري نمايد تا
در صورت لزوم
و با حفظ سطح
پوشش فعلي به
ايجاد تغييراتجزئي
در برنامههاي
واكسيناسيون
اقدام نمايد.
بررسي
خصوصيات اپيدميولوژيك
ودموگرافيك 2698مورد
وازكتومي انجام
شده درجنوب شهر
تهران
دكتر
خسرو رفائي شيرپاك
، دكتر حسن افتخار
اردبيلي ، دكتر
ابوالقاسم پور
رضا
دانشکده
بهداشت دانشگاه
علوم پزشکی تهران
مقدمه
و اهداف مطالعه: رشد بي
رويه جمعيت، صنعتي
شدن جوامع، بالا
رفتن هزينه ها
و عوامل بسياري
ديگر، سبب شده
است كه كمتر زوجي
تمايل به داشتن
خانواده اي بزرگ
و پر جمعيت داشته
باشد. از ميان روش
هاي متفاوتي كه
به عنوان راههاي
جلوگيري از بارداري
ارائه مي گردد،
روش هاي دائم به
خصوص براي زوج
هايي مناسب است
كه به هر دليلي
فرزند ديگري نمي
خواهند و تصميم
دارند براي هميشه
از بچه دار شدن
جلوگيري نمايند.وازكتومي
يكي از روش هاي
پيشگيري از بارداري
دائمي است كه بر
روي مردان انجام
مي گيرد. اين روش
به مردان اجازه
خواهد داد كه بتوانند
راسا براي جلوگيري
از بارداري همسرشان
اقدام نموده و
در اين مورد عملا"
فعاليت نمايند.اما
براي معرفي اين
روش به عنوان يك
روش دائم و بي ضرر،
به زوجين، نه تنها نيازمند
انجام مطالعات
آگاهي، نگرش و
عملكرد(
(KAP هستيم، بلكه
نيازمند به شناسايي
خصوصيات افرادي هستيم
كه تمايل بيشتري
به انجام اين كار
از خود نشان مي
دهند. با شناسايي
خصوصيات اپيدميولوژيك
و دموگرافيك افرادي
كه تحت عمل وازكتومي قرار گرفته
اند به راحتي مي
توان براي تبليغات،
آموزش ها، شناسايي
گروههاي هدف، برنامه
هاي ارتقا آگاهي
و انگيزه و …، برنامه
ريزي كرده و با
بصيرت بيشتري به
اين امور پرداخت.
اين مطالعه نيز
در نظر دارد با
توصيف و نهايتا"
تحليل خصوصيات
جمعيتي
تعداد 2698 مرد وازكتومي
شده در دو مركز
بهداشتي درماني
فرمانفرمائيان
و نور سعادت كه
در طي سالهاي 1374 تا
1377 توسط نگارنده
اين مقاله به انجام
رسيده است راهكارهايي
را جهت ارتقاء
هر چه بيشتر برنامه
هاي آموزشي. تبليغي،
انگيزشي و افزايش
آگاهي مردان در
مورد وازكتومي
ارائه نمايد.
روش مطالعه: اين مطالعه
يك مطالعه توصيفي،
تحليلي است. در
اين پژوهش اطلاعات
براساس پرسشنامه
كشوري، از هر يك
ازداوطلبين وازكتومي،
به دست مي آيد. اين
پرسشنامه از يك
بخش تشكيل شده
است و داراي 16 سوال
مي باشد.جمعيت
مورد مطالعه شامل
همه مرداني است
كه در طي آبان ماه
سال1374 تا 1377 توسط نگارنده
پايان نامه، در
دو مركز بهداشتي
درماني فرمانفرمائيان
و نورسعادت وابسته
به معاونت امور
بهداشتي دانشگاه
علوم پزشكي و خدمات
بهداشتي در ماني
تهران تحت عمل
وازكتومي قرار
گرفته اند. در اين
مطالعه براي تمامي
داوطلبين وازكتومي
كه از آبان ماه
سال 1374 تا
آبان سال 1377 به مراكز
بهداشتي درماني
فرمانفرمائيان
و نور سعادت مراجعه
كرده اند، پرسشنامه
كشوري تكميل گرديده
است و تمامي اين
افراد (2698نفر) به عنوان
جمعيت مورد مطالعه
برگزيده شده اند.
انتخاب اين تعداد
براين اساس بوده
است كه تمامي افراد
ياد شده در طي سال
1374 تا 1377 توسط نگارنده
اين مقاله تحت
عمل وازكتومي قرارگرفته
و پرسشنامه هاي
آنها توسط دو فرد
ثابت، درطي اين
سال ها، تكميل
گرديده است. داده
هاي مربوط به 2698 نفر
از افراد وازكتومي
شده در طي سالهاي
1374 تا 1377 از بايگاني
دو مركز ياد شده
استخراج شده و
پس از كد بندي و
ورود به كامپيوتر
با نرم افزار SPSS مورد
تجزيه و تحليل
قرار گرفت.
نتايج: ميانگين
سني افراد وازكتومي
شده 15/40 بوده است.
ميانگين سني همسران
افراد وازكتومي
شده 06/34 سال و بيشترين
تعداد آنها در
سن35 مي باشند.و ازطرفي
كم ترين سهم در
تشويق افراد براي
وازكتومي مربوط
به همسران آنها
بوده است (3/1%).بيشترين
طريقه آشنائي با روش وازكتومي
مربوط به رسانه
هاي گروهي بوده
است (3/51%)، و فاميل
و دو ستان دومين
طريقه آشنائي را
شامل مي شود. ميانگين
تعداد فرزندان
افراد وازكتومي
شده 97/2 نفر و كساني
كه 2 فرزند داشته
اند بيشترين فراواني
را نشان داده اند
كه با نسبت خانواده
هاي دو فرزندي
در تهران همخواني
دارد. كل افرادي
كه فرزنداني از
يك جنس داشته اند
6/26% از كل وازكتومي
شده ها را شامل
مي شود. از كل كساني
كه فرزنداني از
يك جنس داشته اند،
تنها3/11% فرزنداني
فقط از جنس دختر
داشته اند و هر
چه سطح سواد افراد
بالاتر باشد، رجحان
جنسي فرزند اهميت
كمتري پيدا مي
كند. در تحليل شغل
داوطلبين وازكتومي،
نشان داده شده
است كه بيشترين
فراواني مربوط
به شغل كارمند
بوده است و كمترين
مربوط به افراد
بيكار. تعداد 246 نفر
از كل وازكتومي
شدگان ( 5/9% ) راننده
بوده اند.كساني
كه تحصيلات دانشگاهي
داشته اند ، 5/13% از
كل افراد وازكتومي
شده را تشكيل مي
دهند كه اين عدد
با نسبت مشابه
در جمعيت عمومي
اختلاف معني داري
( 000/0 P= ) ، دارد.
نتيجه
گيری: كم ترين سهم
در تشويق افراد
براي وازكتومي
مربوط به همسران
آنها بوده است
(3/1%). لذا اولا" اهميت
آگاه سازي زنان
از اين عمل و ترغيب
آنان به تشويق
شوهرانشان براي انجام
وازكتومي كاملا"
احساس مي شود. بيشتر افراد، بعد
از به اصطلاح "
جور شدن جنس فرزندان
" اقدام به انتخاب يك روش دائم
خواهند كرد و اين
موضوع شايد زنگ
خطري براي برنامه
هاي كنترل جمعيت
باشد و جا دارد
كه برنامه هايي
براي تغيير
اين نگرش پايه
ريزي گردد. احتمال
انجام وازكتومي
( كه از روش هاي دائم
پيشگيري از بارداري
محسوب مي شود ) در
كساني كه فقط فرزند
دختر دارند، با
بالا رفتن سطح
تحصيلات افزايش
مي يابد. لذا اهميت
سواد آموزي به
عنوان عامل موثر
و اساسي درموفقيب
برنامه هاي تنطيم
خانواده، بار ديگر
تائيد مي گردد.
. به علاوه از كل
كساني كه فرزنداني
از يك جنس داشته
اند، تنها3/11% فرزنداني
فقط از جنس دختر
داشته اند و اين
ترجيح زوجين را
براي داشتن فرزند
پسر نشان مي دهد،
كه اين نيز به نوبه
خود مانعي براي
موفقيت برنامه
هاي تنظيم خانواده
محسوب خواهد شد.
تعداد 246 نفر از كل
وازكتومي شدگان
( 5/9% ) راننده بوده اند. با
توجه به اينكه
اين تعداد، بسيار
بيشتر از نسبت
راننده ها به كل
مشاغل موجود در
جامعه مي باشد،پيشنهاد
مي گرددبررسي شود
چرا راننده ها
تمايل بيشتري به
انجام عمل وازكتومي
دارند. افرادي
كه سطح تحصيلات
بالاتري دارند
بيشتر به وازكتومي
روي مي آورند. اما
نسبت افراد ديپلمه
در وازكتومي شدگان
با همين نسبت در
جمعيت عمومي اختلاف
معني داري را نشان
نمي دهد. و اين خود
تائيد مجددي است
بر نقش سواد و ميزان
تحصيلات بر موفقيت
برنامه هاي تنطيم
خانواده. نسبت
خانوارهاي 4 و 5 نفره
در افراد
وازكتومي شده بسيار
بيشتر از همين
نسبت در جمعيت
عمومي است و اختلاف
معني داري بين
اين نسبتها وجود
دارد ( 000/0 P= ). و اين
بدين معني است
كه در حال حاضر
خانواده هاي كوچك
تر تمايل بيشتري
به انجام عمل وازكتومي
دارند. در انتها پيشنهاد
ميگردد
برنامه هاي آموزشي
و انگيزشي بيشتر
روي افراد بي سواد
و خانواده هاي
كوچكتر متمركز
گردد.
بررسي
كيفي علل عدم تغذيه
مناسب وكافي كودكان
زير دوسال در دوران
بيماري و نقاهت
در شهرستان قروه-
استان كردستان
-1381
قاسم
زمانی - نازيلا
اساسی-نادر اسماعيل
نسب-فرشاد فرزادفر-
شکوفه باقری نيا-
لطِيفه مفاخری
دانشکده
بهداشت دانشگاه
علوم پزشکی تهران
، گروه آمار
مقدمه
و اهداف مطالعه: تغذيه كودكان
همواره به عنوان
مساله مهم در حفظ
سلامتي آنان و
در نتيجه جامعه
مورد توجه بوده
است اهميت اين
موضوع در دوران
بيماري ونقاهت
بيشتر مي شود زيرا
دريافت غذا به
دليل بي اشتهايي
كم شده واز طرف
ديگر مشكلاتي از
قبيل تب، اسهال،
استفراغ و گلو
درد موجب برهم
زدن تعادل دريافت
و مصرف انرژي مي
گردد واين آغازي
است براي توقف
و يا تاخير رشد
كودك.
با توجه به اينكه
تغذيه و بخصوص
تغذيه كودكان رفتاري
پيچيده و مرتبط
با عوامل مختلف
اجتماعي ، فرهنگي
و اقتصادي است
و به رغم انجام
پژوهشهاي متعدد
در مورد وضعيت
تغذيه كودكان در
مقاطع سني مختلف
در ايران، هنوز
اين رفتارها و
چرايي آنها در
جوامع ايراني به
خوبي شناخته شده
نيست. روشن است
كه بدون آگاهي
عميق و دقيق از
اين رفتارها مداخلات
موثر و در عين حال
قابل پذيرش از
نظر مردم جهت بهبود
تغذيه كودكان امكان
پذير نيست.
شهرستان قروه
نيز از اين مشكل
عمومي در كشور
بركنار نيست زيرا
پژوهشهاي كمي انجام
شده نشان داده
اند كه تنها 5/41 درصد
مادران شهري و
21 در صد مادران روستايي
از نحوه صحيح تغذيه
در دوران بيماری
آگاهی دارند و
فقط 5/28 خانوارها
اصول تغذيه كودك
در حين بيماري
و نقاهت را رعايت
مي كنند بررسي
روند منحني رشد
كودكان در اين
شهرستان نيز تاييد
كننده نتايج بررسيهاي
فوق است.
اين مطالعه
با طراحي پژوهشهاي
كيفي جهت شناخت
رفتارهاي مرتبط
با تغذيه كودك
بيمار و پي بردن
به چرايي آنها
با هدف دستيابي
به مدلي براي بهبود
وضعيت تغذيه كودكان
بيمار با حمايت
دفتر تهران صندق
كودكان سازمان
ملل متحد و اداره
بهبود تغذيه جامعه
وزارت بهداشت درمان
و آموزش پزشکي
به انجام رسيده
است.
روش مطالعه: اين بررسی
از نوع كيفي است
و با استفاده از
روشهاي مباحثه
گروهي متمركز و
مصاحبه هاي انفرادي
عميق و كار آزمايي
دستورات غذايي
در مناطق شهری
و روستايي شهرستان
قروه در استان
كردستان انجام
شده است .
دراين
بررسي مادران داراي
كودك زير 2 سال ،
مادر بزرگها، مربيان
مهدكودك و پرستاران
كودك و همچنين
كاركنان ارائه
دهنده خدمات بهداشتي
ودرماني, در مراكز
شهري و روستايي
مورد بررسي قرار
گرفتند.
نتايج: در بحث هاي
گروهي انجام شده
مشخص شد كه گرچه
آگاهي مادران در
مورد تغذيه كودك
بيمار نسبتاً خوب
است و آموزشهاي
لازم نيز توسط
كاركنان بهداشتي
به اكثر آنها داده
شده است . اما مشكلاتي
از قبيل عدم صرف
غذاهاي متنوع در
دوران بيماري ،
مقوي ومغذي نكردن
غذاها در اين دوران
، خوراندن آبميوه
هاي صنعتي و نوشابه
كودكان در دوران
بيماري، رقيق نمودن
بيش از حد غذاي
و ارائه ناكافي
غذا و شير مادر
به علت كم اشتهايي
كودك بيمار, در
رفتار خانواده
ها ديده مي شود
و اكثريت مادران
اجراي توصيه هاي
كاركنان بهداشتي
را چندان راحت
نمي دانند.
خانواده
ها نسبت به آموزش
هاي داده شده با
توجه اثرات مفيد
آموزشهاي قبلي
مانند واكسيناسيون
يا نمودار رشد
كودك يا تغذيه
با شيرمادر خوش
بين هستند اما
برگزاري جلسات
گروهي تبادل نظر
بين مادران با
حضور كاركنان بهداشتي
را موثرتر از روشهاي
متداول مي دانند
. مشاهده تغذيه
كودكان بستر ي
نشان مي دهد كه
هيچكدام از اصول
تغذيه كودك بيمار
در بيمارستان رعايت
نمي شود . مهمترين
مشكل پزشكان نبودن
مرجع مناسب براي
توصيه هاي غذايي
كودك بيمار و نيز
عدم دسترسي به
روشهاي عملي و
بصري براي آموزش
است.
نتيجه
گيری: با
توجه به رفتارهاي
نامناسب تغذيه
اي به رغم وجود
آموزشها و آگاهي
كافي مادران به
نظر مي رسد عواملي
بغير از آموزش
در رفتار خانواده
موثر است. كه مي
توان از جمله آنها
احساس اطمينان
و اعتماد به سنتها
و اطلاعات افراد
كليدي در خانواده
ها را نام برد. در
عين حال مشكل عدم
دسترسي يكسان خانواده
ها به امكانات
اجرايي توصيه ها
نيز از جمله مشكلات
به شمار مي رود.
لذا مناسب است
اولاٌ آموزشها
با توجه به خواستها
و نظرات خانواده
ها بيشتر به صورت
گروهي و جلسات
تبادل نظر اجرا
شود و ثانياً توصيه
هاي مورد نظر براي
بهبود و ضعيت تغذيه
كودكان قبل از
آموزش عمومي مورد
كار آزمايي در
خانوارها قرار
گيرد.
بررسي كيفي اثربخشي
توصيه هاي تغذيه
اي براي بهبودتغذيه
كودكان زيريكسال
درشهرستان حاجي
آباد1381
نازيلا اساسی
- قاسم زمانی- مجتبي
احمد زاده- داريوش ناصری
نژاد
دانشکده
بهداشت دانشگاه
علوم پزشکی تهران
، گروه آمار
مقدمه
و اهداف مطالعه: در سالهاي
اخير پژوهشهاي
متعدد كمي وجود
مشكل سوء تغذيه
در گروههاي سني
مختلف كودكان ايراني
را نشان داده است.
بر مبناي اين يافته
ها و با استفاده
از مباني علم تغذيه
توصيه هاي لازم
براي اصلاح رفتارها
ي تغذيه اي و محتوي
غذاها ارائه شده
است. در بسياري
از موارد نشان
داده است كه اين
توصيه ها عليرغم
مبتنی بودن بر
يافته هاي علمي
كارايي لازم براي
تغيير رفتار در
عموم خانواده ها
را نداشته اند.
با توجه به اين
موضوع و پيچيدگي
رفتارهاي تغذيه
اي بكارگيري پژوهشهاي
كيفي براي دستيابي
به علل ناشناخته
عدم تغيير در رفتار
و چرايي تداوم
رفتارهاي متداول
ضروری به نظر مي
رسد . همچنين بعد
از يافتن مشكلات
و طراحي مداخلات
مناسب ، آزمودن
آنها به شكلي كه
چرايي پذيرش و
يا عدم پذيرش توصيه
ها و تغييراتي
كه خانواده ها
بر مبناي شرايط
زندگي خود در آنها
مي دهند، منجربه
دستيابي به مقبول
ترين و عملي ترين
توصيه ها مي شود.
در اين راستا در
شهرستان حاجي آباد
با انجام پژوهش
كيفي ، مشكلات
تغذيه اي كودكان
زير يكسال و الويت
هاي آن مشخص شده
و به منظور آزمون
مداخلات مورد نظر
پژوهش فعلي انجام
گرفته است.
روش
مطالعه : اين مطالعه
به روش كار آزمايي
عملكرد هاي بهبود
يافته ( TIPs ) انجام
شده است . در اين
مطالعه پس از مرور
اطلاعات موجود و انجام پژوهشهاي
كمي و كيفي اكتشافي
به منظور شناخت
و الويت بندي مشكلات
رفتارهاي تغذيه
اي در خانوارها
و وضعيـت تغذيه
كودكان زير يكسال
، توصيه هاي مناسب
با روشهاي دلفي
و expert panel فهرست
شد . خانوارهاي
مورد مطالعه داراي
كودكان زير يكسال
به دو زير گروه
كودكان زير 6 ماه
و 12-6 ماه تقسيم
شده و هريك در دو
زير گروه شهري
و روستايي قرار
گرفتند در مجموع
24 خانوار طي مراحل
زير مطالعه قرار
شدند:
1- باز
ديد اوليه جهت
يافتن مشكلات اختصاصي
و ارزيابي كلي
خانوار
2- بازديد
دوم جهت ارائه
توصيه هاي متناسب
با خانوار و چانه
زني و رسيدن به
توافق با خانواده
براي امتحان عملكردهاي
توصيه شده در يك
دوره خاص
3- بازديد
پيگيري براي مشاهده
تغييرات انجام
شده در رفتار تغذيه
اي ويا نحوه اجراي
توصيه ها و دستيابي
به علل پذيرش و
يا عدم پذيرش توصيه
ها
نتايج:
مهمترين
نتايج ديدارهاي
ارزيابي عبارت
بودند از عدم رعايت
تغذيه انحصاری
با شير ما در در
همه كودكان زير
6 ماه ، عدم رعايت
اصول تغذيه كمکي،
آگاهي كم مادران
از نحوه صحيح تغذيه
، وزن گيري مناسب
كودكان زير 6 ماه
و سقوط منحني رشد
در كودكان 12-6 ماه
به رغم دسترسي
كمي به خدمات بهداشتي
- درماني ، عدم موفقيت
آموزشهاي بهداشتي
در ايجاد انگيزه
و آگاهي در خانوارها.
اكثر توصيه هاي
استفاده شده در
جهت تغيير در رفتار
تغذيه اي و تعدادي
نيز در جهت تغيير
در نوع ماده غذايي
بوده است و در معدودي
از خانواده ها
توصيه هاي ارائه
شده در جهت تغيير
شرايط مادر بوده
است.
مهمترين
نكات مشاهده در
ديدارهاي پيگيري
شامل رضايت عمومي
از توصيه ها بغير
از توصيه اجتناب
از دادن آب به كودكان
زير 6 ماه, عدم امكان
رعايت زمان مشخص
جهت تغذيه كمكي
كودك و عدم پذيرش
توصيه براي رفع
مشكل رواني يكي
از مادران توسط
همسر وي بوده است.
نتيجه
گيری: مطالعات اوليه
نشان مي دهد كه
مداخلات متداول
در افزايش آگاهي،
ايجاد انگيزه برای
عملكردهاي مورد
نظر به دليل مشتري
مدار نبودن نظام
ارائه خدمت ناموفق
بوده است ، بنابر
اين آزمودن مداخلات
پيشنهادي به گونه
اي كه گيرندگان
خدمت فرصت اظهار
نظر پيداكرده و
آنها بر اساس شرايط
ويژه خود اصلاح كنند،
راهي نو به سوي
فراهم آوري شرايط
بهينه در جهت ارائه
خدمات خواهد بود.
بررسي علل
استفاده از شيرخشك
به جاي شير مادر
در سال اول زندگي
درمادران تحت
پوشش مراكز بهداشتي
درماني شهري
جنوب تهران پاييز
79
دكتر بتول شريعتي
، شهلا خسروي
دانشکده
پزشکی تهران- گروه
پزشکی اجتماعی
مقدمه
و اهداف مطالعه
سلامت
هر جامعه با ارتقاي
سطح تغذيه، صحت
و سلامت كودكان،
كنترل بيماريها،
تنظيمخانواده
و... ارتباط تنگاتنگ
دارد. نحوه تغذيه
شيرخوار در سال
اول زندگي بيانگر
زيربناي سلامتجسمي
و رواني او در
بزرگسالي است.
در سال 1990 دكتر مرني
و همكارانش مطالعهاي
را روي 900مادر در
سطح شهر تهران
انجام دادند و
به اين نتيجه
رسيدند كه فقط
38% مادران به طور
كامل شير خودرا
به شيرخواران
30ـ24 ماهه خود دادهاند.
مادراني كه سطح
تحصيلات بالا.
شوهران با درآمد
بالاداشتند كمتر
از شير خود استفاده
كرده بودند.
مطالعه
حاضر به منظور
دستيابي به علل
استفاده از شيرخشك
در گروهي از مادران
با استفاده ازطراحي
دقيقتر و آزمونهاي
آماري مناسب
انجام گرفت.
روش
مطالعه:مطالعه
به صورت مورد
شاهدي انجام
شد. جامعه مورد
پژوهش مادران
تحت پوشش مراكزبهداشتي
درماني شهري
مركز بهداشت جنوب
تهران بودند كه
كودكان زير يكسال
داشتند. گروه
مورد:مادراني
كه بچههاي خود
را با شيرخشك
به تنهايي يا
همراه با شير
مادر تغذيه ميكردند.
گروه شاهدمادراني
كه به كودكان
فقط شير خود را
ميدادند.
حجم
نمونه:100 نفر
دذر هر گروه ابزار
گردآوري دادههاي
پرسشنامه بود
كه از طريق مصاحبه
حضوري تكميلميشد.
از بين
11 متغر كه مورد
پرسش قرار گرفت
6 متغر با نحوه
تغذيه شيرخوار
ارتباط معنيدار
آماريپيدا كردند
(با استفاده از
2c و t-test) اين متغيرها
عبارت بودند از:
سن شيرخوار، حاملگي
مجدد مادردر سال
اول، اعتقاد مادر
در مورد كفايت
شير خودش، تحصيلات
مادر، نوع زايمان
و اشتغال مادر.در
مرحله آناليز
رگرسيون لجستيك،
اثر نحوه زايمان،
حاملگي مجدد و
اعتقاد مادر در
موردكفايت شير
خودش معنيدار
باقي ماند.
نتيجه
گيری:نتايج بدست
آمده تا حدي
مؤيد بررسيهاي
قبلي بوده است.
در مطالعه Forman. MR
وهمكارانش
در سال 1991، نيز زايمان
به روش سزارين
سبب كاهش تغذيه
انحصاري با شير
مادر شدهاست.حذف
اثر سه متغير
مهم اشتغال و
تحصيلات مادر
و سن شيرخوار
در آناليز رگرسيون
لجستيك درمقابل
متغيرهاي ديگر
نشاندهنده اهميت
ارتقاء آگاهي
و نگرش مادران
در زمينه عدم
مصرفشيرخشك
و فوايد شير مادر
است. عليرغم
همه تبليغاتي
كه تا كنون شده
است هنوز هم
مادران مهمترينعلت
شروع تغذيه با
شيرخشك را عدم
كفايت شير خودشان
ميدانند. به
نظر ميرسد مادران
منطقهتحت پژوهش
اطلاعات كافي
در مورد علايم
كم بودن شيرشان
و راهكارهاي مقابله
با آن نداشته
باشند.
دكتر مرضيه
نجومي×. دكتر ياشار
علي آبادي . دكتر
شاهو شكرچي
دانشکده پزشکی
دانشگاه علوم پزشکی
ايران ، گروه آمار
مقدمه و
اهداف : طب آورژانس
سابقه اي بيش از
500 سال ندارد. رويكرد
نوين به اين رشته
از دو جنگ كره و
ويتنام آغاز گرديد.
در سال 1966درامريكا
بيمارستانها به
فكر ايجاد بخشهاي
اورژانس براي ارائه
خدمات 24 ساعته افتادند.
در سال 1967 كالج آمريكائي
پزشكان متخصص اورژانس
با هدف تعيين استانداردهاي
كمي و كيفي آموزش
پرسنل و پزشكان
متخصص پايه گذاري
شد. بيمارستان
رسول اكرم (ص)محل
آموزش اولين متخصصان
ايراني طب اورژانس
ميباشد و به اين
منظور مديريت آن
قصد گسترش اين
بخش را دارد. متآسفانه
با گذشت 25 سال از
زمان تآسيس سيستم
فوريتهاي پزشكي
ايران، اطلاعات
جامعي در مورد
نحوه عملكرد، فراواني
علل مراجعه بيماران،
توزيع زماني آنها،
سرانجام بيماران،
ميزان كارائي نيروي
انساني و امكانات
مراكز اورژانس
و بسياري جنبه
هاي ارزشمند ديگر
وجود ندارد.عدم
اطلاع از اين موارد
موجب شده است كه
برنامه ريزي صحيحي
براي بهبود كيفي
وكمي اين سيتم
انجام نشود. بنا
بر اين با توجه
به اهميت موضوع
فوريتهاي پزشكي
و پيشگام بودن
دانشگاه علوم پزشكي
ايران در اين زمينه
و با در نظر گرفتن
تآثير الگوي مراجعين
بر استانداردهاي
هر مركز، بر آن
شديم الگوي اپيدميولوژيك
مراجعين به بيمارستان
حضرت رسول (ص) كه از پر
مراجعه ترين اورژانسهاي
شهر تهران ميباشد
را تعيين نمائيم
.
روش مطالعه
: در
اين مطالعه كل
مراجعين به اورژانس
بيمارستان حضرت
رسول (ص) در مهر ماه
1380 تحت يك مطالعه
مقطعي مورد بررسي
قرار گرفتند. از
روش نمونه گيري
غير احتمالي در
دسترس استفاده
شد. ابزار جمع آوري
داده ها چك ليست
شامل متغيرهاي
سن ، جنس، زمان
مراجعه ، تشخيص،
علت و سرانجام
مراجعه بود. حجم
نمونه عبارت از
2945 مورد بود.
با استفاده از
نرم افزار SPSS ver 9 و آزمون آماري Chi-square داده ها
مورد تجزيه و تحليل
قرار گرفت. جهت
انجام مطالعه هر
روز به اورژانس
مراجعه شده و ساعات
ورود و شماره پرونده
بيماران ثبت شده
و بعد از اتمام
اقدامات اورژانس
و مشخص شدن وضعيت
بيمار ( ترخيص ،
بستري، رضايت و...)
، اطلاعات مورد
نياز به چك ليست
منتقل ميشد .
نتايج : بيشترين
گروه سني مراجعين
به اورژانس، جوا
نان 20-25 ساله بودند.
نزديك به 60 % مراجعين
را مردان تشكيل
ميدادند. بيشترين
علت مراجعه تروماي
اندام (25 % ) بود و پس
از آن مولتيپل
تروما قرار داشت.
بيشترين مراجعه
در ساعت 8 شب (210 مورد)
و كمترين آن در
ساعت 6 صبح (22 مورد
) بدست آمد.
با آنكه در ساعت
12 ظهر و 8 شب بيشترين
تعداد مراجعه به
اورژانس صورت ميگرفت
، بطور متوسط با
گذشت زمان از ساعات
ابتدائي روز تا
انتهاي روز پر
كاري اورژانس شدت
ميافت. ميانگين
سني مراجعين 34 سال
و بيشترين و كمترين
سن مراجعه به ترتيب
99 سال و 2 روزه بود.
8/74 % از بيماران خدمات
درماني را دريافت
كرده و مرخص شدند،
3/18 % با اعلام رضايت
مبني بر خروج اختياري
از اورژانس و 9/1 % بدون
اطلاع سيتم اورژانس
را ترك كردند. در
سرويس چشم پزشكي
و اطفال كمترين
ميزان ترخيص بدنبال
رضايت شخصي وجود
داشت (به ترتيب
9/0 % و7/8 % ) . بيشترين بيماران
ترومايي و درد
شكم بين
ساعات 18 تا 24 مراجعه
كرده و اين اختلاف
با ساير ساعات
مراجعه از نظر
آماري معني دار
بود. در بين زنان
شكايت درد شكم
از مردان شايعتر
بوده و اين اختلاف
از نظر آماري معني
دار بود.
نتيجه گيری: در اين
مطالعه ديده شد
كه اكثر مراجعيين
به اورژانس در
سه گروه تروما،
درد شكم و درد قفسه
صدري قرار داشتند.دربين
تروماها، آسيب
به اندام شايعترن
علت مراجعه بود.
بيشترين گروه مراجعين
بين 20 تا 30 سال داشتند.
بيشترين ساعات
مراجعه 12 ظهر و 8 شب
بدست آمد.اكثر
مراجعين مردان
بودند. درصد قابل
توجهي (3/18 % ) با توجه
به ماهيت موضوع
با رضايت شخصي
اورژانس را ترك
كرده بودند.توزيع
سني و جنسي مراجعين
مانند ساير اورژانسها
(بيمارستان امام
حسين و فيروزآبادي
) بود.آمار بيماران
ترومائي اين اورژانس
بيش از ساير بيمارستانها
بدست آمد.
Assessment
causes and effects violence against women in the family in referred to legal
medical center 1380.
Afsaneh, Bakhtiari (MSc); Nadia,
Omidbakhsh (MD)
Department of midwifery,
Objective: Violence against women is a large difficulty of women healthy. In the
world 16-25% of women suffer of violence by sexual partner. Among domestic
violence (DV) is the most prevalent form of violence against women that
associated with social, psychological and economic complications. Thereby this
research had been designed for performance of necessary interventions and
protective of women.
Method: this study is cross sectional that performed during one year. All of the
women referred to legal medical center considered. Women with DV were
considered as inspection group and others if was marriage and haven’t history
of DV as evidence group. 139 women were inspection group and 243 women were
evidence group.
Finding: 25/9% of total referred to this center were women. Among 7/3% referred to
cause ob&gy and 10.4% were to cause DV. The average age of women and men
were 30/7%±8/8 and 34±19/9 and average of marriage period was 10/5 years. 12/2%
of women and 10/8% of men were illiterate. 80/5% of women were housekeeper and
majority of the men (23/7%) were tradesman. 61/2% of families were living in
city. 89/9% of women history of DV but only 24/5% previously referred to center.
89/9% injured by hard material. 97/1% of women had bodily injury. The most
injury were head and neck (24/5%), limbs (22/3%), and both of them (20/1%).
55/5% of injuries were stroke and 8% Laceration and 33/1% both. 32/4% of
injuries were dark blue. There was more than one kind of injury in 44% of
cases. The most important causes of DV were addiction, consume of alcoholic and
economic difficulties.
Conclusion: Hygienic-treatment personnel include medical doctor,
midwife and nurse must be have skills for recognize and protected these women.
In the end it will present the proposal to contest with these
difficulties.
كيفيت
رعايت بهداشت
دست پرسنل
فرحناز فرنيا،
بهناز انجذاب
دانشكده پرستاري
و مامايي شهيد
صدوقي
چکيده :
عفونتهاي
بيمارستاني به
دليل افزايش
ناخوشي، مرگ
و مير و هزينههاي
حاصله به عنوان
يكي ازمهمترين
مشكلات بهداشتي
به ويژه در كشورهاي
پيشرفته قلمداد
ميشود. نتايج
بدست آمده ازتحقيقات
نشان ميدهد دوسوم
اين عفونتها ميتواند
با انجام اقدامات
پيشگيري كننده
مناسب كنترلشود.
از آنجا كه منبع
اصلي انتقال
عفونتهاي بيمارستاني
دست كاركنان
بهداشتي درماني
است، دستشستن
به عنوان مهمترين
ساده و ارزانترين
مداخله جهت پيشگيري
از عفونتهاي بيمارستاني
در نظرگرفته شده
است. حال آنكه
اغلب مطالعات؟؟
بخصوص در بين
پرسنل پزشكي
(78ـ17 درصد موارد).
هدف از
اين مطالعه بررسي
دفعات دست شستن
در پرسنل بهداشتي
درماني بخش مراقبت
ويژهو نيز؟؟ ميكروبي
دست پرسنل بعد
از شستن دست،
وسايل و محيط
بخش بود.
نمونه
پژوهش 32 نفر از
پرسنل شاغل در
بخش ICU داخلي
جراحي شامل
22 پرستار، 2 دكتر،2
تكنسين آزمايشگاه
و يك فيزيوتراپ
بود. روش گردآوري
اطلاعات مشاهده
مستقيم و نمونهبرداريميكروسكوپيكي
از پرسنل و محيط
بخش بود هر پرسنل
طي دو ساعت در
شيفت صبح توسط
دومشاهده گر بطور
غيرمستقيم بررسي
و اطلاعات در
چك ليست ثبت
ميشد. انديكاسيون
دست شستناز قبل
مشخص شده بود.
طبق
نتايج حاصله
از 298 مورد انديكاسيون
دست شستن در
مشاهدات تنها
45 مورد (15%)پرستاران
دست خود را شسته
و 22 مورد انديكاسيون
دست شستن در
پزشكان هيچكدام
اقدام بهشستن
دست خود نكردند.
فقط يك مورد
از 25 مورد انديكاسيون
دست شستن در
تكنسين آزمايشگاه
وفيزيوتراپ مشاهده
شد. در مجموع دفعات
شستن دست 9/12 % بود
ارگانيزمهاي
پاتوژن بالقوه
دستپرسنل بعد
از شستن دست
40% بود.
نقش مشاركت
پزشكان بخش خصوصي
شهرستان گناباد
در بيمار يابي
و درمان بيماران
مبتلا به سل شهرستان
طي سالهاي 1375 تا
1380
1- دكتر علي
عالي ـ كارشناس
مسئول واحد پيشگشري
و مبارزه با بيماريها
2ـدكتر
اعظم خواجوي مقدم
ـ پزشك مركز بهداشتي
درماني شماره
2 شهري
مقدمه
و اهداف مطالعه
:
در حال
حاظر براي موفقيت
در امر مبارزه
با سل بيش از هر زمان ديگري
نيازمند مشاركت
همه جانبه در جوامع
هستيم . پزشكان
مطب دار شاغل در
بخش خصوصي با توجه
به حجم مراجعين
بالا و تجربه و
تخصص مناسب مي
توانند به عنوان
يكي از موثر ترين
بخشها در روند
مبارزه باسل ،
همگام با بخش دولتي
قدمهاي مثبتي بردارند
.
هدف
كلي :
بررسي
نقش مشاركت پزشكان
بخش خصوصي شهرستان
گناباد در بيماريابي
و درمان بيماران
مبتلا به سل شهرستان
گناباد طي سالهاي
1375 تا1380
اهداف
پزشكي :
1ـ بررسي
ميزان مشاركت پزشكان بخش
خصوصي در بيماريابي
و درمان بيماران
مبتلا به سل شهرستان
طي سالهاي 1375 و 1376
2ـ بررسي
ميزان مشاركت پزشكان
بخش خصوصي در بيماريابي
و درمان بيماران
مبتلا به سل شهرستان
طي سالهاي 1377 تا
1380
3ـ مقايسه
1 و 2 با هم
روش
مطالعه:
يك پژوهش
مداخله اي ـ مقطعي
ـ دو مرحله اي روش
نمونه گيري به
صورت سرشماري ؛
جمعيت مورد بررسي
و حجم نمونه كليه
افراد مشكوك به
سل معرفي شده با
آزمايشگاه سل مركز
بهداشت شهرستان
طي سالهاي 1375 و 1376 تعيين
شد پس از آن در ابتداي
سال 1377 ( و طي سال 1378)
با برگذاري جلسات
توجيهي و باز آموزي
براي اين پزشكان
با هدف تعيين اهداف
كشوري مبارزه با
سل ، همچنين اهميت
مشاركت ايشان در
اين مهم، مجدداً
ميزان مشاركت طي
سالهاي 1377 تا 1380 تعيين
گرديد . سپس داده
هاي قبل و بعد از
مداخله با روشهاي
آماري توصيفي و
تحليلي مورد تجزيه
و تحليل قرار گرفته،
با هم مقايسه شد.
نتايج
:
يافته
هاي پژوهش در جدول
پيوست آمده است
. مهمترين نكته
اي كه مي توان به
آن اشاره كرد نقش
مثبت مشاركت پزشكان
بخش خصوصي در امر
بيماريابي و درمان
سل مي باشد.
نتيجه
گيری:
مشاركت
همه جانبه خصوصاً
پزشكان مطبدار
شاغل در بخش غير
دولتي مي تواند
تأثير بسزائي در
رسيدن به اهداف
مبارزه با سل داشته
باشد به نظر مي
رسد براي انجام
اين مشاركت ، بخش
دولتي بايد پيشقدم
باشد .
بررسي
شاخصهاي كنترل
سل قبل و بعد از
اجراي راهكار Dots طي سالهاي
75-1372 و سالهاي 77-1378 در
كاشان
دكتر
سهيلا دبيران استاديار
گروه پزشكي اجتماعي
دانشگاه علوم پزشكي
تهران
حميدرضا
خلخالي
مربي گروه پزشكي
اجتماعي دانشگاه
علوم پزشكي تهران
فرحناز
خواجه نصيري مربي
گروه پزشكي اجتماعي
دانشگاه علوم پزشكي
تهران
دكتر
مجيد رضازاده
مقدمه
و اهداف مطالعه
: سل
يك بيماري عفوني
است كه نوع ريوي
با اسمير مثبت
آن باعث انتقال
بيماري ميشود
و راه مبارزه و
كنترل آن تشخيص
اين نوع از بيماري
و درمان صحيح آن
ميباشد بدليل
درمان غلط سل و
شيوع بيماري ايدز،
بيماري پس از يك
وقفه، دو مرتبه
شايع شد تا جائيكه
سازمان جهاني بهداشت
در سال 1993 آنرا يك
اورژانس جهاني
اعلام كرد و براي
مبارزه با آن استراتژي
Dots
را پيشنهاد نمود.
هدف
كلي: تعيين ميزان
موفقيت راهكار
Dots
از طريق مقايسه
شاخهاي كنترل سل
قبل و بعد از اجراي
آن طي سالهاي 75-72 و
دو سال 78-77 در كاشان.
اين
مطالعه توصيفي
است و جمعيت مورد
مطالعه شامل كليه
بيماران مسلولي
ميباشند كه از
سال 1372 تا پايان
75 (قبل از اجراي Dots) و سالهاي 78 و
77 (بعد از اجراي Dots) به عنوان بيمار
تشخييص داده شده
و در مركز مبارزه
با سل و واحدهاي
بهداشتي تابعه
دانشگاه علوم پزشكي
كاشان تشكيل پرونده
دادند.
نتايج:
نسبت
بيماريابي موارد
جديد سل ريوي اسمير
مثبت متوسط سالانه
(درصد) قبل 48/16 بعد
10/28
ميزان
بروز موارد سل
(متوسط سالانه
در 100000 نفر) قبل 12/4 بعد
02/7 (درصد)
ميزان
شكست درمان موارد
سل ريوي اسمير
مثبت (درصد) قبل45/3
بعد 6/2
نتيجه
گيری: نسبت بيماري
سل ريوي اسمير
مثبت از 48/16% به 08/28 رسيده
نشاندهنده موفقيت
نسبي برنامه ميباشد.
مقايسه
شاخص نسبت سل ريوي
اسمير مثبت به
كل موارد سل ريوي
قبل و بعد از اجراي
Dots نشان ميدهد
كه كيفيت تشخيص
سل ريوي بهتر شده
است.
بعد
از اجراي Dots بروز
بيماري در يكصد
هزار نفر جمعيت
شهري حدود 3 مورد
افزايش يافته در
حاليكه اين ميزان
در روستا تقريباً
به نصف رسيده دليل
اين امر ميتواند
بيماريابي خوب،
درمان صحيح و به
طور كلي كنترل
مناسب در جمعيت
روستايي باشد.
سهم
بيماران افغاني
بعد از اجراي Dots
از 8/32% به 2/40% رسيده
كه ميتواند ناشي
از كاهش بيماري
در جمعيت ايراني
در اثر كنترل خوب
باشد.
ميزان
بروز بيمار در
گروههاي سني پايينتر
به وضوح كمتر از
گروههاي سني بالاتر
مشاهده شد اين
ويژگي مناطقي است
كه كنترل خوبي
بر بيماري اعمال
ميگردد.
دانشگاه
علوم پزشکی ايران
دفتر
توسعه و هماهنگی
نظام آماری، وزارت
بهداشت، درمان
و آموزش پزشکی
مقدمه
واهداف: اطلاعات
بيماران بستری
از منابع بسيار
مهم برای تحقيقات
اپيدميولوژيک
به شمار مي رود
و ثبت صحيح، کامل
و به موقع آنها
مي تواند نقش اساسی
در توليد داده
های مورد نياز
اين گونه پژوهشها
ايفا نمايد. درتحقيق
حاضر به ارزيابی
کمی ثبت اين داده
ها در بيمارستانهای
کشور پرداخته شده
است.
روش
مطالعه: در اين تحقيق
تعداد 5805 پرونده
بيمارستانی از
بيمارستانهای
دولتی و غير دولتی
واقع در منطقه
جغرافيايی 34 دانشگاه
علوم پزشکی کشور
انتخاب و مورد
بررسی قرار گرفته
است. در هر بيمارستان
از بين پرونده
های بيماران بستری
شده در شش ماهه
اول سال 1380 تعدادی
متناسب با تعداد
تختهای فعال آن
بيمارستان و به
صورت تصادفی انتخاب
گرديد. سپس تصوير
برگ پذيرش و خلاصه
تر خيص پرونده
های انتخاب شده
اخذ و بر اساس چک
ليست تهيه شده
نحوه تکميل اطلاعات
دموگرافيک بيماران،
تشخيصهای اوليه
و نهايی، علل خارجی
(External causes) در
آسيبها و مسموميتها،
نحوه کدگذاری آنها
بر اساس ICD ،
در صورت وقوع مرگ،
زمان، علت
و کدگذاری آن و
ساير اطلاعات ترخيص
مورد ارزيابی قرار
گرفت. داده ها وارد
رايانه شده و برای
آناليز آنها از
آمار توصيفی استفاده
گرديد.
نتايج: يافته ها نشان
می دهد که شغل،
محل تولد و وضعيت
تاهل به ترتيب
در 44%، 27% و 24% درصد پرونده
های بيمارستانی
ثبت نشده بود. همچنين جنس
7/13% و سن 4/6% بيماران
در برگ پذيرش و
ترخيص انها نوشته
نشده بود. 5/31% برگه
ها فاقد تشخيص
اوليه و
3/31% آنها فاقد تشخيص
نهايی بود و 8/29% تشخيصهای
نهايی ثبت شده
کدگذاری نشده بودند. عليرغم اينکه
حداقل 12% بيماران
به علت حوادث،
آسيبها و مسموميتها
بستری شده بودند
فقط در 7/2% پرونده
ها علت خارجی ثبت
شده بود.
در 66% پرونده ها
وضعيت بيمار هنگام
ترخيص و در 4/78% آنها
توصيه های پس از
ترخيص ثبت نشده
بود. بطور کلی ثبت
اطلاعات پرونده
های بيمارستانی
در بيمارستانهای
خصوصی ضعيف تر
از بيمارستانهای
دولتی و به ويژه
آموزشی بود.
نتيجه
گيری: عليرغم
تلاشهای صورت گرفته
در سالهای اخير
در زمينه تقويت
ثبت اطلاعات بيماران
بستری و کد گذاری
آنها بر مبنای
طبقه بندی بين
المللی بيماريها،
هنوز مشکلات زيادی
در ثبت اينگونه
داداه ها بويژه
در بخش خصوصی وجود
دارد که بيانگر
نياز به توجه و
اهتمام بيشتر مسئولين،
پزشکان و کارشناسان
به اين مهم می باشد.
User’s Guide to Epidemiology Resources on the Internet
Parvin Yavari, and Seyed Mehran Hosseini*
Department of Community Medicine, Medical School, Shahid Beheshti
University Of Medical Sciences, Tehran, Iran.
Introduction
and Objectives:
The World Wide
Web has become a source of information for Epidemiologists and researchers
about virtually every aspect of Epidemiology. The purpose of this article is to
provide a starting point and central location, known as a portal, for a number
of common uses of the Internet related to Epidemiology. We provide information
about Epidemiology-related Internet portal sites.
Methods:
To find a
relatively comprehensive list of relevant Web pages, we searched for the word
“Epidemiology” with Explorer browser by means of the following search engines:
Google, Yahoo, Alta Vista, and Looksmart. When these sites had links to other
Web site, we also reviewed them. We classify selected Epidemiology-related Web
pages according to user needs. We evaluated Web pages until we found sites that
adequately addressed the question posed The questions that we address as
follows:
(1)Where can I find scientific information about Epidemiology?
(2)Where can I find Public health data sets to search, including
mortality, SEER (Serveillance, Epidemiology and End Results) and vital
statistics data?
(3) Where can I find literature for public?
(4)Where can I find list of Schools, Departments, and Programs?
(5)Where can I find
Institutes and professional organizations?
(6)Where can I find Epidemiology databases?
(7)Where can I find Epidemiology groups and mailing lists?
(8)Where can I find resources for research, teaching, and training?
(8)Where can I find publications and an on-line version of the Epidemiological
Bulletin?
Results and
Conclusion:
The total number
of Epidemiology-related Web pages is immense, their scope is vast, and
their content
is perpetually changing. Nonetheless, the sites identified here provide the
reader
with a
manageable number of entry points to this increasingly important resource.
اپيدميولوژي
جفت سرراهي در
اورژانسهاي مامائي
شهر زاهدان
عليرضا
انصاري مقدم ،
منيره عبادي پور
، صفورا
رخشاني ، مهدي
محمدي
دانشکده بهداشت
دانشگاه علوم پزشکی
زاهدان
مقدمه
و هدف : جفت سرراهي
يكي از علل شايع
خونريزي در سه
ماهه سوم حاملگي
بوده وبه اين مفهوم
است كه جفت
بر
روي دهانه داخلي
سرويكس ويادرمجاورت
نزديك آن قرار
دارد. مطالعه حاضر
از نوع مورد-شاهدي
بوده و با هدف تعيين
توزيع فراواني
جفت سر راهي و عوامل
موثر بر آن در زنان
باردار مراجعه
كننده به زايشگاههاي
اورژانس شهر زاهدان
انجام گرفت.
روش كار: با
مراجعه به پرونده
هاي افراد تحت
مطالعه ، اطلاعات
مورد نياز از قبيل
سن ، تعداد حاملگي
، تعداد زايمان
، سابقه سزارين
، وجود سقط قبلي
، گروه خوني مادر
، علت مراجعه ،
سن حاملگي ، مرگ
و مير نوزاد در
24 ساعت اول بعد از
تولد، وزن ، جنس
و آپگار نوزاد
جمع آوري و به نرم
افزار كامپيوتري وارد گرديد
. براي تجزيه و تحليـل
اطلاعـات آزمـونهاي ستيودنت
، و مدل رگرسيوني
لجستيك مورد استفاده
قرار گرفت. T آ ماري
كاي اسكوئر .
نتايج : فراواني
جفـت سرراهــي
در جمعـيت مـورد
مطالعه بر اساس
شواهد باليـني
و سـونوگرافي 4/ 0
درصـد بود. متغيـرهاي
تعداد زايمان(OR=2,P=0.02 ) سابقـه سزارين
(OR=3 ,
P=0.01 ) و سن حاملگي
( OR =
8.5 , P <0.001)
با پيدايش
جفت سرراهي ارتباط
معني داري داشتند به
اين ترتيب كه با
بالارفتن تعداد
زايمانها ، سابقه
سزارين قبلي و
در سنين حاملگي
كمتر ، جفت سرراهي بيشتر ديده
مي شد. متغيرهاي
سن مادر ، سابقه
سقط قبلي ، گراويديتي
و گروه خوني با جفت سرراهي
ارتباط آماري نداشتند.
همچنين جفت سرراهي
بطور معني داري
بر متغيرهاي وزن
، نمره آپگار و
بقائ و مرگ نوزادان
در 24 ساعت اول پس
از تولد تاثير
داشت.
نتيجه گيری : شناخت
ارتباط متغيرهاي
سابقه سزاريـن،
افزايش تعداد پاريتي
و سن حاملگي با
پيدايش جفت سرراهي
ميتواند در برنامه
ريزيهاي آينده
بهداشتي و مراقبتهاي
دوران بارداري
حائز اهميت
باشد.
تعيين شيوع
چاقي با استفاده
ازروش امپدانس
بيوالكتريكي درزنان
مراجعه كننده به
مراكزبهداشتي
درماني شهراهواز
اماني
ر، صاحبدل م. ، خاني
پور پ. ، محمدي آ.
معاونت
پژوهشی دانشگاه
علوم پزشکی اهواز
مقدمه و
اهداف مطالعه
: اندازه
گيري ميزان توده
چربي بدن توسط
روش امپدانس بيوالكتريكي
(BIA
Bioelectric
Impedance Analysis) درزنان
متأهل درمحدودة
سني40-180 سال ومقايسه
آن با سايرشاخصهاي
تن سنجي
روش مطالعه
: اين
بررسي روي 643 زن متأهل
سالم مراجعه كننده
به مراكز بهداشتي
درماني شهر اهواز
با گروه سني 40-180 ساله
انجام گرفت. دستگاه
مورد استفاده Omron (BF-302 ,
Japan) مي باشد
و براساس اين روش
افراد به 5 گروه
: لاغر، طبيعي،
داراي اضافه وزن،
چاق و خيلي چاق
طبقه بندي شدند.
وزن با دقت 5/0 كيلوگرم
با استفاده از
ترازوي ديجيتالي
و با حداقل لباس
و قد با دقت 5/0 سانتي
متر بدون كفش و
با متر پلاستيكي
اندازه گيري شد.
ديگر شاخص هاي
تن سنجي شامل نمايه
توده بدن، نسبت
دور كمر به محيط
لگن و محيط دور
بازو نيز اندازه
گيري شد. لازم به
ذكر است كه روش
BIA
تا بحال جهت
سنجش چاقي در كشور
مورد استفاده قرار
نگرفته است.
يافته ها
: ميانگين
درصد چربي بدن
و وزن چربي ذخيره
بدن در تمام نمونه
ها با روش BIA به
تربيت : 3/7 ± 6/27 درصد و
14 ± 20 كيلوگرم
مي باشد. طبق نتايج
بدست آمده 5/14 درصد
از اين افراد لاغر،
1/47 درصد طبيعي،
5/23 درصد داراي اضافه
وزن، 7/11 درصد چاق
و 3/3 درصد از اين افراد
خيلي چاق مي باشند.
بيشترين همبستگي
داده ها بين دو
متغيردرصدتوده
چربي و نمايه توده
بدن (BMI)
مشاهده شد (01/0 P <
و 76/0 = r).
نتيجه گيری
: مقايسه
دو روش سنجش BIA
و BMI نشان
ميدهد كه هر دو
روش افراد طبيعي
را به صورت تقريباً
مشابهي بيان مي
كنند (1/47 درصد در برابر
45 درصد). ضمناً هر
دو روش افراد چاق
را مشابه يكديگر
ارزيابي مي نمايند
ولي در غربالگري
افراد لاغر متفاوت
هستند.
بررسي
هيپرليپيدمي،چاقي،ديابت
و فزوني فشارخون
درافراد مسنتر از50
سال درمنطقه19شهرتهران
ليدا نوايي،
هما حيدري، دكتر
مسعود كيمياگر
انستيتو تحقيقات
تغذيهاي و صنايع
غذايي كشور، دانشگاه
علوم پزشكي شهيد
بهشتي
مقدمه
پيشگيري
و درمان هيپرليپيدمي،
چاقي، فزوني
فشار خون و ديابت
در كاهش بروز
بيماريهاي قلبيو
عروقي مؤثر است
و مطالعه اپيدميولوژيك
براي تدوين چنين
برنامههايي
ضروري است. از
آنجا كه ايناطلاعات
در افراد مسن
كشور اندك است،
اين مطالعه بدين
منظور در يك منطقه
حاشيهاي تهران
انجامشد.
روش
بررسي
500 فرد 50 سال
به بالا شامل
261 مرد (52 درصد) و 239 زن
(48 درصد) از طريق
نمونهگيريتصادفي
چند مرحلهاي
انتخاب شدند.
در هر يك از افراد
ابتدا قد و وزن
اندازهگيري
و BMI تعيينگرديد.
فشار خون كليه
افراد در حالت
نشسته اندازهگيري
شد. يك نمونه
خون ناشتا براي
اندازهگيريميزان
كلسترول وتريگليسريد
اخذ شد. سپس 75 گرم
گلوكز محلول در
آب در عرض 5 دقيقه
خورانيده ونمونه
خون 2 ساعت بعد
براي اندازهگيري
قند خون دريافت
گرديد.
نتايج
يافتههاي
بررسي نشان داد
كه 66 درصد افراد
مورد بررسي (72 درصد
زنان و 60 درصد مردان)داراي
درجات مختلف
افزايش وزن و
چاقي بودند. 15 درصد
داراي چاقي متوسط
بودند. 2 درصد موردبررسي
چاقي شديد داشتند،
در حالي كه هيچكدام
از مردان مورد
بررسي چاقي شديد
نداشتند. 44درصد
زنان مورد بررسي
فشار خون دياستولي
بالاتر ار 90 ميليمتر
جيوه داشتند كه
در مقايسه با
مردانبيشتر بود
(28 درصد). 53 درصد افراد
مورد بررسي فشار
خون سيستولي
بالاتر از 140 ميليمتر
جيوه(زنان 62 درصد
و مردان 45 درصد)
داشتند. شيوع
ديابت و اختلال
تحمل گلوكز (IGT) در زنان درمقايسه
با مردان بيشتر
بود. 12 درصد افراد
مورد بررسي مبتلا
به ديابت و 18 درصد
مبتلا به IGT بودند.شيوع
ديابت در گروه
سني 69ـ60 سال بيشترين
درصد (16 درصد) و شيوع
IGT در گروه
سني بالاتراز
70 سال بالاترين
درصد (28 درصد) بود.
82 درصد افراد مورد
بررسي (89 درصد زنان
و 76 درصدمردان)
كلسترول بالاتر
از 200 ميليگرم
در دسيليتر داشتند.
تريگليسريد بالاتر
از 200 ميليگرم
دردسيليتر در
54 درصد زنان مورد
بررسي مشاهده
گرديد كه در مقايسه
با مردان مورد
بررسي بيشتر بود(39
درصد). با بالا رفتن
سن فشار خون
دياستولي و سيستولي
افزايش پيدا كرد،
در حاليكه با
افزايشسن درصد
اضافه وزن و
چاقي، كلسترول
و تريگليسريد
غيرطبيعي كاهش
يافت.
نتيجه
گيری
شيوع بالاي
عوامل خطرساز
بمياريهاي قلبي
عروقي در افراد
مسن شهر تهران
به ويژه در زنان
دراين مطالعه
نشان ميدهد كه
علاوه بر اجراي
روشهاي پيشگيري
در گروههاي پرخطر،
لازم است بااعمال
مداخلات جمعيتي
به منظور تغيير
در شيوه زندگي
پرداخت.
بررسي
وضعيت سلامت رواني
دانشجويان
ورودي سال تحصيلي
80 – 1379 دانشكده علوم
پزشكي گناباد
.
جهانشير
توكلي زاده ، دكتر
محمد قهرماني ،
حميد چمنزاري
دانشکده
علوم پزشکی گناباد
مقدمه
و اهداف مطالعه
: توجه
به وضعيت بهداشت
رواني دانشجويان
نظر به اينكه نيروهاي
جوان ، كار آمد
، فعال و
سازندگان فرداي
جامعه مي باشند از اهميت
ويژه اي برخوردار
است .
به همين
دليل اين بررسي
به منظور تعيين
وضعيت سلامت رواني
دانشجويان بر اساس
آزمون GHQ-28 و
ساير اهداف زير
انجام مي گيرد
تا با استفاده
از نتايج آن بتوان
با شناختي دقيق
تر از وضعيت سلامت
رواني آنان خدمات
بهداشت رواني مختلف
را متناسب با نيازهاي
شان ارايه نمود
.
1 _ تعيين
فراواني و درصد
علايم روانشناختي
.
2 _ تعيين
ميزان شكايات جسماني
، اضطراب ، افسردگي
و اختلال در عملكرد
اجتماعي آنان و
ارتباط آنان با
عوامل جمعيت شناختي مختلف
3 _ تعيين
وضعيت سلامت رواني
دانشجويان و ارتباط
آن با عوامل جمعيت
شناسي .
4 _ تعيين
شيوع موارد مشكوك
به اختلال رواني
در دانشجويان و
ارتباط آن با عوامل
جمعيت شناسي .
روش
مطالعه : اين مطالعه
از نوع بررسي هاي
زمينه يابي است
كه به شكل مقطعي
و توصيفي – تحليلي
صورت گرفته است
. جامعه آماري را
تمامي دانشجويان
ورودي سال مذكور
به تعداد 140 نفر
(71 مرد و 69 زن) تشكيل
مي دهد .
نتايج
: نتايج
نشان مي دهد درصد
پاسخ مثبت به سوالات
مربوط به "صرف كردن
وقت بيشتر جهت
انجام كارها"،
"ناتواني در مشغول
نگه داشتن خود
" و "بي خوابي به
دليل نگراني " بيش
از ساير سوالات
آزمون بوده است
.
ميانگين
نمرات مقياسهاي
ناسازگاري اجتماعي
(6/6)و اضطراب (4/4) نيز
بيش از دو مقياس
نشانه هاي جسماني
(7/3)و افسردگي (5/2) آزمون
بوده است و تنها
در مقياس اضطراب
آزمون تفاوت معني
داري بين مقطع
تحصيلي و ميانگين
نمره اضطراب مشاهده
شد . در مقايسه ميانگين
نمرات كلي آزمون
نيز هيچگونه تفاوت
معني داري از نظر
سلامت رواني بين
دانشجويان و عوامل
جمعيت شناختي يافت
نشد . يافته ها همچنين
با استفاده از
نقطه 23 آزمون نشان
داد 1/27 درصد از نمونه
مشكوك به اختلال
رواني مي باشند
كه بين اين ميزان
و عوامل جمعيت
شناختي هيچگونه
تفاوت معني داري
وجود نداشت .
نتيجه
گيری : نتايج بدست
آمده در مورد ميزان شيوع
موارد مشكوك به
اختلال رواني با
مطالعات عكاشه
(1375 ) ، طاهري و بينش
(1377) و توكلي زاده
( 1381) كه در آن ميزان شيوع اختلال
رواني 28 درصد برآورد
گرديد همخواني
دارد . هر چند اين
ميزان نسبت به
ساير مطالعات از
قبيل انصاري (1374) و
توكلي زاده (1379 ) پايين
تر است كه اين تفاوت
بر آورد را مي توان متاثر
از : تفاوت در جمعيت
نمونه ابزارها
و روشهاي مورد
استفاده و دامنه
سني اين پژوهش
دانست .
بررسي
شيوع برخي از عوامل
خطر بيماري عروقي
قلب در افراد بالاي
15 سال در خانوارهاي
ساكن شهرك اكباتان
در سال 1380
دكتر
سهيلا دبيران استاديار
گروه پزشكي اجتماعي
دانشگاه علوم پزشكي
تهران
حميدرضا
خلخالي
مربي گروه پزشكي
اجتماعي دانشگاه
علوم پزشكي تهران
فرحناز
خواجه نصيري مربي
گروه پزشكي اجتماعي
دانشگاه علوم پزشكي
تهران
شهرام رفيعيان
و حميدرضا قديمي
پور پزشك
عمومي
مقدمه
و اهداف مطالعه
:
بيماري قلبي
و عروقي با شروع
قرن بيستم كمتر
از 10% از مرگها را
در جهان شامل ميشد
ولي در پايان قرن
بيستم در كشورهاي
توسعه نيافته نزديك
به 50% و در كشورهاي
در حال توسعه 25% از
مرگها را تشكيل
ميدهد و تا سال
2020 تقريباً منجر
به مرگ 25 ميليون
نفر در جهان ميشود
و به عنوان مهمترين
عامل مرگ از بيماريهاي
عفوني پيشي خواهد
گرفت.
اهداف:
تعيين
شيوع سابقه چربي
بالا- سابقه ديابت-
چاقي- وضعيت سيگار
كشيدن- مدت سيگار
كشيدن- تعداد سيگار
كشيدن- زمان ترك
سيگار فشار خون
بالا و سابقه بيماري
عروق كرونر در
خانواده در افراد
بالاي 15 سال در خانوادههاي
مورد مطالعه – تعيين
هر يك از متغيرهاي
مستقل بر حسب سن-
جنس و تحصيلات
روش
مطالعه:
نوع
مطالعه cross sectional- حجم نمونه959 نفر
و روش نمونهگيري
بصورت خوشهاي
يك مرحلهاي بود
بدين ترتيب كه
هر خوشه شامل 10 خانوار
بود و با انتخاب
31 خوشه تعداد نمونه
كافي بود. خوشهها
متناسب با حجم
جمعيت
هر بلوك
در منطقه انتخاب
گرديد و نحوه جمعآوري
اطلاعات از طريق
پرسشنامه بود.
نتايج
:در
اين بررسي 2/15% داراي
سابقه چربي بالا
و 9/8% سابقه ديابت
داشتند. در ايران
ميزان ديابت 9 درصد
است و اين آمار
به آمار كشوري
نزديك است. 6/20% افراد
اضافه وزن داشتند
و 8/5% مبتلا به چاقي
بودند در مطالعهاي
در آمريكا بيان
شد 3/3% امريكائيها
BMI
بين 30-25 و 22 درصد
BMI 30 و بالاتر داشتهاند.
در اين تحقيق 7/17% افراد
مورد مطالعه بطور
مداوم سيگار ميكشيدند
و شيوع افرادي
كه به طور مداوم
در آمريكا سيگار
ميكشند حدود
25 درصد است در افراد
مورد پژوهش 4/18% فشار
خون بالا داشتند.
نتيجه
گيری: مطالعهاي
در سال 1999 نشان داد
كه حوادث عروقي
و قلبي غير كشنده
نظير موارد جديد
انفاركتوس ميوكارد،
درد قفسه صدري،
نارسايي قلب به
طور مشخص در گروه
با فشار خون بالا
شايعتر است. 7/33% افراد
مورد پژوهش داراي
سابقه بيماري عروقي
قلب در خانواده
بودند و در اين
تحقيق سابقه بيماري
عروقي قلب در خانواده
با ميزان تحصصيلات
و جنس و سن ارتباط
معنيدار داشت
(005/0 P<) در مطالعهاي
نشان داده شد كه
كودكاني كه والدين
آنها داراي بيماري
عروقي قلب ميباشند
در ريسك بالاتري
جهت ابتلا به بيماري
عروقي قلب ميباشند.
در اين مطالعه
1/40% داراي تحصيلات
عالي بودند و در
مطالعهاي در هلند
در سال 96 روي 36هزار
نفر انجام شد و
نشان داد كه چاقي
عدم فعاليت فيزيكي
و شيوع سيگار كشيدن
يك ارتباط معكوس
واضح با سطح آموزش
و فرهنگ دارد.
بررسي اپيدميولوژي
حوادث كارخانجات
شهر ساري در سال
1380
فاطمه سالمه
– طاهره
يعقوبي –
محبوبه يعقوبيان
ساري ، دانشكده
پرستاري و مامايي
نسيبه ساري
سابقه و
هدف : حادثه اتفاقي
است پيش بيني نشده
و غير منتظره كه
در حين انجام وظيفه
اتفاق مي افتد.
در هر سال از هر
ده نفر كارگر يك
نفر دچار حادثه
مي شود و طبق تخمين
سازمان جهاني سالانه
120 ميليون حادثه
شغلي با دويست
هزار مورد مرگ
و مير در جهان اتفاق
مي افتد. با توجه
به وقوع حوادث
در كارگران به
عنوان گروه آسيب
پذير، شناخت اپيدميولوژي
سوانح مي تواند
راهبردهاي مناسبي
جهت پيشگيري از
سوانح را فراهم
نمايد
مواد و روشها: در اين
تحقيق توصيفي – تحليلي
450 كارگر حادثه ديده
مرد و زن طي يكسال
مورد بررسي قرار
گرفتند. ابزار
گردآوري داده ها
پرسشنامه ، مصاحبه
و پرونده هاي بهداشتي
كارگران در خانه
هاي بهداشت كارگري
بوده است .
يافته ها: حدود
2/8 درصد كارگان دچار
حادثه شده اند.
ميزان آسيب ديدگي
در مردها 8 درصد
و در زن ها 5/5 درصد
بوده است. 7/48 درصد
حوادث در ساعات
اضافه كاري كارگران
به وقوع پيوسته
است . بيشترين حوادث
در روزهاي يكشنبه
و چهارشنبه به
ترتيب با 4/18 و 9/18 درصد
اتفاق افتاده است.
حوادث در شيفت
صبح بيشتر در ساعات
اوليه بوده است
( 6/36 درصد) در حالي
كه در شيفت عصر
و نصف بيشتر حوادث
در ساعات مياني
( به ترتيب 5/33 درصد
و 37 درصد
بوقوع پيوسته
است. با استفاده
از آزمون آماري
اختلاف نسبت در
دو جامعه مشخص
گرديد كه ميزان
حوادث در كارخانجات
دولتي و خصوصي
اختلاف معني دار
دارد ( 001/0P<) . 6/12 درصد
زنان در كارخانجات
خصوصي و 7/3 درصد در
كارخانجات دولتي
دچار آسيب شده
اند كه آزمون آماري
اختلاف معني داري
را نشان مي دهد.(001/0P< ).
نتيجه
گيري : ميزان حوادث
در كارخانجات خصوصي
در مردان و زنان
بيشتر از كارخانجات
دولتي بوده است
كه اين امر بايد
مورد توجه مسئولان
بهداشتي در ارتقاء
هر چه بيشتر از
حوادث بخصوص در
اين دسته از كارخانجات
قرار گيرد.
بررسي
شيوع ديابت در
زنان با سن بالاي
30 سال در شهر رفسنجان
سال 1379.
سالم ز ،
شيخ فتح اللهي
م، سجادي م ع.
دانشکده
پزشکی رفسنجان
، گروه پزشکی اجتماعی
مقدمه و اهداف
مطالعه : ديابت شايعترين
بيماري متابوليك
و ريسك فاكتور
بيماريهاي قلبي
و عروقي است اين
بيماري اميد به
زندگي را تا 25% كاهش
مي دهد. بيشترين
علت مرگ و مير در
بيماران ديابتيك
نوع II گرفتاري
قلبي و عروقي ست.
به علت عدم وجود
اطلاعات كافي در
مورد شيوع ديابت
در زنان رفسنجان
اين مطالعه در
سال 1379 به منظور تعيين
شيوع اين بيماري
در زنان با سن بيشتر يا مساوي
30 سال طراحي شد.
روش مطالعه: جامعه
مورد مطالعه را
زنان با سن 30> سال جمعيت
ساكن شهري رفسنجان
تشكيل مي داد 739 نمونه
به روش نموه گيري
طبقه بندي انتخاب
و وارد مطالعه
شدند پرسشنامه
انفرادي با مصاحبه
حضوري تكميل گرديد.
فشار خون بااستفادهازفشارسنج
جيوه اي (Rister)
اندازه گيري
شد داده ها با نرم
افزارEPI6.03 تجزيه
و تحليل شدند. متغيرها
با ميانگين و انحراف
معيار بيان شدند
مقايسه بين ميانگين
ها با آزمون هاي t و ارتباط بين گروهها
با آناليز واريانس
انجام گرديد.
نتايج: در اين بررسي
شيوع ديابت در
زنان با معيارWHO 6/17% و با معيار
ADA
برابر 9/22% بود. مقايسه
فشار خون سيستول
و دياستول در سه
گروه افراد سالم،
ديابتيك و در معرض
خطر اختلاف معني
داري نداشت هر
چند در گروههاي
مختلف سني داراي
ارتباط معني دار
بود.
نتيجه گيری: اين بررسي
مويد اين مطلب
است كه شيوع ديابت
در زنان رفسنجان
نسبت به ساير مطالعات
انجام شده در ايران
بيشتر است و به
نظر مي رسد شيوع
اين بيماري روند
صعودي داشته باشد.
لذا طراحي و اجراي
برنامه هاي مداخله
ايي طولاني مدت
در شيوه زندگي
مي تواند اثر بسزايي
در كاهش اين روند
داشته باشد.
Breast cancer screening in Bushehr Port; population aged 30-65 Yr
K.
M.
Department of Surgery,
Abstract: A
clinical screening (physical examination by physicians) for breast cancer was
started in
بررسي
عوامل خطر ابتلا
به سرطان پستان
در بندرعباس طي
سالهاي 79 - 1375
دكتر خاطره
ماهوري *
- دكتر محسن دهقاني
زاهداني - دكتر شهرام زارع
دانشکده
پزشکی دانشگاه
علوم پزشکی هرمزگان
چکيده:
سـرطان
پستان شايعترين
سرطان در خانمهاست
و تقريبا“يك سوم
تمام سرطان ها
در خانم ها را تشكيل
مي دهد . سرطان پستان
دومين علت مرگ
و مير ناشي
از سرطان در زنان
بالاتر از 35 سال
مي باشد .هدف از
انجام مطالعه حاضر
تعيين عوامل خطر
زمينه ساز ابتلا“
به سرطان پستان
در بندرعباس بود
.
در
اين مطالعه مورد
- شاهدي جمعيت تحت
مطالعه شامل 50 بيمار
مبتلا به سرطان
پستان مراجعه كننده
به پاتولوژي بيمارستــان
- شهيد محمدي بندرعباس
طي سالهاي 79 - 75 بود
. ضمنا“ 150 نفر كه از
نظر سني با موارد
جور بودند بعنوان
گروه شاهد در نظر
گرفته شدند. افراد
گروه شاهد از سه
گروه بيماران بستري
(بدلايلي غير سرطان
پستان)،مراجعه
كننده به درمانگاه
سرپايي و جمعيت
عادي مردم بندرعباس
انتخاب شدند . روش
جمع آوري اطلاعات
از طريق تكميل
پرسشنامه و مصاحبه
حضوري بود كه از
اين طريق علاوه
بر اطلاعات دموگرافيك
سئوالاتي در مورد
سن منارك ، وضعيت
تاهل وجود يا عدم
وجود سابقه حاملگي
،سابقه سقط، سن
اولين حاملگي تعدا د فرزندان،
سابقه شير دهي
،سابقه مصرف قرص
هاي ضد بارداري
خوراكي، سن يائسگي
،سابقه مصرف هورمون
تراپي جايگزين
و سابقه مصرف دخانيات
از گروه بيماران
و شاهدها بعمل
آمد . اطلاعات داده
شده با كمك نرم
افزار آماري Minitab
مورد تجزيه وتحليل
آماري قرار گرفت
.و در هر مورد نسبت
شانــس (OR)
محاسبه گرديد
.
سن متوسط
افراد گروه مورد
62/48 سال با انحراف
معيار 72/13 و سن متوسط
افراد شاهد 42/48 سال
با انحراف معيار
64/13 بود كــه ايــن
تفاوتها از نظر
آمـــاري معني
دار نمي باشد .سن
پائين منارك بـــا
افزايش خطر ابتــــلاء
به سرطــان پستان
همــــراه بود
(OR = 4.24,
95% CI : 1.81 - 9.91 ) اولين
حاملگي در سن بالاي
30 ســــــال باعث
افزايش خطر ابتلا
به اين بيماري
مي گـردد (
OR = 6 , 95% CI : 3.25 - 8.12 )40 % از افراد مورد
و 33/21% از افراد شاهد
داراي تعداد فرزندان
بيشتر از 5 نفر بودند
كه اين اختلاف
از نظر آماري معني
دار است (
P< 0/05 ) بر اساس
نتايج اين مطالعه
وضعيت تاهل ، وجود
يا عدم وجود سابقه
حاملگي ، سابقه
سقط،سابقه شير
دهي، سابقه مصرف
قرص هاي ضد بارداري
خوراكي ،سن بالاي
يائسگي،ا مصرف
هورمون تراپي جايگزين
و سابقه مصرف دخانيات
با ابتلا“ به سرطان
پستان ارتباط معني
دار آماري نداشت
( P> 0/05 )
با توجه
به اينكه سن اولين
حاملگي در بالاتر
از 30 سالگي سبب افزايش
خطر ابتلاء به
سرطان پستان مي
گردد لازم است
آموزش هاي لازم
به زنان در اين
زمينه داده شود
. انجام مطالعات
مشابه در زمينه
عوامل خطر ابتلاء
به اين بيماري
مهلك با حجــم
نمونه هاي بيشتر
توصيه مي گردد
.
بررسي ارتباط
افتادگي شانه
با دست غالب
در دانشآموزان
مدارسراهنمايي
شهرستان همدان
وليالله مرادي،
بابك برزويي،
ابراهيم نصري،
يونس ابوالقاسمي،
عليقلي سبحاني
دانشگاه علوم
پزشكي همدان
مقدمه
و اهداف
از آنجا
كه دانشآموزان
مدارس راهنمايي
در سن رشد ميباشند
بيم آن ميرود
كه به دليل
حملناصحيح و
سنگين كيف يا
بدي نشستن، ايستادن
و نوشتن، شانهها
دچار افتادگي
گردند. هدف از
اينمطالعه بررسي
ميزان فراواني
افتادگي شانه
و ارتباط آن
با دست غالب
ميباشد.
روش
مطالعه
اين مطالعه
بر روي 1994 نفر از
دانشآموزان
مدارس راهنمايي
پسرانه و دخترانه
در سال 1380در شهرستان
همدان انجام
گرديد. پس از معاينات
كلينيكي جهت
بررسي وضعيت
شانهها و تكميلپرسشنامه،
اطلاعات جمعآوري
شده با نرمافزار
EPI6 مورد تجزيه
و تحليل آماري
قرار گرفت.
نتايج
در اين
پژوهش مشخص گرديد
كه 64/4% از پسران
و 32/1% از دختران دچار
افتادگي شانهراست
ميباشند. اين
نسبت براي افتادگي
شانه چپ به
ترتيب 94/4% و 76/8% ميباشد.
از مجموعافراد
مورد مطالعه
43/85% راست دست و
57/14% چپ دست ميباشند
كه به تفكيك
جنس 08/91%از پسران
و 57/79% از دختران
راست دست در
صورتي كه 92/8% از
پسران و 43/20% از دختراندچپ
دست ميباشند.
همچنين مشخص
شد كه از مجموع
افراد راست دست
37/6% دچار افتادگيشانه
راست و 15/3% دچار افتادگي
شانه چپ ميباشند.
در صورتي كه
در افراد چپ دست
78/9%افتادگي شانه
چپ و 26/3% افتادگي
شانه راست مشاهده
شد.
نتيجه
گيری
با توجه
به يافتههاي
فوق مبني بر
وجود افتادگي
شانهها در دانشآموزان
مورد مطالعه پيشنهادميگردد
كه در خصوص حمل
صحيح كيف كه
ممكن است يكي
از عوامل افتادگي
شانهها باشدآموزشهاي
لازم به عمل
آيد.
شيوع
درد و استفاده
از مرخصي استعلاجي
در كارگران يكي
از كارخانجاتاستان
تهران
دكتر مهشيد آريانپور،
دكتر مجيد كاوه،
خانم سيمين تعاوني
هدف
مطالعه
تعيين
شيوع درد و ميزان
استفاده از مرخصي
استعلاجي در كارگران
يكي از كارخانجات
استانتهران
مقدمه
با توجه
به اينكه دردهاي
اسكلتي عضلاني
يكي از علل از
كارافتادگيها
و نياز به برخورداري
ازمراقبتهاي
بهداشتي ميباشد
و سالانه ميليونها
دلار جهت درمان
اين بيماران
صرف ميشود و
به نظرميرسد
كه پيشگيري از
آن عاقلانه بوده
و بررسي شيوع
دردهاي ناشي
از كار و ريسكفاكتورهاي
مرتبط باآن به
منظور اولويتبندي
برنامههاي بهداشتي
و پيشگيري اوليه
و ثانويه لازم
باشد.
روش
مطالعه
اين پژوهش
به صورت مقطعي،
با استفاده از
تكميل پرسشنامه
و مصاحبه با 144 نفر
از كارگرانيكي
از كارخانجات
توليد اجاق گاز
و بخچال استان
تهران، كه داراي
شغل يدي (جوشكاري،
پرسكاري،آهنگري
و غيره) بودند،
در پاييز و زمستان
سال 1380 انجام شده
است. نتايج توسط
رگرسيون استانداردتوسط
SPSS مورد بررسي
قرار گرفت.
نتايج
شيوع درد
در نمونههاي
مورد بررسي 75/43% بود
كه از اين ميان 25/31% درد مزمن
(دردي كهبيش
از 6 ماه طول كشيده
باشد) و 50/12% درد حاد
داشتند. شيوع
درد به ترتيب
اولويت، 05/18% دركمر،
05/18 % در اندامهاي
تحتاني مشاهده
شد. 85% از نمونههاي
دردمند به علت
عارضه درد بهپزشك
مراجعه كرده
كه براي 59 % از آنها
مسكن تجويز شده
بود و 63/32% آنها مجبور
به استفاده ازمرخصي
استعلاجي شده
بودند.
نتيجه
گيری
شيوع
بالاي درد در
كارگران اين
مركز (75/43%)، عليرغم
متوسط سني نسبتاً
پايين آنها (79/29سال)،
ضرورت مطالعه
بيشتر جهت بررسي
علل و روشهاي
پيشگيري و تأييد
خطرات حرفهاي
را نمايانميسازد.
با توجه به اينكه
90/61% نمونههاي
مبتلا به درد
با تجويز پزشك
و 50/36% از اين افراد
بدونتجويز پزشك
از مسكن (ساده
و يا كدئيندار)
استفاده ميكردند،
لزوم ارائه آموزش
در سطح جوامعكارگري
جهت عدم استفاده
نابجا از داروها
و آموزش پزشكان
جهت تجويز مناسب
مسكن، آشكارميگردد.
بررسي
روند اپيدميولوژي
سوانح و حوادث
خانگي در مناطق
شهري وروستايي
استان قزوين
سالهاي 80ـ1379
فاطمه ناجي
اميدي، محرم
مافي، دكتر مجيد
بهرامي
معاونت بهداشتي
دانشگاه علوم
پزشكي قزوين
(گروه پيشگيري
و مبارزه با بيماريهاي
استان)
مقدمه
و هدف
سوانح
و حوادث از بزرگترين
مشكلات دنياي
امروز به شمار
ميآيد كه عمدتاً
سومين علل مرگ
ومير در كليه
سنين و اولين
علت مرگ در سنين
زير 40 سال ميباشد
با گذر از زندگي
سنتي و پيدايشانقلاب
صنعتي حوادث
اشكال متنوعي
به خود گرفته
است بخصوص در
چند دهه اخير
به علت كاهشچشمگيري
كه در ميزان
ابتلاء و مرگ
و مير ناشي از
بيماريهاي عفوني
بوجود آمده حوادث
از اهميتفوقالعادهاي
برخوردار شده
است. سوانح نيز
مانند ساير بيماريها
سير طبيعي خاص
خود را دارد و ازالگوي
اپيدميولوژيك
يعني تداخل عامل
و ميزان و محيط
پيروي ميكند.
حوادث معمولاً
اتفاقي وغيرمنتظره
است بنابراين
ضرورت دارد برنامههاي
جهت ايجاد آمادگي
در مردم براي
مقابله با آنهاصورت
گيرد بيشك از
مهمترين برنامهها
در زمينه پيشگيري
از آن آموزش
همگاني جهت ارتقاي
سطحآگاهي جامعه
و تغيير نگرش
مردم و ايمنسازي
محيطهاي زندگي
و شغلي است.
مواد
و روشها
از ابتداي
سال 1378 برنامه
پيشگيري از سوانح
و حوادث خانگي
در نظام بهداشتي
كشور ادغامشد
در استان قزوين
نيز فعاليتهاي
مربوطه از آن
سال تا كنون
انجام ميپذيرد
كه اين مطالعه
در مورد11689 حادثه
اتفاق افتاده
در منازل شهري
و روستايي استان
در سالهاي 80-1379 ميباشد.
در اينمطالعه
به بررسي نقش
حوادث در ايجاد
مرگ و معلوليت
و همچنين فاكتورهايي
مانند نوع صدمه،
نوعحادثه، سن،
جنس، نتيجه حادثه
و محل حادثه
ميپردازد.
يافتهها:در
اين مطالعه ميزان
شيوع حوادث خانگي
در استان قزوين
116 در ده هزار نفر
برآورد شده استو
ميزان بروز حوادث
خانگي در سال
1379 (61 در ده هزار نفر)
و در سال 1380 (53 در ده
هزار نفر)بوده
است كه نسبت
به سال قبل
كاهش داشته است.
طبق نتايج استخراج
شده در اين استان
از بين 16نوع حادثه
تعريف شده بريدگي
با 38 درصد و سوختگي
با 37 درصد بيشترين
ميزان را به
خوداختصاص دادهاند.
بروز حوادث در
دو جنس تقريباً
يكسان است 18 درصد
از حوادث در گروه
سني(4ـ0) سال اتفاق
افتاده است.
سوختگي، خفگي،
مسموميت از دلايل
اصلي مرگ در
اثر حوادث خانگي
است.
در اين مطالعه
از بين 11689 حادثه
اتفاق افتاده
59 درصد بهبود يافته
و 40 درصد تحت درمانگزارش
شده و كمتر از
1 درصد
منجر به مرگ
و معلوليت شده
است. در اين استان
41 مورد مرگ در اثرحوادث
انگي گزارش شده
است.
نتيجهگيري:نتايج حاصله
حاكي از اين
واقعيت است كه
با بهرهگيري
از ادغام برنامه
كشوري پيشگيري
ازسوانح و حوادث
خانگي در نظام
شبكه و با افزايش
آگاهي و تغيير
نگرش جامعه در
شيوه زندگي و
ايجاددگرگونيهاي
مناسب در محيط
زندگي ميتوان
از بروز بخش بزرگي
از حوادث پيشگيري
نمود.
بررسي ميزان
شيوع ابتلا به
ناخنك در كاركنان
كارخانجات دخانيات
استانهاي مازندران
و گلستان (80-79)
لاله فاني صابري
– كارشناس
ارشد پرستاري بهداشت
– عضو
هيئت علمي دانشكده
پرستاري و مامايي
ساري
دكتر
كيومرث نوروزپور
ديلمي –
چشم پزشك – عضو هيئت
علمي دانشكده پزشكي
ساري
مقدمه
: امروزه
قشر عظيمي از افراد
جامعه را كارگران
پركار و تلاشگر
تشكيل مي دهند
كه حفظ و بهبودي
سلامتي اين گروه
زحمتكش علاوه بر
جنبه انساني آن
از نظر حفظ و ارتقاء
نيروي كار و سرمايه
ملي جامعه نيز
اهميت فوق العاده
اي دارد .شرط اصلي
مبارزه با خطرات
و پيشگيري از آنها
در محيطهاي كاري
شناخت كامل خطرات
و آشنايي به چگونگي
اثرات آنهاست
.لذا براي حفظ سلامتي
كارگران ضرورت
دارد تمام عواملي
را كه سلامت آنها
را تهديد مي كند
بشناسيم و از آنها
پيشگيري كنيم
.اين تحقيق با هدف
تعيين ميزان شيوع
ابتلا به ناخنك
و ساير بيماريهاي
چشمي در بين كاركنان
خط توليد و كارمندان
كارخانجات دخانيات
انجام گرفت .
مواد
و روش ها : اين مطالعه
به صورت توصيفي
مقطعي بر روي 3565 نمونه
از كاركنان كارخانجات
دخانيات استانهاي
مازندران و گلستان
در سالهاي 80-79 با هدف
تعيين ميزان شيوع
ابتلا به ناخنك
و ويژگيهاي مبتلايان
انجام گرفت .ابتدا
با مراجعه به كارخانجات
،كليه كاركنان
6 كارخانه با پرسشنامه
راهنماي مصاحبه
+ برگه معاينه + برگه
چك ليست مشاهدات
توسط محقق مورد
سئوال قرار گرفتند
و سپس اطلاعات
در جداول توصيفي
ارائه گرديد .
نتايج : طي نتايج
بدست آمده 3% ناخنك
و 8% پينگوئيكولا
در كليه كاركنان
مشاهده گرديد كه
از اين ميان بيش
از 50% ابتلا در بين
كاركنان خط توليد
وجود داشت . 59% نمونه
هاي مبتلا 50-40 سال
،56% زن ،9/33% سابقه كار
20-15 سال ،كمتر از
3% سابقه مصرف سيگار
و 25% به شغل دوم اشتغال
داشتند . 84% نمونه
اشتغال فصلي داشته
و در تمام كارخانجات
گرد و غبار ،رطوبت
و بخار بعنوان
عوامل مضر محيط
كار وجود داشتند
.هيچيك از نمونه
ها از لوازم حفاظت
فردي ( عينك ) استفاده
نمي كردند .
نتيجه
گيری : تقريباً هميشه
ناخنك همان پينگوئيكولاي
قبلي است كه رشد
مي كند و به ناخنك
تبديل مي شود .لذا
با توجه به فراواني
عوامل ايجاد كننده
پينگوئيكولا و
ناخنك در كارخانجات
دخانيات و نيز
محيط جغرافيايي
مناسب ابتلا ( عرض
جغرافيايي – گرد و
غبار فصلي – گرم سير
و آفتابي - … ) لزوم بررسي
رابطه بين عوامل
و همچنين استفاده
از لوازم حفاظت
فردي مثل عينك
و عينك آفتابي
اكيداً توصيه مي
شود .
جهانشير
توكلي زاده - علي محمد
پور
دانشکده
علوم پزشکی گناباد
مقدمه
و اهداف مطالعه
: افسردگي
به عنوان يكي از
شايعترين اختلالت
خلقي و شاخص مهمي
در رابطه با بهداشت
روان انسان مطرح مي باشد
. علايم و حالات
ناشي از آن در تمام
طبقات ، گروههاي
سني و شغلي از جمله
دانشجويان ديده
مي شود . در ابن پژوهش
كه به منظور بررسي
ميزان افسردگي
دانشجويان دانشكده
علوم پزشكي گناباد
انجام گرفت بررسي
اهداف اختصاصي
زير نيز مورد توجه
قرار گرفت .
1 _ تعيين
ميانگين و شدت
افسردگي دانشجويان
بطور كلي و بر حسب
عوامل جمعيت شناختي
مختلف و تعيين
ارتباط ميانگين
افسردگي با عوامل
جمعيت شناختي
2 _ تعيين
ميزان و شدت افسردگي
دانشجويان بطور
كلي و بر حسب عوامل
جمعيت شناختي مختلف
و تعيين ارتباط
شدت افسردگي با
عوامل جمعيت شناختي
3 _ تعيين
ميانگين مجموعه
علايم عاطفي _ هيجاني
،شناختي _ انگيزشي
و نباتي _ فيزيكي
در كل دانشجويان
و به تفكيك جنس
روش
مطالعه : اين مطالعه
از پژوهشهاي توصيفي
_ تحليلي است كه
291 نفر (59 مرد و 232 زن
) توسط آزمون افسردگي
بك و پرسشنامه
اطلاعات فردي مورد
بررسي قرار گرفتند
. پرسشنامه اطلاعات
فردي به منظور
جمع آوري مشخصات
جمعيت شناختي دانشجويان
نظير جنس ، سن ،
وضعيت تاهل ، محل
سكونت ، رشته و
ترم تحصيلي و وضعيت
دوره قاعدگي ( در
دانشجويان زن
) تهيه و تنظيم شده
بود .
نتايج
: نتايج
نشان داد ميانگين
افسردگي كل دانشجويان
و دانشجويان زن
و مرد به ترتيب
:40/13 و 50/13 و 13 و ميزان شدت
افسردگي در كل
دانشجويان5/62 (خفيف
2/39 ، متوسط ، 9/18 ، نسبتا
شديد 4/3 ، و شديد1 درصد
) بوده است كه با
انجام آزمون هاي
آماري بين ميانگين
افسردگي و عوامل
جمعيت شناختي وضعيت تاهل
و ترم تحصيلي و
بين شدت افسردگي
و عوامل جمعيت
شناختي محل سكونت
، رشته و ترم تحصيلي
ارتباط معني داري
وجود داشت .
در اين
بررسي ميانگين
مجموع علايم عاطفي
_ هيجاني ، انگيزشي
_ شناختي و نباتي
_ فيزيكي افسردگي
دانشجويان بترتيب
23/5 ، 82/4 و 34/3 تعيين و مشخص
گرديد كه علايم
عاطفي _ هيجاني
افسردگي در دانشجويان
شايع تر از علايم
ديگر مي باشد .
نتيجه
گيری: يكي از دلايل
بالا بودن ميزان
افسردگي در اين
بررسي نسبت به
ساير مطالعات ممكن
است به سنين جواني
نمونه مربوط باشد چنانكه شواهد
معيني نيز در تاييد
آن وجود دارد . نا
همخواني نتايج
مربوط به عدم تفاوت
ميزان و شدت افسردگي
در زنان و مردان
با ساير پژوهشها
را نيز مي توا ن
به تحصيلات دانشگاهي
و به تبع
آن كاهش نسبي
تفاوتهاي محيطي
و فرهنگي وابسته
به جنس و دخالت
كمتر عوامل بيولوژيك
( از جمله آثار هورموني
دوره قاعدگي ) مربوط
دانست .
بررسي
اپيدميولوژي ضربه
مغزي در مراجعين
به بيمارستان امام
ساري (76 - 75)
لاله
فاني صابري – كارشناس
ارشد پرستاري بهداشت
– عضو
هيئت علمي دانشكده
پرستاري و مامايي
ساري
دكتر
كيومرث نوروزپور
ديلمي –
چشم پزشك – عضو هيئت
علمي دانشكده پزشكي
ساري
مقدمه
و اهداف مطالعه:
سابقه
و هدف: ضربه مغزي
معمول ترين و بيشترين
علت مرگ و مير در
بيماران ترومايي
است. تصادفات با
وسايل نقليه موتوري
علت اصلي ضربه
هاي مغزي مي باشد.
در طول بيست سال
گذشته هر چند مرگ
و مير از ضربات
مغزي كاهش يافته
ولي ميزان ضربه
مغزي و در نتيجه
عوارض ناشي از
آن هم چنان ثابت
است. تحقيق فوق
با هدف اپيدميولوژي
ضربه مغزي در مراجعين
به بيمارستان اما
م ساري انجام گرفت.
روش
مطالعه:
مواد
و روش ها: در اين
تحقيق 558 بيمار كه
در فاصله ارديبتهشت
75 تا ارديبهشت 76 با
تشخيص ضربه مغزي
(تشخيص ذكر شده
در پرونده) به بيمارستان
امام ساري به شكل
سرپايي يا بستري
مراجعه كردند در
فاصله مراجعه تا
ترخيص، انتقال
يا فوت توسط
مصاحبه با بيمار
يا همراه وي تحت
بررسي هاي اپيدميولوژيكي
قرار گرفتند. ابزار
بررسي در اين تحقيق
پرسشنامه راهنماي
مصاحبه مندرجات
پرونده و اظهارات
پزشك متخصص بود.
نتايج:
يافته
ها: از مجموع 558 بيمار
ضربه مغزي 400 نفر
(6/71%) را مردان تشكيل
مي دادند. 279 نفر
(50%) از بيماران زير
20 سال داشتند. مهم
ترين علت ضربه
مغزي در گروه 10-5 ساله
سقوط از بلندي
و تصادف در جاده
ها بود حوادث وسائل
نقليه 54 % و بيشترين
ميزان را داشت.
تعداد مراجعه كنندگان
در تابستان 55% وبالاتر
از ساير فصول بود.
آزمون X رابطه
معني داري بين
ميزان GCS درهنگام
مراجعه ، استفاده
از كمربند وكلاه
درهنگام حادثه
، سن ، جنس، فصل،
نوع وسيله نقليه،
و محل حادثه با
ميزان مرگ از ضربه
مغزي را در نمونه
ها نشان داد.
نتيجه
گيری: بر اساس نتايج
فوق مي توان گفت
كه شايعترين علت
ضربه مغزي تصادف
با وسايل نقليه
ومرگ ناشي از تصادف
وسائل نقليه موتوري
مهمترين عامل مرگ
ومير حادثه ديده
ها بود. فصل تابستان
بيشترين فصل ،
( 20-0 ) سال بيشترين
ميزان ضربه مغزي
را بخود اختصاص
دادند.
براساس
اين يافته ها مي
توان گفت كه با
توجه به عوارض
گزارش شده متعاقب
ضربه هاي مغزي
نظير غيبت از كار
ومدرسه ، كاهش
اميد زندگي و ابتلا
به اسكيزوفرني
توجه به عواملي
كه ايجاد ضربه
مغزي را كاهش مي
دهد بايد در اولويت
برنامه هاي بهداشتي
كشوري قرار گيرد.
مقايسه
شهر وروستا در
زمينه تاثير
آموزش بر روي آگاهي،
نگرش و عملكرد زنان 40تا
60 ساله نسبت به پديده
يائسگي وپوكي استخوان
در شهرستان شيراز
سال 80
مركز مطالعات
و تحقيقات دانشگاه
علوم پزشكي شيراز
وابسته به معاونتهاي
بهداشتي و پژوهشي
مقدمه:
يائسگي يك
پديــده طبيعي
در زنــان كه در
اثر كاهش فعاليت
تخمدانها در سنين
50-45 سالگي اتفاق مي
افتد يائسگي
مي تواند
باعث بروز مشكلاتي
چون افسردگي، خشكي
مهبل، افزايش بيماريهاي
قلب و عروق و استئوپوروز
گردد.
استئوپوروز
يك تهديد بهداشتي
در دهه اول سال
2000 محسوب
شده است.
هدف:
مسئله پيشگيري
از استئوپوروز
براي زنان در هر
سني خصوصا“ شروع
يائسگي و بعد از
آن اهميت دارد
حدود نيمي
از زنان بالاي
45 سال و 90% از زنان
بالاي 75 سال به آن
مبتلا مي شوند.
بنابراين آگاهي
و نگرش و عملكرد
زنان نسبت به پديده
يائسگي و عوارض
آن و ريسك فاكتورهاي
قوي و عوامل زمينه
اي براي ايجاد استئوپوروز
و راههاي پيشگيري
از جمله مراقبتهاي
بهداشتي و درماني
جهت پيشگيري و
كاهش استئوپوروز
امري ضروري و لازم
است.
مواد و
روشها:
ايـن
يك مطالعه مداخلـه
اي آموزشي و پژوهشي
مي باشد كه بــر
روي 600 نفــر زن در
شهر و روستا با
استفاده از مصاحبه
مستقيم و تكميل
پرسشنامه در دو
مرحله پري و پست
در شهر و روستا
انجام گرفته است.
پرسشنامه شامل
17 سوال آگاهي و نگرش
در زمينه علل و
علائم، عوارض،
درمان كاهش علامتي
يائسگي و پوكي
استخوان و عوامل
مستعد كننده و
راههـاي پيشگيري
از پوكي استخوان
و 10 سؤال عملكـردي
در زمينـه تغذيه،
ورزش و هورمون
درمانـي، خودآزمايـي
پستان و ماموگرافي
و پاپ اسمير و دخانيات
بوده است مدت زمان
آموزش سه ماه كامل
بوده است.
نتايج
:
48% از افراد
مورد مطالعه بيسواد
و 52% از آنها سواد ابتدايي
تا ديپلم به بالا
را داشته اند 5/90% از
افراد مورد مطالعه
خانه دار و 5/9% از آنها
شاغل بوده اند.
از نظر آماري ارتباط
بين سواد و شغل
و ميزان آگاهي
و نگرش و عملكرد
و تأثير آموزش
بر آن اختلاف معني
داري مشاهده نشد.
افـزايش آگاهـي
و نگرش در شهر و
روستا چشمگير بوده
است( 70% ).بهبود رفتار در
شهر و روستا تا
حدي صورت گرفته
ولي در حد
آگاهي و نگرش نبوده
است( ميانگين افزايش
تغيير رفتار در
روستا 10% و در شــــــهر15
%بوده است). ارتباط بيـن
آگاهـي و نگرش
و عملكـرد در شهر
و روستا با 0.05 <
Pمعني دار
شده است.
نتيجه
گيري:
بر اساس
يافته ها نقش آموزش
در ايجاد آگاهي
و تغيير نگرش مثبت
نسبت به علل، علائم،
عوارض و درمانهاي
علامتي يائسگي
و راههاي پيشگيري
و عوامل
زمينه اي پوكي
استخوان در شهر
وروستا مطلوب بوده
است و نقش آموزش
در تغيير رفتار
نسبت به ورزش،
ترك دخانيات، خودآزمايي
پستان و ماموگرافي،
هورمون درماني
و تغذيه در شهر
نسبتاً بيش از
روستا بـوده . كه
عمده ترين علت
آن مشكلات اقتصادي،
نبودن امكانات
تخصصي، ورزشي،
تغذيه اي و برخي
بيماريها بوده
است، نتيجه اين كه آموزش
به تنهايي براي
تغيير رفتار چه
در شهر چه در روستا كافي نيست
ايـــجـاد محيطهـاي
حمايتي ( اقتصادي، تغذيه
اي، تخصصـي، ورزشي
) جهت گروه
آسيب پذيـر جامعه
( زنان) در هنگام
شروع يائسگي و
بعد از آن امري
ضروري است.
بررسي آگاهي
، نگرش و عملكرد
زنان شاغل در آموزش
و پرورش شهرستان
شهركرد در مورد
خود آزمايي پستان
در سال 1378
دكتر آذر
دانش ، دكتر احمد
رضا زماني ، دكتر
مهدي تذهيبي ،
دكتر فروزان گنجي
مقدمه و
اهداف مطالعه
: سرطان
پستان شايع ترين
سرطان عضوي زنان
است و بهترين راه
حل مبارزه با آن
، شناخت به موقع
و سريع مي باشد
كه منجر به درمان
90 درصد آنان و كاهش
مرگ ومير ناشي
از سرطان پستان
به ميزان 30% ميگردد.
. مناسب ترين و موثرترين
روش غربالگري سرطان
پستان خودآزمايي
پستان مي باشد
. هدف از اين مطالعه
، تعيين وضعيت
آگاهي ، نگرش و
عملكرد زنان شاغل
در آموزش وپرورش شهركرد در
زمينه خودآزمايي
پستان بود.
روش
مطالعه : در يك بررسي
توصيفي تحليلي
340 نفر از زنان شاغل
درآموزش وپرورش
شهر شهركرد ، به
روش نمونه گيري
تصادفي خوشه اي
انتخاب گرديده
و مورد مصاحبه
قرار گرفتند . پر
سشنامه به كار
گرفته شده شامل
سئوالاتي در زمينه
ويژگيهاي دموگرافيك
و نيز آگاهي ، نگرش
و عملكرد آنان
درخصوص خودآزمايي
پستان بود . اعتبار
اين پرسشنامه قبل
از انجام مطالعه
تعيين گرديد (بيش
از 85 درصد) . براي تجزيه
وتحليل داده ها
از آزمونهاي آناليز
واريانس يك طرفه
و دو طرفه استفاده
گرديد.
نتايج : ازنظر
سابقه فاميلي سرطان
14 % و از نظر سابقه
شخصي سرطان 89/%سابقه
مثبت داشتند . از
نظر آگاهي 8/24 % ضعيف
و 17% آگاهي خوب داشتند
كه با وضع تاهل
، تحصيلات ، سابقه
فاميلي و سابقه
شخصي سرطان اختلاف
معني دار آماري
مشاهده گرديد.(005/P<)0 در مورد نگرش
95/10% ضعيف و 53/13% خوب بودند
كه بجز وضع تاهل
(89/0= ) با تحصيلات
، سابقه شخصي و
سابقه فاميلي سرطان
اختلاف معني دار
آماري داشت (004/0 ) . از نظر عملكرد 17/61% ضعيف و فقط
41/4% خوب بود كه بجز
با وضع تاهل (083/0= ) با تحصيلات
، سابقه شخصي و
سابقه فاميلي سرطان
تفاوت معني داري
داشت (005/0 ). آزمون
آناليز واريانس
چند طرفه نشان
داد كه مهمترين
عوامل موثر بر
آگاهي ، نگرش و
عملكرد زنان عبارتند
از : سابقه شخصي
سرطان و سابقه
فاميلي سرطان
.
نتيجه گيری
: آگاهي
و نگرش اكثر زنان
تحت مطالعه در
سطح متوسط و خوب
بود ولي از نظر
عملكرد درسطح پائيني
قرار داشتند كه
عوامل اجتماعي
متعددي چون : عدم
اعتقاد به اهميت
موضوع ، خجالت
كشيدن ، آشنا نبودن
به روش انجام معاينه را مي توان
مد نظر قرار داد.
بررسي اپيدميولوژيك
هپاتيت مزمن،
سيروز، هپاتوسلولار
كارسينوما دربيماران
بيوپسي شده كبد
در مركز پاتولوژي
بيمارستان فاطميه
سمنان از سال78-1380
سكينه صيادجو،
سودابه پيوندي
دانشگاه علوم
پزشكي سمنان،
دانشكده پرستاري
و پيراپزشكي
مقدمه
و هدف
بيوپسي
بافت كبد در تشخيص
افتراقي و درمان
بيماريهاي پارانشيمي
منتشر و موضعي
مانند(سيروز، هپاتيت،
تومورها) يا هپاتومگالي
معمولاً روشي
با ارزش است.
بيوپسي كبد عموماً
روشبيخطري
است. ويروس هپاتيت
B تقريباً
در تمام ترشحات
و مايعات بدن
افراد حامل وجود
دارد.انتقال ويروس
هپاتيت C بيشتر از
طريق خون و محصولات
خوني سوزنهاي
آلوده و برخوردهاي
فرديصورت ميگيرد.
ويروس هپاتيت
HCV (C) نيز مشابه
با HBV عمدتاً از
طريق پارانترال
منتقلميشود.
هپاتيت C در حال حاضر
علت اصلي هپاتيت
بعد از انتقال
خون است. در ايالات
متحده امريكاتقريباً
5% بزرگسالان بدنبال
HBV و 2% بدنبال
HCV دچار هپاتيت
مزمن ميشوند.
بيماران مبتلا
بهHCV يا HBV در خطر بالاي
ابتلا به كارسينوم
سلول كبدي قرار
دارند. سيروز كبدي
يك بيماري مزمناست
كه توسط جايگزيني
بافت نرمال كبد
توسط فيبروز نيز
مشخص ميگردد.
شايعترين علل
آن راميتوان
سابقه مصرف طولانيمدت
الكل، هپاتيت
حاد ويروسي و
انسداد مزمن صفراوي
نام برد. هدفاز
اين پژوهش بررسياپيدميولوژيك
هپاتيت مزمن،
سيروز، هپاتوسلولار
كارسينوما در بيماران
بيوپسيشده كبد
بوده است.
روش
پژوهش
مطالعهاي
بصورت مقطعي
طي مدت 3 سال
با بررسي پروندهها
و برگه جواب
پاتولوژي 65 بيماركه
بيوپسي كبد شده،
انجام شد.
يافتهها
:
از كل
بيماران بيوپسي
شده كبد 42 نفر
(62/64%) مرد و 23 نفر (38/35%) زن
بودهاند. اكثريتآنان
(54/21%) در محدوده سني
(69-60) سال و 46/18%) در گروه
سني (30-39) سال بوده
واقليت (15/6%) در گروه
سني (80-89) سال قرار
داشتهاند و 62/84% افراد
متأهل بودهاند.
از كلبيماران
29 نفر (6/44%) هپاتيت
مزمن داشتند كه
از اين تعداد
22 نفر (9/33%) آلوده به
هپاتيت B كه17 نفر
مرد (27/77%) و 5 نفر زن
(57/28%) بودند و 7 نفر
(7/10%) آلوده به هپاتيت
C كه 5 نفر مرد43/71%)
و 2 نفر زن (57/28%) بودهاند.
از كل بيماران
بيوپسي شده كبد
23 نفر (38/35%) مبتلا بهسيروز
كبدي و 9 نفر دچار
هپاتوسلولار كارسينوما
بودهاند. از بين
بيماران كه آزمايشات
در پروندههايشانموجود
بود (21/84%) عملكرد كبدي
غيرطبيعي داشتهاند
و فقط (79/15%) آنها داراي
آزمايشاتطبيعي
بودهاند و بقيه
(54/41%) به دليل مراجعه
سرپايي آزمايش
نداشتهاند.
نتيجهگيري
:
سن
شايع در بيوپسي
شدگان كبد (69ـ60) سال
بوده و به ترتيب
مبتلا به هپاتيت
مزمن، سيروز وهپاتوسلولار
كارسينوما بودهاند.
در جنس مذكر بيماري
هپاتيت B و C بيشتر ديده
شد و اكثريتآزمايشات
عملكرد كبدي آنان
مختل بوده است.
Prevalence of antibodies to Toxoplasma gondii
in pregnant women of Bushehr
M.A.
Foladvand, MSc; S.M. Jafari; MSc
Department
of Parasitology ,
Abstract:
Toxoplasmosis is one of the most common
parasitic infection in the world, it can cause many problems , espicially among
pregnant women. Its transplacental transmission can cause problems for fetus
and may even lead to stillbirth, so it desearves special attention. 365
pregnant women (24-28 weeks of gestation ) with age range of 17-41 years were
screened for toxoplasmosis antibodies. Their sera were analysed for specific
IgM and IgG antibodies by ELISA provided from commercial Alfa-biotech kits. 138
(37.8%) had IgG and 21 (5.7%) had IgM in theit sera. So, most of women in
بررسي
آلودگي آبهاي
شهري تهران به
پاتوژنهاي رودهاي
دكتر محمدحسن
شيرازي، مهدي
حسينزاده، دكتر
كيومرث قاضي
سعيدي، دكتر اميرحسينمحوي،
دكتر ناصر بادامي،
دكتر محمودي
دانشکده بهداشت
، امور فرهنگی
مقدمه
و اهداف مطالعه
نقش آب
در زندگي موجودات
زنده انسان از
اهميت خاصي برخوردار
است و عامل اصليسلامت
و بهزيستي محسوب
ميشود تراكم
بالاي جمعيت
تهران و محدوديت
منابع آب و در
معرضآلودگي
قرار گرفتن آبها
به انحاء مختلف
خطر گسترش انواع
بيماريهاي واگير
همچون وبا، حصبه،
اسهالخوني و
فلج اطفال و...
است، لذا بررسي
آلودگي ميكروبي
(به ويژه خانواده
آنتروباكترياسه)
رودخانه،سدهاي
و تصفيهخانههاي
آب تهران از
اهداف مطالعه
بوده.
روش
مطالعه
در اين
روش جمعاً به
تعداد 405 نمونه
از آبهاي شهر
تهران كه شامل
رودخانههاي
(جاجرود وكرج)
سدهاي (لتيان،
لار و اميركبير
كرج) تصفيهخانههاي
شماره 1،2،3 و 4 آب
شرب مناطق مختلف
وآب جوي بود
نمونهبرداري
شد و پس از انتقال
به آزمايشگاه
كار فيلتراسيون
با صافيهاي
45 ميكرومترانجام
شد و بر روي محيط
كشت انتخابي
مككانكي منتقل
شد و پس از انكوبه
كردن و رشد، با
تستهايبيوشيميايي
باكتريها شناسايي
شدند.
نتايج
باكتريهاي
مختلف از آبهاي
مناطق مورد بررسي
ايزوله گرديد
بطوري كه فراواني
مطلق باكتريهايبدست
آمده از رودخانه
كرج در روز عادي
27 و در روز تعطيل
40 بوده، همچنين
فراواني مطلق
باكتريهااز تصفيهخانهها
38 بوده كه نمايانگر
آلودگي آب ميباشد
نتايج كامل در
جداول جداگانه
بعداً ارائهخواهد
شد.
نتيجه
گيری
علاوه
بر كارهاي تحقيقاتي
كه در ايران
انجام شده مطالعاتي
در ايالات متحده
آمريكا توسطMelanie و همكارانش
انجام شده كه
نشاندهنده آلودگي
آنها به كليفرم
و بعضي از باكتريهاي
گرممنفيديگر
است. از طرفي
آلوده كنندههاي
ديگري از جمله
BOD (اكسيژن مورد نياز
بيوشيميايي) اسيديته(pH)، اكسيژن محلول
(DO) و نيز نقش ايفا
مينمايند. كه
بحث مفصل آنها
خواهد آمد.
بررسي
موفقيت طرح DOTS در مركز
بهداشتي درماني
12 بهمن80-1378
دكتر
فرهاد جعفري،
دكتر فريد زائري،
دكتر طاهري
دانشکده
پزشکی شاهد تهران
مقدمه و اهداف
مطالعه
سل يكي از
مهمترين بيماريهاي
واگير بوده، سالانه
حدود 87/1 ميليون
نفر در اثر اين
بيماريفوت مينمايند
و طي دهه اخير
شيوع مجدد اين
بيماري خطر جدي
براي سلامت بشريت
ايجاد نموده،درمانهاي
نامناسب و ناقص
در نتيجه، افزايش
موارد مقاوم به
درمان اين مسأله
را پيچيدهتر نموده
است.اجراي برنامه
DOTS
به عنوان يكي
از موفقترين
راههاي كنترل
اين بيماري همچنان
مورد تأكيد است.به
همين جهت اين
مطالعه با هدف
بررسي چگونگي
اجراي طرح DOTS
و ميزان موفقيت
آن در يكي ازمراكز
بهداشتي درماني
تهران طراحي
گرديد.
روش
مطالعه
در اين
مطالعه مقطعي،
144 مسلول تحت درمان
DOTS در مركز بهداشتي
درماني 12 بهمن
طيسالهاي 80-1378 بر
اساس پروندههاي
موجود مورد مطالعه
قرار گرفتند. دادهها
پس از تكميل
فرمهاياطلاعاتي
و پردازش با برنامه
SPSS مورد تجزيه
و تحليل قرار
گرفتند.
نتايج
افراد مورد
مطالعه در محدوده
سني 80ـ7 سال و حداكثر
در گروه سني
40ـ21 سال بودند. اكثراًايراني
و 1/52% آنها مرد و 9/47% آنها
زن بودند. 6/66% سل
ريوي و 3/33% سل خارج
ريوي داشتند.ميزان
انتقال و مهاجرت
موارد جديد 9/4% غيبت
از درمان 9% و فوت
بدلايل ديگر
4/1% بود در گروهباقيمانده
3/98% در پايان ماه
پنجم اسمير منفي
داشتند و 63/1% شكست
درمان وجود داشت
وهيچگونه مورد
عودي ديده نشد.
بين ميزان موفقيت
طرح DOTS با سن و
جنس و مليت ارتباطمعنيداري
بدست نيامد.
نتيجه
گيری
به نظر
ميرسد موارد بيماري
به خوبي تحت
درمان قرار ميگيرند
و ميبايست بيماريابي
موردتوجه بيشتر
قرار گرفته، همچنين
سيستم پيگيري
موارد مهاجرت
و انتقال مورد
دقت بيشتري قرار
گيرد.
بررسي اپيدميولوژيك
ميزان بروز بيماري
تب مالت در شهرستانهاي
استانگلستان
1380
دكتر
سيدعلي آقاپور،
دكتر محمد نعيمي،
عباس مقدمي،
عباس رهنما، دكتر
سيدمهدي صداقت
مقدمه و
اهداف مطالعه
تب مالت
يكي از بيماريهاي
شايع قابل انتقال
بين انسان و
حيوان است كه
از طريق تماس
مستقيمبا خون،
جفت، جنين و
ترشحات رحمي
حيوانات آلوده
و مخصوصاً از طريق
مصرف فرآوردههاي
لبنيآلوده به
طور غيرمستقيم
به انسان منتقل
ميشود در اين
مطالعه بروز بيماري
در گروههاي شغلي
و عواملابتلاء
بررسي گرديد و
با استفاده از
اين مطالعات
بهترين اقدامات
كنترلي پيشبيني
گردد.
روش مطالعه
در اين بررسي
كليه بيماران
مبتلا كه از طريق
سيستم مراقبت
فعال بيماريها
شناسايي ميگردندتحت
درمان و پيگيري
قرار گرفته و
اطلاعات اپيدميولوژيك
شامل سن، جنس،
راههاي ابتلاء
و ازبيماران تهيه
گرديده كه با
استفاده از نرمافزار
EPI آناليز
شده است استان
گلستان داراي
9 شهرستان و1531929 نفر
جمعيت ميباشد
كه 646765 نفر در مناطق
شهري 885145 نفر در
مناطق روستاييسكونت
دارند.
نتايج
كل موارد بيماري
در سال 1380، 820 مورد
بوده كه ميزان
بروز آن 5/53 مورد
در يكصد هزار نفرجمعيت
استان ميباشد.
ميزان بروز در
شهرستان بندر
گز 5/281 مورد در يكصد
هزار نفر جمعيت(حدود
11 برابر متوسط
كشوري)، مينودشت
5/155 مورد در يكصد هزار
نفر جمعيت (حدود
7 برابرمتوسط
كشوري) و كردكوي
8/88 مورد در يكصد هزار
نفر جمعيت (حدود
4 برابر متوسط
كشوري)ميباشد.
بحث
30% بيماران (242 مورد)،
داراي شغل خانهدار
بودهاند و 24% مورد
نيز (199 نفر) چوپانميباشند
از كل بيماران
438 مورد سابقه تماس
با دام نداشته
و 372 سابقه تماس
با دام را ذكر
نمودهاند و10 مورد
نيز سابقه نامشخص
گزارش نمودهاند
759 مورد از كل بيماران
سابقه مصرف فرآوردههاي
لبنيمشكوك داشته
و 61 مورد نيز سابقه
مصرف فرآورده
لبني نداشتهاند
بنابراين بهترين
راه كنترل بيماري
كهعمدتاً بر پايه
اقدامات پيشگيرانه
قرار دارد ميتواند
آموزش بهداشت
به صورت گروهي
و انفرادي واستفاده
از پمفلتهاي آموزشي
در محصلين و دامداران
ميباشد. همچنين
مراقبت مؤثر بيماري
يكوسيله كليدي
براي اجراي برنامههاي
پيشگيري مؤثر
و كنترل بيماري
محسوب ميگردند.
بررسي
ميزان شيوع سرفه
بيش از سه هفته
و نقاط ضعف و
قوت بيماريابي
سلدر روستاهاي
شهرستان اسدآباد
علی
مرادی
دانشکده
بهداشت
دانشگاه علوم
پزشکی تهران
خلاصه
هدف از
پژوهش حاضر بررسي
شيوع سرفه بيش
از سه هفته در
روستاهاي شهرستان
اسدآباد وارتباط
آن با برخي از
عوامل زمينهاي
و بررسي نقاط
قوت و ضعف بيماريابي
سل در سيستم
بهداشتيشهرستان
ميباشد.
جهت اجراي
اين مطالعه از
بين جمعيت روستايي
شهرستان اسدآباد
792 خانوار كه مشتمل
بر4432 نفر بودند مورد
بررسي قرار گرفتند
كه انتخاب خانوارها
به روش نمونهگيري
سيستماتيك انجامگرفت.
جهت بررسي
نقاط ضعف و قوت
بيماريابي سال
47 بهورز از بين
كل بهورزان شهرستان
به روشنمونهگيري
آسان انتخاب
گرديد و از نظر
ميزان اطلاعات
در مورد بيماريابي
سل و طريقه تهيه
نمونه خلطاز
افراد مشكوك به
بيماري بررسي
شدند. همچنين
كليه خانههاي
بهداشت و آزمايشگاههاي
سلشهرستان مورد
بررسي قرار گرفتند.
جمعآوري دادهها
با استفاده از
پرسشنامه و به
صورت مصاحبهحضوري
و چهره به چهره
با افراد مورد
بررسي و مطالعه
فعاليتهاي خانههاي
بهداشت و آزمايشگاههايسل
در مورد بيماريابي
سل صورت گرفت.
ملاك سرفه
بيش از سه هفته
اظهار نظر خود
فرد مبني بر وجود
سرفه در طي سه
هفته يا بيشتر
قبلاز مصاحبه
بود. به منظور
بررسي ارتباط
متغيرها با عوامل
زمينهاي از آزمون
2c استفاده
گرديد. و ملاكبررسي
نقاط قوت و ضعف
بيماريابي سل
آمار فعاليتهاي
خانههاي بهداشت
و آزمايشگاهها
و بررسيدقيق
آنها و انجام
آزمون بر اساس
سؤالات طراحي
شده بود. نتايج
بدست آمده از
اين مطالعه بيانگرشيوع
سرفه بيش از
سه هفته در 7/1% كل
جمعيت مورد مطالعه
در كليه گروههاي
سني ميباشد.
بيشترين
شيوع در گروه
بالاي 60 سال
(4/5%) شيوع آن در
جنس مذكر (1/2%) و در
جنسمؤنث (2/1%) بوده
است و از نظر شغل
بيشترين شيوع
در گروه كارگر
(4/3%)، كشاورز (3/2%) خانهدار(9/1%)
و كمترين شيوع
در گروه دامدار
(9/0%) و محصل و زير
6 سال (8/0%) بوده است.
نتايج
نشان داد كه
ميزان آگاهي
17% بهورزان مورد
بررسي درباره
بيماري سل بسيار
خوب،1/36% از آنها
خوب، 1/19% متوسط،
5/25% ضعيف و 3/2% آنها
بسيار ضعيف بود.
ميزان
آگاهي 3/6% از بهورزان
مورد بررسي در
مورد طريقه تهيه
نمونه خلط بسيار
خوب، 8/46%از آنها
خوب و 4/23% از آنها
متوسط، 2/21% از آنها
ضعيف و 3/2% از آنها
بسيار ضعيف بود.
اين
بررسي نشان داد
كه تنها 6/5 الي
5/8 درصد از افرادي
كه سرفه بيش
از سه هفته دارند
به خانهبهداشت
مراجعه ميكنند
و كمتر از 5% افراد
داراي سرفه بيش
از سه هفته به
خانه بهداشت
مراجعهميكنند
و كمتر از 5% افراد
داراي سرفه بيش
از سه هفته خلط
تهيه مينمايند.
6/56% از نمونههاي
خلطتهيه شده
تحويل آزمايشگاه
داده ميشود،
6/91% از نمونههاي
خلط از نظر كمي
و كيفي استانداردبودند.
آموزش بهداشت
به مردم به
ويژه گروههاي
در معرض خطر افزايش
ميزان آگاهي
بهورزان، كنترلدقيق
خانههاي بهداشت
از نظر لوازم
بيماريابي سل
در امر بيماريابي
سل ميتوانند
تأثيرات زيادي
داشتهباشند.
سرواپيدميولوژي
آنتيباديهاي
ضدكلاميديا تراكوماتيس
در زنان مبتلا
بهسقط جنين
و زنان بدون
سابقه سقط مراجعه
كننده به بيمارستان
شريعتيبندرعباس
سال 81-1380
عبدالرضا ستوده
جهرمي، دكتر اميد
صفا، دكتر شهرام
زارع، دكتر ناصر
بادامي، دكتر
مليحهاميريان،
دكتر غلامرضا فرشيدفر
دانشکده پزشکی
دانشگاه علوم پزشکی
بندرعباس
مقدمه
و اهداف مطالعه
سقط جنين
يكي از عوامل
مهم در ناراحتيهاي
زوجها و از رايجترين
درگيريها در بارداري
محسوبميشود.
با توجه به اهميت
مطالعه اتيولوژي
آن و همچنين
عدم اطلاع از
وضعيت موجود در
اين منطقهاز
كشور، تحقيق فوق
به منظور تعيين
ميزان شيوع آنتيباديهاي
ضدكلاميديا تراكوماتيس
در زنان مبتلا
بهسقط جنين
و زنان بدون
سابقه سقط انجام
گرفت.
روش
مطالعه
مطالعه
به روش توصيفي
ـ تحليلي بر روي
120 نفر از خانمهايي
كه تشخيص قطعي
سقط جنينداشتند،
به عنوان بيمار
و 150 خانم با سابقه
حداقل يك زايمان
موفق و بدون
سابقه سقط، به
عنوانكنترل
انجام گرفت.
افراد مورد مطالعه
به روش نمونهگيري
تصادفي ساده
انتخاب شدند.
جهت تعيينوجود
آنتيباديهاي
ضدكلاميدا تراكوماتيس
در سرم افراد
مورد مطالعه از
روش ELISA استفاده
شد.
نتايج
در اين
تحقيق اختلاف
معنيداري بين
شيوع آنتيباديهاي
ضدكلاميديا تراكوماتيس
در سرمبيماران
و گروه كنترل
بدست آمد (02/>0P) .
نتيجه
گيری
نتيجه
اين بررسي بر
دخالت احتمالي
كلاميديا تراكوماتيس
در سقط (در اين
منطقه) دلالت
ميكندتعيين
نقش دقيق اين
باكتري در ايجاد
سقط مطالعات
بيشتري را ميطلبد.
ارائه
يك مدل كارآمد
در سيستم مراقبتي
مبتلايان به
هپاتيت B و C
دكتر
ليلا ميرحقاني،
دكتر پريسا پورصميمي
(متخصص عفوني)،
دكتر نويد زمانيان
تهران
مرکز بهداشت غرب
خلاصه
در كشور ايران
بطور متوسط 3% مردم
حامل ويروس HBV
هستند. هپاتيت
B
شايعترين علتهپاتيت
حاد و مزمن در
بزرگسالان و شايعترين
علت سيروز كبدي
(84%) و كارسينوم هپاتوسلولار
كبدي(72%) در ايران
محسوب ميشود.
در حاليكه
هپاتيت C در
ايران به مراتب
كمتر از نوع B
ديده ميشود
بطوري كه كمتر
از 10% ازبيماران
با هپاتيت مزمن
و با سيروز كبدي
كه عموماً از
مبتلايان به
هموفيلي، تالاسمي
و نارسايي كليه(همودياليز)
ميباشند، پادتن
HCV
در سرم آنها
كشف شده است.
بيماري هپاتيت
بدليل ماهيت
مزمن و انتقالپذيري
و ايجاد عوارض
اجتماعي، اقتصادي
و روانيمتعدد،
خدمات مراقبتي
بهداشتي و پيگيري
درازمدت را طلب
مينمايد.
كلينيك مشاوره
مركز بهداشت غرب
تهران در آبان
ماه سال 1380 در راستاي
دستيابي به شناختكامل
از جمعيت هدف
و ارزيابي سيستم
مراقبت موجود
در كشور پايهگذاري
گرديد. در اين
كلينيك باطراحي
و بكارگيري پرسشنامهاي
همه جانبه مشخصات
دموگرافيك، ريسك
فاكتورها و رفتارهايپرخطر،
ابتلاي همزمان
به ساير ويروسهاي
خون زاد (از جمله
HIV) سابقه خانوادگي
و تعيين مرحلهعفونتزايي
ويروس در بدن
ثبت گرديد و دادهها
به وسيله برنامه
اماري SPSS 10.01
مورد تجزيه
وتحليل قرار داده
شد.
اين كلينيك
در حال حاضر 193 فرد
مبتلا را تحت
مراقبت دارد كه
168 نفر (87%) HBs Ag و
ياHBcAb مثبت و
29 نفر (15% HCV مثبت
هشتند
اكثر بيماران
تحت مراقبت اين
كلينيك (56 نفر = 3/29%)
در سنين 29-19 سال
(ميانگين سن48/37
سال) و ايراني
(187 نفر = 9/96%) ميباشند.
66 نفر زن (2/34%) و 127 نفر
مرد (8/65%)هستند. كه
اكثراً (8/78%) متأهل
ميباشند.
(9/59%) مراجعه كنندگان
در كمتر از شش
ماه از زمان
تشخيص به اين
مركز مراجعه نمودهاند.قابل
توجه آنكه با
وجودي كه غالب
مبتلايان ناقلين
سالمي (6/78%) بودند
كه در طي چپآپ
پزشكي(9/35%) تشخيص
داده شدهاند
ولي اكثراً (7/47%)
توسط مراكز بهداشتي
و درماني تحت
پوششارجاع گرديدهاند.
در بررسي فتارهاي
پرخطر سابقه حجامت
(1/14%)، خالكوبي (13%) اعتياد
تزريقي (5/12%)سابقه
اقامت در زندان
(9/10%) و اعتياد خوراكي
يا تدخيني (8/6%) به
ترتيب بيشترين
شيوع را دارند.
مطالعه خانواده
بيماران HBs Ag مثبت
ابتلا پدر يا مادر
در 18 نفر (7/10%)، همسر
در شش نفر(5/3%) و حداقل
در يكي از خواهران
يا برادران 26 نفر
(6/15%) ديده شده است.
با توجه به
دستاوردهاي اين
تحقيق به نظر
ميرسد وجود نظام
گسترده سيستم
مراقبت بهداشتي
ـدرماني در سطح
كشور فرصتي مغتنم
بوده و ميتوان
با تقويت نظام
مراقبت بيماران
هپاتيتي از طريق
1بازنگري فرمهاي
ثبت گزارشدهي
(جهت بررسي افراد
خانواده (Vertical Transmission)، رفتارهايپرخطر،
عفونتهاي همزمان)،
2 بازنگري و به
روزآوري دستورالعمل
كشوري، 3ـ انجام
مراقبتهايدورهاي
جهت پيگيري بيماران
و 4ـ تعيين سطوح
ارجاع و خصوصاً
ارجاع به موقع
به سطح سوم
جهتانجام اقدامات
تشخيصي و درماني
تخصصي (قبل از
بروز علايم نارسايي
كبدي يا سرطان)
گامهايمؤثري
در جهت ارتقاء
سطح سلامت ناقلين
و بيماران هپاتيتي
و كنترل شيوع
اين بيماري برداشت
ومرحله جديدي
از مراقبت كارآمد
را آغاز نمود.
بررسي
سرواپيدميولوژيك
بروسلوز در استان
بوشهر (سال 1378)
عبدالرسول فروزاني،
دكتر محسن نقيبي،
دكتر غلامرضا حيدري،
دكتر عبدالمحمد
خواجهئيان،عبدالله
جاجيوندي
دانشگاه علوم
پزشكي بوشهر
مقدمه
و اهداف مطالعه
بروسلوز،
به عنوان يكي
از بيماريهاي
شايع استان بوشهر،
در گزارشات مراكز
بهداشتشهرستانها
مطرح بوده است.
استان بوشهر در
سواحل شمالي
خليج فارس و
در قسمت جنوبياستانهاي
فارس و كهگيلويه
و بويراحمد قرار
داشته و به علت
آب و هواي گرمسيري،
از مناطق قشلاقيعشاير
كوچروايل قشقايي
ميباشد. جمعيت
مذكور همگي دامدار
ميباشند و دامداري
سنتي در بينجمعيت
بومي نيز رواج
دارد. مطالعه
حاضر، به ترسيم
توزيع تيتر آنتيبادي
در استان بوشهر
ميپردازد.
روش
مطالعه
اين مطالعه
از نوع توصيفي
ـ تحليلي مقطعي
است كه جامعه
آماري آن، افراد
فاقد علايم بيماري
وترجيحاً 15 تا 50 ساله
مناطق شهري و
روستايي استان
بوشهر است. لذا
2512 نفر با روش نمونهگيريتصادفي
منظم انتخاب
شده، و اطلاعات
مورد نظر از طريق
پرسشنامه ـ خونگيري
و آزمايش خونجمعآوري
گرديد.
نتايج
شيوع كلي
بروسلوز در استان
2/3 درصد تعيين گرديد.
در بين هشت شهرستان
اين استان،بيشترين
ميزان شيوع بروسلوز،
مربوط به شهرستان
دير (9/7 درصد) و پس
از آن شهرستان
ديلم (6/5درصد) و سپس
شهرستان تنگستان
(9/4 درصد) بود.
نتيجه
گيری
تفاوت
معنيداري در
ميزان شيوع بيماري،
در مناطق شهري
با مناطق روستايي،
بين جنس زن
ومرد، و بين خانوادههايي
كه دام در منازل
نگهداري ميكردند
با سايرين وجود
نداشت. در صورتي
كه بينشغل افراد،
و ميزان سواد
آنان، با ميزان
شيوع بيماري
رابطه معنيداري
مشاهده گرديد.
بررسي
اپيدميهاي مالاريا
استان فارس سالهاي
80-1370
دكتر ايرج قهرماني،
دكتر پروين افسركازروني
، دكتر علي محمد
قرهچاهي، دكتر
محمدرحيمكديور
خلاصه
مالاريا
مهمترين بيماري
انگلي است كه
سالانه بيش از
500 ميليون نفر را
آلوده كرده و
باعث مرگيك
تا سه ميليون
نفر ميشود. حدود
90% مورد مرگ در منطقه
زير صحراي افريقا
و در كودكان اتفاقميافتد.
از هر كودك زير
5 سال كه در افريقا
فوت ميكنند يك
نفر به دليل
مالاريا از بين
ميرود.
حركات
جمعيت غيرايمن
به مناطق مالارياخيز
(در جستجوي كار،
پناهندگي، مهاجرت،
بالايطبيعي،
جنگ و مسافرت
جمعيت زياد مردم).
فعاليتهاي اقتصادي
و توسعه از جمله
سدسازي،جنگلزدايي
و تغييرات آب
و هوايي، گرم
شدن هوا در سطح
جهان نقش مهمي
در افزايش بيماريمالاريا
دارند.
استان
فارس به دليل
تنوع آب و هوايي
زياد وجود چهارده
رودخانه، چشمهسارها،
قناتهاي متعددو
از نظر كشاورزي
خصوصاً توليد گندم،
برنج و ساير محصولات
در كشور رتبه
بالايي دارد.
آبياري بطورغرقابي
زمينه مساعدي
براي رشد و تكثير
آنوفل در نتيجه
انتقال بيماري
ملارياست. مهاجرين
زيادافغاني در
استان مخزن بيماري
ميباشند كه با
وجود شرايط مساعد
آب و هوايي منجر
به اپيدميهاي
دراستان ميگردد.
هدف
بررسي
اپيدميهاي كانوني
كه طي سالهاي
80-1370 در نقاط مختلف
استان اتفاق
افتاده است بهمنظور
شناسايي بهتر
مناطق بالقوه
انتقال دايم
استان و همچنين
فاكتورهاي مرتبط
با ايجاد اپيدميميباشد.
روش
مطالعه
اطلاعات
بر مبناي آمار
ثبت شده مالاريا
در مركز بهداشت
شهرستانهاي لار،
لامرد، داراب،فيروزآباد،
كازرون و مرودشت
همراه با نظرات
و تجارب افراد
مداخلهگر در كنترل
اپيدميها جمعآوريشده
است.
نتيجه
گيری
طي ده
سال گذشته در
استان فارس در
شهرستاهاي لار،
لامرد، داراب،
فيروزآباد، كازرون،
شيراز ومرودشت
اپيدميهاي ملاريا
از نوع ويواكس
اتفاق افتاده
است. در بعضي
مناطق مثل باغان
لار(71-1370) و لارو خشت
لامرد (71-1370) منطقه
محدودي ميباشد.
اپيدمي طي دو
سال ظاهرشد و
با اقدامات مداخلهاي
كنترل گرديد و
در چند سال بعد
ديگر موردي مشاهده
نشد.
در صورتي
كه در بعضي مناطق
ديگر مثل درز
و سايبان كه
منطقه گسترده
است، رفت و آمد
بههرمزگان و
همچنين مهاجرين
افغاني براي
كار بيشتر مراجعه
ميكنند. بعضي
سالها مثل 78-1375 مواردزياد
به صورت اپيدمي
به وقوع پيوست
و سالهاي بعد
تعداد موارد بسيار
محدود بود.
آنچه مسلم
است شرايط آب
و هوايي مساعد
در بسياري از
نقاط استان فارس
وجود دارد و هرزمان
مراقبت به دليل
عدم توجيه مسؤولين
جديد و دستاندركاران
تضعيف و تعللي
در بيماريابي
سريعصورت گيرد
اپيدمي مالاريا
اتفاق ميافتد
تقويت سيستم
مراقبت خصوصاً
حساس سازي پزشكان
وپرسنل و تقويت
آزمايشگاه نقش
مؤثري در پيشگيري
و كنترل اپيدمي
دارد.
بررسي
فراواني كريپتوسپوريديوم
در مراجعه كنندگان
به درمانگاهانكولوژي
كودكان مركز آموزشي
و درماني امام
خميني اروميه
در سال 130
دكتر خسرو حضرتي
تپه، دكتر ساسان
حجازي، دكتر محمد
رهبر، دكتر علي
شجاع و دكتر بابكذوالفقاري
دانشکده پزشکی
دانشگاه علوم پزشکی
اروميه
مقدمه
و اهداف مطالعه
در سالهاي
اخير در علم انگلشناسي
زير گروهي به
نام انگلهاي
فرصتطلب تعريف
شده كهبتدريج از اهميت
ويژهاي برخوردار
گرديدهاند و در
مورد اين انگلها
بحث و تحقيقات
گستردهاي در
حالانجام ميباشد.
از ميان اين
انگلهاي فرصتطلب
ميتوان توكسوپلاسما
گوندي كه باعث
مننگوانسفاليتو
سقط جنين در
خانمهاي باردار،
اسزوسپورابلي
و كريپتوسپوريديوم
كه موجب انتريتهاي
شديد وطولاني
در افراد با نقص
سيستم ايمني
ميشوند را نام
برد. هدف از اجراي
اين طرح، تعيين
فراوانيكريپتوسپوريديوم
در گروه مطالعه
و در گروه كنترل
ـ مقايسه فراواني
كريپتوسپوريديوم
در گروه موردمطالعه
با گروه كنترل
و تعيين فراواني
كريپتسپوريديوم
در ارتباط با
مدت زمان دريافت
داروهايايمنوساپرسيو
و شيميدرماني
روش
مطالعه
اين پژوهش
به صورت يك
طرح توصيفي ـ
تحليلي برنامهريزي
گرديد و در طول
مدت اجرايطرح
با مراجعه روزانه
به درمانگاه
انكولوژي كودكان،
از كليه بمياران
واجد شرايط اطلاعات
فردي ازقبيل
نام و نام خانوادگي،
سن، جنس، نوع
بدخيمي، تاريخ
شروع شيمي درماني،
ارتباط با حيوانات
ووجود يا عدم
وجود اسهال طي
پرسشنامهاي
اخذ گرديد و در
دو نوبت نمونههاي
مدفوع آنان موردبررسي
قرار گرفت. آزمايش
نمونههاي مدفوع
با روش تغليظ
فرمالين ـ اتر
تغليظ و از هر
نمونه تغليظ
شدهدو تا لام
اسمير (smear) تهيه
كرده و جهت يافتن
اووسيت كريپتوسپوريديوم
از رنگآميزي
اسيد ـ فستاصلاح
شده گرم استفاده
شد. لامها زير
ميكروسكوپ نوري
با بزرگنمايي
100 * بررسي گرديد.
نتايج
در مجموع
72 كودك سرطاني
تحت شيمي درماني
كه از اين مقدار
40 نفر روستايي
و 32 نفرشهري بود
30 كودك كه هيچگونه
مشكل ايمني و
يا تحت شيمي
درماني نبودند
به عنوان گروه
كنترلمورد بررسي
قرار گرفتند. در
گروه كنترل نيز
18 نفر روستايي
و 12 نفر شهري بودند.
در بررسي لامها
2نفر روستايي
و يك نفر شهري
از گروه مورد
مطالعه از نظر
كريپتوسپوريديوم
مثبت بودند، فقط
در بين گروهكنترل
هيچ مورد مثبت
يافت نشد. فراواني
كريپتوسپوريديوم
در گروه مورد
مطالعه با فراواني
1/4%نسبت به گروه
كنترل بيشتر بوده
ولي از نظر آماري
معنيدار نميباشد
(025/0 = P) در گروه كنترل
موردمطالعه اختلاف
بين گروه شهري
و روستايي نيز
معنيدار نميباشد.
نتيجه
گيری
از بين
سه مورد مثبت
2 نفر به مدت كمتر
از 6 ماه و 1 نفر به
مدت 18 ماه از شروعشيميدرمانياش
گذشته بود. نتايج
اين مطالعه نشان
ميدهد كه بيماران
سرطاني كه تحت
شيمي درمانيرار
ميگيرند با اختلالات
سيستم ايمني
مواجه شده و
تا حدودي نسبت
به گروه كنترل
مستعد ابتلاء بهعفونت
كريپتوسپوريديوم
ميباشند.
بکارگيری روشهای
مولکولی جهت بررسی
های اپيدميولوژيک
عوامل ميکروبی
و مقاومت آنتی
بيوتيکی آنها
رضا
رنجبر
دانشکده
بهداشت دانشگاه
علوم پزشکی تهران
مقدمه
و اهداف مطالعه:
در چند
سال اخير روشهای
مولکولی که بر
پايه بررسی ساختار
ژنتيکی ارگانيسم
هدف بنيان نهاده شده اند,جهت
بررسی سازمان ژنتيکی,نحوه
تکامل,امور تشخيصی
وتعيين هويت,بررسی
های اپيدميولوژيک,
آناليز الگوها
و منابع عفونت
و بررسی مقاومت
دارويی بکار گرفته
شده اند. کسب اطلاعات
در خصوص سازوکار
ايجاد مقاومت وچگونگی
انتقال آن در بين
عوامل ميکروبی
موضوعی است که
در طی بيست سال
گذشته اهميت آن
چندين برابر شده
است. مزيت روشهای
مولکولی جديد در
اين است که بر خلاف
روشهای فنوتيپی
که مبتنی بر بررسی
ويژگيهای ظاهری
وتغيير پذير ميباشند,اين
روشها بر بررسی
ترادف تغيير ناپذير
يا کمترتغيير پذير
ژنی ميکروارگانيسم
هدف استوار می
باشند.در اين مطالعه,
مروری برکليه روشهای
مولکولی موجود
جهت بررسي های
اپيدميولوژيک
صورت پذيرفت و
معايب و مزايای
هر کدام از روشها
مورد نقد و بررسی
قرار گرفت ودر
نهايت با توجه
به کاربرد ,روش
ترجيحی وبرتر پيشنهاد
گرديد.
روش
مطالعه: با استفاده
از آخرين اطلاعات
کسب شده از منابع
اطلاعاتی همچون
اينترنت ( PubMed و ساير
سايت ها) ,Medline , مقالات
موجود , کتب مرجع
مربوطه, روشهای
مولکولی جهت بررسی
های اپيدميولوژيکی
از جنبه های مختلف
استخراج شد. روشهايی
نظير آناليز پلاسميدی
, آناليز ساترن
بلات از DNA کروموزومی(
مانند ريبوتيپينگ
و RFLP (, انگشت نگاری
از طريق واکنش
زنجيره ای پليمراز
(PCR) ,آناليز
ژنوم کروموزومی
از طريق روش PFGE و تيپ
بندی از طريق توالی
چند کانونی مورد
بررسی قرار گرفتند.
نتايج: آناليز پلاسميدی
که بر پايه بررسی
تعداد و اندازه
پلاسميدهای باکتريايی
استوار است ,از
روشهای ابتدايی
است که جهت بررسی
ارتباط سويه های
مسئول ايجاد همه
گيريها, تعيين
منبع و نحوه انتقال
عفونت و بررسی
مقاومت آنتی بيوتيکی
و... بکار گرفته شده
است .اين روش ساده
و ارزان است
ليکن از آنجائيکه
پلاسميدها طبيعت
ناپايدار دارند,
تکرار پذيری نتايج
پايين است. روشهای
ساترن بلات از
DNA
کروموزومی ( مانند ريبوتيپينگ,
RFLP , RFELو... )که بر
پايه برش DNA کروموزومی
از طريق آنزيمهای
محدودالاثر و سپس
بلات نمودن قطعات
حاصل از برش و رويت
آنها استوار است,ابزارهای
مناسبی برای بررسی
های اپيدميولوزيک
هستند. انگشت نگاری
بر پايه
PCR مثل روشهايی
نظير AP-PCR,REP-PCR,RAPD,ERIC PCR از سرعت
مناسبی برخوردارند
وجهت مونيتورينگ
و کشف سريع منبع
عفونت پيشنهاد
می گردند. آناليزها
روی ژنوم کروموزومی
از طريق روش PFGE
با اينکه پر
زحمت و گران است
ولی در حال حاضر
يکی از بهترين
روشهای تيپ بندی
است چرا که واجد
قدرت افتراق دهی و تکرار پذيری
بالا است.
نتيجه
گيری: اين مقاله آخرين
اطلاعات را در
مورد روشهای مولکولی
جهت امور اپيدميولوژيکی
و بررسی مقاومت
آنتی بيوتيکی ارائه می دهد. هر
کدام از روشهای
موجود دارای معايب و مزايايی
می باشند و لذا
جهت بررسی های
اپيدميولوژيکی
بايد تواما" دو
يا بيش از دو روش
با هم بکار روند
بررسي آگاهي
و عملكرد دانشجويان
دانشگاه تبريز
در مورد راههاي
انتقالو پيشگيري
از عفونت و بيماري
ايدز در سال 1381
دكتر
مهستي عليزاده
دانشگاه
علوم پزشكي تبريز،
دانشكده پزشكي
چکيده:
بيماري ايدز،
در حال حاضر در
كشورهاي در حال
توسعه افزايش
چشمگيري داشته
و جوانان بهعنوان
يكي از گروههاي
پرخطر در ابتلا
به اين بيماري
ميباشند. تعيين
آگاهي و نحوه
عملكرد در موردپيشگيري
از اين بيماري،
راهكارهاي مفيدي
را جهت برنامه
ريزي آموزشي
در اين قشر ارائه
خواهد داد.
در اين بررسي
پرسشنامهاي
حاوي 18 سؤال در
رابطه با آگاهي
و عملكرد و متغيرهاي
زمينهاي،در
اختيار 762 دانشجو
كه بطور تصادفي
از دانشجويان
سال اول رشتههاي
مختلف دانشگاه
تبريزانتخاب
شده بودند قرار
گرفت. دادهها
پس از كدگذاري
با برنامه SPSS
و آزمونهاي
تحليل واريانس
وضريب همبستگي
پيرسون مورد تحليل
و بررسي قرار
گرفت.
در اين بررسي
دانشجويان در
6 گروه تحصيلي
(علوم پايه،
كشاورزي، دامپزشكي،
تربيت بدني،علوم
انساني و فني
مهندسي) با ميانگين
سني 5/20 سال مورد
پرسش قرار گرفتند
كه از اين تعداد9/54%
افراد پسر و 1/45% دختر
بودن. ميانگين
آگاهي كلي دانشجويان
در اين مطالعه
71% بود(1/0% با آگاهي
كم، 7/11% با آگاهي
متوسط، 9/80% آگاهي
زياد و 7/2% آگاهي
خيلي زياد). 4/71%پسران
و 8/70% دختران نسبت
به روشهاي پيشگيري
از ايدز آگاهي
داشتند كه تفاوت
معنيداري از
نظرآماري بين
دو جنس مشاهده
نشد (3/0 = P). بيشترين
آگاهي در بين
دانشجويان دامپزشكي
و كشاورزيمشاهده
شد و كمترين ميزان
آگاهي در رشتههاي
علوم پايه بود
كه تفاوت معنيداري
از نظر آماري
مابينرشتههاي
مختلف وجود نداشت
(1/0 = P). از ميان گزينههاي
پرسشنامه 92% استفاده
از سرنگمشترك،
95% تماس جنسي،
7/1% دست دادن،
8/6% بوسيدن، 5/24% گزش
حشرات و 8% انتقال
ازطريق آب استخر
را به عنوان
راه انتقال ايدز
انتخاب نمودند.
اطلاعات مربوط
به بيماري ايدز
در اين افراددر
اكثر موارد از
تلويزيون و مطبوعات
كسب شده بود.
اكثر دانشجويان
معتقد بودند كه
مفيدترين راهآموزش
در مورد ايدز صدا
و سيما و پس از
آن آموزش در
دانسگاه است
و همچنين بهترين
مقطعتحصيلي
در مورد آموزش
مقطع دبيرستان
ذكر شده است.
برنامه ريزي
آموزشي در رشتههاي
مختلفدانشگاهي
با توجه به رشته
تحصيلي و همچنين
در سطوح دبيرستاني،
جهت پيشگيري
و آشنايي باراههاي
انتقال و استفاده
مناسب و صحيح
از رسانههاي
گروهي، راهكارهاي
مناسب جهت كنترلبيماري
در جامعه ميباشند.
بررسی تأثير
برنامه کنترل بر
وضعيت بيماری ليشمانيوز
جلدی روستايی در
شهرستان اردکان,
استان يزد
مهندس
احمدعلی حنفی بجد
, مهندس عباسعلی
دهقانی تفتی, مهندس
رضا جعفری, دکتر
محمدحسن احرام
پوش
مرکز
تحقيقات بهداشت
يزد
مقدمه
و اهداف مطالعه:
ليشمانيوز
جلدی روستايی يکی
اتز مهمترين معضلات
بهداشتی کشورما
است. برنامه های
کنترل عليه اين
بيماری از سال
1345 در ايران آغاز
شدند. در آن سالها
سمپاشی ابقايی
عليه ناقلين مالاريا,
بسياری از ساير
بندپايان و از
جمله پشه خاکی
ها را نيز از بين
می برد و لذا ميزان
بروز سالک چندان
چشمگير نبود. در
دو دهه اخير با
قطع اين سمپاشی
ها و همچنين عمليات
کوير زدايی که
از طريق کاشت گياهان
کويری در مناطق
اندميک بيماری
ليشمانيوز جلدی
روستايی انجام
شد, جمعيت مخازن
حيوانی و ناقلين
افزايش يافت و
اين کانون ها دوباره
فعال شدند. در استان
يزد نيز فرم روستايی
اين بيماری در
سالهای 78-1377 در نقاطی
از شهرستان اردکان
به صورت اپيدمی
درآمد و مسئولين
بهداشتی استان
را وادار به انجام
برنامه کنترل از
طريق سمپاشی ابقايی
اماکن داخلی و
کنترل جوندگان
مخزن بيماری در
منطقه نمود. هدف
از انجام اين تحقيق
ارزيابی وضعيت
بيماری سالک پس
از اجرای برنامه
کنترل و مقايسه
آن با منطقه شاهد
و در نتيجه تعيين
نقش برنامه کنترل
بر روند بيماری
در کانون مورد
نظر بود.
روش
مطالعه: اين بررسی
در سه روستای احمدآباد,
ترک آباد و هفتادر
از توابع شهرستان
اردکان انجام شد.
دو روستای اول
منطقه تيمار و
روستای هفتادر
منطقه شاهد در
نظر گرفته شد. سمپاشی
ابقايی اماکن داخلی
با پودر وتابل
50% پروپکسور به ميزان
2 گرم در متر مربع
در اوايل ارديبهشت
ماه 1379 آغاز و در اواخر
تير ماه به پايان
رسيد. کنترل جوندگان
در منطقه ای به
شعاع 2 کيلومتر
پيرامون روستاهای
تيمار, از طريق
طعمه گذاری در
محوطه لانه های
آنها با استفاده
از سم کلرات (براديفاکوم)
انجام شد. در اواخر
اسفندماه 1379 بخشی
از جمعيت روستاهای
تحت پوشش برنامه
کنترل شامل 332 خاوار
با جمعيتی بلغ
بر 1614 نفر به صورت
تصادفی به کمک
فرمولهای نمونه
گيری انتخاب شدند
و پرسشنامه های
مربوطه با معاينه
و پرسش از آنها
تکميل گرديد. اين
پرسشنامه ها برای
کل ساکنين روستاهای
شاهد پر شدند. از
حاشيه زخم هر بيمار
دارای فرم حاد
بيماری 2 عدد لام
ميکروسکوپی تهيه
شد. پرسشنامه ها
با استفاده از
برنامه آماری spss
آناليز شدند.
نتايج:
يافته
های ما نشان دهنده
کاهشی به ميزان
5 برابر در بروز
موارد بيماری در
منطقه تحت پوشش
برنامه کنترل است,
در حاليکه اين
ميزان در منطقه
شاهد 3/1 برابر افزايش
يافته بود. کاهش
بروز موار سالک
در منطقه تحت پوشش
برنامه کنترل نسبت
به سال قبل معنی
دار بود (0001/0P<).
نتيجه
گيری: بر اساس اطلاعات
بدست آمده چنين
می توان نتيجه
گرفت که کنترل
جوندگان مخزن بيماری
نقش مهمی در کاهش
موارد سالک در
منطقه داشته است.
اين در حالی است
ک سمپاشی ابقايی
اماکن داخلی عليه
پشه خاکی های ناقل
می تواند به کاهش
موارد بيماری در
مواقع بروز اپيدمی
کمک کند.
بررسي
وضعيت اپيدميولوژيكي
هپاتيتهاي ويروسي
در استان قزوين
درسال 79 و 80
بيبي سازا شيخ،
محرم مافي
كارشناس بهداشت
عمومي، گروه
پيشگيري و مبارزه
با بيماريها،
كارشناس
مسؤول بيماريهامعاونت
بهداشتي دانشگاه
علوم پزشكي قزوين
(گروه پيشگير
و مباره با بيماريهاي
استان)
مقدمه
و هدف:
هپاتيتهاي
ويروسي به عنوان
يكي از شايعترين
بيماريهاي عفوني
و يكي از شناخته
شدهترينعوامل
مرگ و مير انسان
در سطح جهان
شايان توجه بسيار
ميباشد. بر اساس
تخمين سازمان
جهانيبهداشت
385 ميليون نفر ناقل
هپاتيت B و 170 ميليون
نفر ناقل هپاتيت
C در جهان
وجود دارند وسالانه
بيش از يك ميليون
مورد مرگ در اثر
ابتلا به هپاتيت
اتفاق ميافتد.
بنابراين هدف
ما از اين بررسيتعيين
نوع پراكندگي؛
سن؛ جنس و بررسي
ميزان بروز ابتلا
به بيماري هپاتيت
ميباشد.
روش مطالعه:اين
مقاله بر اساس
بررسي انجام
گرفت بر روي
جمعيت شناسايي
شده افراد به
هپاتيتهايويروسي
در سال 79 با تعداد
130 نفر و در سال
80 با تعداد 206 نفر
تنظيم شده است
در حاليكه اينافراد
از بخش خصوصي
و واحدهاي بهداشتي
درماني دولتي
به مراكز بهداشت
شهرستانها معرفي
شدهو نسبت به
تشكيل پرونده
و تكميل فرم
براي هر يك از
آنها اقدام گرديده
است سپس مبتلايان
تحتمراقبتهاي
بهداشتي و درماني
قرار گرفته و
علاوه بر واكسيناسيون
تمامي اعضاي
خانواده بيماران
راههايانتقال
و پيشگيري از
بيماري به ايشان
آموزش داده شده
است.
نتايج:
با توجه
به آناليز آمار
و ارقام به اين
نتيجه دست يافيم
كه در سال 79 از
130 بيمار شناخته
شده 88نفر مرد (با
ميزان بروز 18 در
100000) و تعداد 42 نفر زن
(با ميزان بروز
9 در 100000) و بيشترين
افرادآلوده به
بيماري در گروه
سني 39ـ30 سال با
تعداد 37 نفر (با ميزان
بروز 31 در 100000) بوده
و نيز102 نفر به هپاتيت
B و 19 نفر به
هپاتيت C و 9 نفر هر دو
هپاتيت را با
م داشتهاند و
در سال 80 از 206بيمار
135 نفر مرد (با ميزان
بروز 27 در 100000) و 71 نفر
زن (با ميزان
بروز 15 در 100000) وبيشترين
افراد آلوده در
گروه سني 29ـ20 سال
با تعداد 58 نفر (با
ميزان بروز 35 در
10000) بوده و نيز163 نفر
مبتلا به هپاتيت
B و 29 نفر مبتلا
به هپاتيت C بوده و 14 نفر
هر دو هپاتيت
را با هم داشتهاند.
نتيجه
گيری:
نتايج
حاصل از اين
بررسي نشان ميدهد
كه سن و جنسيت
نقش مهمي در
ابتلا به بيماري
ايفاميكند در
واقع درصد ابتلا
به هپاتيت در
مردان بسيار بيشتر
از زنان بوده
است. به علاوه
نتايج حاصلهنشان
ميدهد كه احتمال
ابتلا به بيماري
در افراد با پايين
آمدن سن رابطه
عكس دارد يعني
در سال 80نسبت
به سال 79 جميعت
جوانتري به
اينت بيماري
مبتلا شدهاند
علهذا با در نظر
گرفتن تمامي
جهاتو نتايج
فوق ميتوان
ابراز داشت كه
بالا بردن سطح
آگاهي جوانان
و آموزش آنها
در مورد راههايپيشگيري
و انتقال بيماري
ميتواند نقش
مؤثري در كنترل
همهگيري هپاتيتهاي
ويروسي ايفا كرد
هوشيوع آن را
كم نمايد.
بررسي
فراواني هپاتيتهاي
مزمن BوC در پرسنل
خدماتي شاغل در
بخشهاي درماني بيمارستانهاي
آموزشي دانشگاه
علوم پزشكي هرمزگان
در سال 1379
زهرا وائقي ـ اكرم
لاواري-فخري حاجي
زاده (پرستار كنترل
عفونت بيمارستاني
)
مقدمه
و اهداف:
هپاتيتهاي
ويروسي B وC مهمترين
علل عفونتهاي حاد
و مزمن كبدي را
تشكيل مي دهند
. متعاقب آلودگي
با اين عوامل در
صورت مزمن احتمال
ايجاد سيروز كبدي
و كارسينوماي هپاتوسلولار
نيز وجود دارد
.
باتوجه
به اين كه يكي ازراههاي
انتقال ويروسهاي
فوق در پرسنل بهداشتي
ـ درماني از طريق
جلدي يا Percutaneous
ميباشد و از
طرفي پرسنل خدماتي
شاغل در بخشهاي
درماني نيز همانند
پرسنل بهداشتي
درماني در معرض
خطر عفونتهاي فوق
هستند اين تحقيق
جهت بررسي فراواني
عفونتهاي مزمن
هپاتيت BوC در
اين گروه از افراد
بصورت مقطعي انجام
ميگرديد.
روش
مطالعه:
ابتدا كليه
پرسنل خدماتي شاغل
در بخشهاي درماني
سه (3) بيمارستان
آموزشي دانشگاه
علوم پزشكي هرمزگان
شامل : 1) بيمارستان
شهيد محمدي (جنرال)
2) بيمارستان شريعتي
(زنان و زايمان)
3) بيمارستان كودكان
كه شامل 120نفر بودند
از نظر وجود HBS.Ag
و HCVAb با
روش ELISA مورد
ارزيابي قرار گرفته
و در مواردHb
ـHCV مثبت
جهت تاييد تشخيص
از روش
RIBAنيز
استفاده گرديد.
نتايج:
نتايج حاصله
نشان داد كه فراواني
HBSAg
و HCVAb در
بيمارستان جنرال
به ترتيب 26/5 و 27/1 درصد
در بيمارستان زنان
فراواني هر دو
26/5 درصد در بيمارستان
كودكان هيچ مورد
مثبت در اين گروه
گزارش نگرديد.
بحث:
با توجه به فراواني
هپاتيتهاي مزمن
BوC در
جمعيت نرمال استان
درسال 1379كه به ترتيب71/1
و 75/1 درصد بوده اختلاف
معني داري بين
فراواني هپاتيت
B
در پرسنل خدماتي
بيمارستان جنرال
و همچنين بين فراواني
هپاتيتهايBوC در
بيمارستان زنان
و جمعيت نرمال
استان مشاهده ميگردد.(P<0.0001) . لذا توصيه ميگردد
پرسنل خدماتي شاغل
در بخشهاي درماني
بايد همانند پرسنل
بهداشتي درماني
مورد مراقبتهاي
بهداشتي لازم از
جمله جنبه هاي
پيشگيري از عفونتهاي
منتقل شونده از
راه خون و فراورده
هاي خوني و واكسيناسيون
عليه هپاتيت B
قرار ميگيرند.
شيوع حاملين
هپاتيت ب در بين
رانندگان وسايل
نقليه سنگين كشور
در سال 1380
1 رئيس بهداري
كل نيروي انتظامي
جمهوري اسلامي
ايران
2
دستيار اپيدميولوژي،
دانشكده بهداشت،
دانشگاه علوم پزشكي
تهران
3 دانشيار
گروه آمار واپيدميولوژي،
دانشكده بهداشت،
دانشگاه علوم پزشكي
تهران
چکيده :
هپاتيت
ب يكي از علل مهم
مرگ و ناخوشي در
دنيا به شمار مي
رود. شيوع حاملين
هپاتيت ب در كل
جمعيت كشور 1.7% برآورد
شده است ولي در
مورد وضعيت بيماري
در مشاغل پرخطر
اطلاعات قابل توجهي
در دست نمي باشد.
يكي از گروه هاي
در معرض خطرشناخته
شده، رانندگان
وسايل نقليه سنگين
هستند كه به لحاظ
نوع تماس جنسي
در خطر ابتلا به
بيماري قرار دارند.
هدف اين مطالعه
تعيين شيوع حاملين
هپاتيت ب (HbsAg مثبت)
و عوامل موثر بر
آن در رانندگان
وسايل نقليه سنگين
كشور بوده است.
جامعه مورد مطالعه
1186 راننده وسايل
نقليه سنگين (اتوبوس،
كاميون و تريلر)
بودند كه به روش
غير احتمالي سهميه
اي از 51 پاسگاه پليس
راه در 17 استان انتخاب گرديدند.
مصاحبه با رانندگان
انتخاب شده به
عمل آمد و در 1113 مورد
نمونه خون از آنها
اخذ شد. در 66 مورد
HbsAg
مثبت بود و به
اين ترتيب شيوع
حاملين هپاتيت
ب در جمعيت مورد
مطالعه
5.9% برآورد
گرديد كه تفاوت
معني داري را با
شيوع بيماري در
كل كشور در گروه
سني مشابه نشان
مي داد. ارتباط
متغيرهاي سن، سابقه
رانندگي، سابقه
تزريق خون و فرآورده
هاي خوني، تماس
جنسي مشكوك در
يك سال گذشته،
سابقه رانندگي
ترانزيت، خالكوبي،
و سابقه فاميلي
هپاتيت با وضعيت
HbsAg
فرد مورد بررسي
قرار گرفت، كه
هيچيك از متغيرهاي
يادشده ارتباط
معني داري را نشان
نداد. پائين بودن
توان مطالعه در
تعيين ارتباط عوامل
خطر احتمالي با
بيماري، و عدم
امكان بررسي ارتباط
زماني بين اشتغال
به شغل رانندگي
و ابتلا به بيماري،
كه به علت نوع مطالعه
(مقطعي) بوده است،
لزوم انجام مطالعات
تحليلي بعدي را
مشخص ميكند. اما
با توجه به مطالعات
ساير كشورها انتظار
ميرود كه ابتلا
به بيماري بعد
از اشتغال به شغل
رانندگي اتفاق
افتاده باشد. در
اين صورت بايستي
ضرورت ايمن سازي
جمعيت رانندگان
در بدو اشتغال
به اين شغل، به
خصوص از نظر هزينه-
اثربخشي مورد بررسي
قرار گيرد.
بررسي
شيوع مايكوتوكسين
زير النون در گندمهاي
انباري استان مازندران
سال1380
*
دكتر محمد تقي
هدايتي ، دكتر
رضا علي محمد پور
، مهندس عليرضا
دليلي
دانشکده
بهداشت ساری
مقدمه و اهداف
مطالعه :
گندم از دانه
هاي غذايي اصلي
براي مصارف انساني
در ايران مي باشد
و قارچها با آلوده
كردن گندم در مزرعه
و انبار و ايجاد
سموم مختلف از
جمله زيرالنون
در آن نقش مهمي
در به خطر انداختن
سلامتي انسان ايفا
مي نمايند . لذا
در اين بررسي ميزان
شيوع و مقدرا زير
النون موجود در
نمونه هاي گندم
انبارهاي استان
مازندران مورد
مطاله قرار گرفته
است .
روش مطالعه
:
مجموعاً 118 نمونه
گندم بطور تصادفي
از 12انبار گندم
استان مازندران
برداشت گرديد
. تعداد نمونه هاي
هر انبار بر اساس
ظرفيت سالانه انبارها
انتخاب گرديد
. هر نمونه حاوي
يك كيلو گرم گندم
بود . براي بخش ميزان
زير النون از روش
ايمونواسي آنزيمي
رقابتي و با استفاده
از ميكروتيترپليت
هايي كه ازشركت
Sigm-Aldrich
laborchemikalienGmbH تهيه
شده بود ، استفاده
گرديد . براي انجام
آن دستورالعمل
كارخانه سازنده
بكار بسته شد .
نتايج :
81% نمونه ها به
زير النون آلوده
بودند 40/64% نمونه ها
حاوي
200 >
از زير النون
بودند ، حداقل
آلودگي نمونه ها
به اين سم
29 بود
، و همه انبارها
از نظر آلودگي
به زير النون مثبت
بودند 100-50% نمونه
ها از هر انبار
داراي آلودگي
200 > از زير
النون بودند .
نتيجه گيری
:
نتايج
مطالعه شيوع و
سطح بالاي آلودگي
به زير النون را
در نمونه هاي گندم
نشان داد . بر اساس
استاندارد ارائه
شده بوسيله اداره
استاندارد ايران
ميزان مجاز زيرالنون
در نمونه هاي گندم
زير
200 مي باشد ؛كه
بر آن اساس 4/64% نمونه
گندم در اين بررسي
بيشتر از حد مجاز
آلودگي به زير
النون داشتند
. اين موضوع مي تواند
فاكتور خطري براي
جامعه باشد .
بررسي
ميزان آگاهي و
نگرش دندانپزشكان
استان لرستان در
مورد بيماري ايدز
در سال 1380))
٭پريسا
نامداري-كتايون
بختيار-محمد جواد
طراحي
اعضاي هيئت
علمي دانشگاه علوم
پزشكي لرستان
مقدمه
واهداف مطالعه:
امروز بيماري
ايدز يكي از بزرگترين
مشكلات دنياي پزشكي
است. بنا بر تخمين
WHO
تا سال 2005 حدود
350-300 ميليون نفر به
ويروس ايدز مبتلا
مي شوند. روزانه
20-16 هزار نفر به تعداد
آلوده شدگان دنيا
اضافه مي شود, سالانه
3-2/8 ميليون ميميرند.
با توجه به عدم
وجود درمان و واكسن
عليه اين بيماري
تنها راه مقابله
با آن پيشگيري
است. بهترين راه
پيشگيري از ايدز
دادن آموزشهاي
لازم در اين زمينه
است. اين آموزش
زماني موفق است
كه بر اساس واقعيتهاي
جامعه باشد و بهترين
راه رسيدن به اين
واقعيتها تعيين
سطح آگاهي گروهاي
مختلف از جمله
دندانپزشكان و
ساير افراد تيم
بهداشتي و درماني
است.
روش
مطالعه:
اين پژوهش
يك مطالعه توصيفي
مقطعي است, روش
جمع آوري اطلاعات
به وسيله پزشكان
و شامل اطلاعات
دموگرافيك, آگاهي
و نگرش است. 80 پرسشنامه
با حذف پرسشنامههاي تكميل نشده
مورد تجزيه و تحليل
قرار گرفت.
نتايج:
نتايج بدست
آمده حاكي است
كه 8/22 درصد افراد
مورد مطالعه زن
و 2/77 درصد مرد هستند.
36 درصد سن بالاتر
و 64 درصد سن پايين
تر از 35 سال دارند.
اكثريت افراد مورد
پژوهش از شغل خود
رضايت دارند. 75/3 درصد
افراد مورد پژوهش
داراي آگاهي كم,
5/62 درصد داراي آگاهي
متوسط و 75/33 درصد
آگاهي خوب و بسيار
خوب دارند. بيشترين
نمره كسب شده مربوط
به راههاي انتقال
و پيشگيري بيماري
مي باشد و كمترين
نمره كسب شده مربوط
به علائم و درمان
بيمار ايدز مي
باشد. همچنين 94 درصد
افراد مورد پژوهش
داراي نگرش مثبت
هستند. مهمترين
منبع كسب اطلاعات
روزنامه مجلات
و نشريات علمي
و كمترين آنها
از طريق همايش
و گردهماييهاي
علمي و سراسري
است.
نتيجه
گيری:
نتايج
بدست آمده نشان
مي دهد ميزان آگاهي
دندانپزشكان در
حد پاييني است.
با توجه به اينكه
يكي از راههاي
اصلي انتقال بيماري
ايدز خون و ترشحات
بيمار است ضرورت
آموزشهاي مدون
و ضمن خدمت به كادر
درماني بالاخص
دندانپزشكان ضروري
به نظر ميرسد.
بررسي
وضعيت گزارشدهي
بيماري تب مالت
در شهرستان بابل81-1379
محسن كرمي1،
دكتر سيميني موعودي2،
محمد قنبري3
1-كارشناس ارشد
حشرهشناسي پزشكي
و كارشناس زئوزنوز
معاونت بهداشتي
دانشگاه علومپزشكي
بابل
2ـ معاون فني
و مسؤول واحد
پيشگيري و مبارزه
با بيماريهاي
معاونت بهداشتي
دانشگاه علومپزشكي
بابل
3ـ كارشناس واحد
پيشگيري و مبارزه
با بيماريهاي
معاونت بهداشتي
دانشگاه علوم
پزشكي بابل
مقدمه
و اهداف:
بيماري
تب مالت يكي
از بيماريهاي
مشترك انسان
و حيوان (زئوزنوز)
بوده و سالانه
موارد زيادياز
جمعيت انساني
و آدمي كشور به
آن مبتلا شده
و همه ساله بار
سنگين اجتماعي
ـ اقتصادي را
بر كشورتحميل
ميكند. ثبت دقيق
مشخصات افراد
بيمار در آزمايشگاهها،
مطبها و بيمارستانهاي
دولتي وخصوصي
يك فرآيند كليدي
در تشخيص، كشف
و كنترل به موقع
بيماري تب مالت
ميباشد و هرگونهاختلالي
در اين فرآيند
موجب ضعف سيستم
كشف و كنترل
به موقع خواهد
شد. هدف از اين
مطالعهبررسي
وضعيت گزارش
دهي بيماري تب
مالت در شهرستان
بابل از فروردين
1379 لغايت شهريور1381
بوده است.
روش
مطالعه:اين
بررسي يك مطالعه
توصيفي گذشتهنگر
بوده كه از فروردين
1379 لغايت شهريور
1381 (29ماه) با بررسي
گزارش و فرمهاي
گزارش دو هفتگي
بيماريهاي جمعآوري
شده از مطبها،
بيمارستانها وآزمايشگاههاي
دولتي و خصوصي
شهرستان بابل
توسط معاونت
بهداشتي دانشگاه
علوم پزشكي بابل
وجداسازي موارد
تب مالت از آن
صورت پذيرفته
و با استفاده
از نرمافزار SPSS 9 مورد تجزيه
و تحليلقرار گرفت.
نتايج:
در طي يك دوره
تقريباً 30 ماهه
در مجموع 523 مورد
بيمار (مظنون
ـ محتمل ـ قطعي)
گزارششده كه
براي سالهاي
79، 80 شش ماهه
نخست 81 به ترتيب
150 (6/28%) ؛ 241 (46%) و 133(4/25%) مورد بوده
است كه از اين
تعداد 410 مورد (4/78%) مربوط
به شهرستان بابل
و 107 مورد(5/20%) مربوط
به ساير شهرستانها
و 6 مورد (1/1%) نيز نامشخص
(بدون مشخصات
كامل) بودهاست.از
410 مورد شهرستان
بابل 2/32% مربوط
به شهر و 8/67% مربوط
به مناطق روستايي
بودهاست.
منابع
گزارش به ترتيب
فراواني شامل:
آزمايشگاهها
3/66%؛ بيمارستانها
5/15% ؛ مطبها 5/15%و مراكز
بهداشتي درماني
3/2% بوده كه در بين
آزماشگاهها تنها
يك آزمايشگاه
(رازي) 52% موارد راگزارش
نموده است.تفاوت
تاريخهاي تشخيص
و گزارش به مركز
بهداشت شهرستان
بطور متوسط 22 روز
و در 80%موارد بيشتر
از 7 روز بوده كه
بالاترين تأخير
مربوط به آزمايشگاهها
(180 روز) ميباشد. ميانگين
تأخير در گزارش
به واحد مبارزه
با بيماريها براي
مطبها 30 آزمايشگاهها
5/22 ـ مراكزبهداشتي
درماني 5/16 و بيمارستانها
11 روز بوده است.از
410 مورد شهرستان
بابل تنها 41% بر
اساس مشخصات
ثبت شده شناسايي
و فرم بررسيانفرادي
براي آنها تكميل
گرديد (بدليل
نقص در ثبت اطلاعات
گزارش شده و
نشاني ناصحيح)
و از 59%شناسايي
نشده 44% مربوط
به منطقه شهري
و 56% براي روستاها
بوده است.از
مجموع 523 مورد گزارش
شده 6% از نظر آزمايشات
منفي و بيماري
آنها تب مالت
نبودهاست. همچنين
5/6% موارد تكرار بوده
كه 5/73% آن مربوط
به آزمايشگاهها
ميباشد.
نتيجه
گيری: بالا بودن
موارد روستايي
نسبت به شهر
كه مشابه آمار
كشوري نيز است
به علت وفور
دام درروستاها
و بالا بودن ميزان
تماس و دسترسي
بيشتر به فرآوردههاي
لبني غيربهداشتي
و آلوده قابل
توجيهميباشد.
حدود 20% از موارد
گزارش شده مربوط
به ساير شهرستانها
(بخصوص شهرهاي
استان)ميباشد
كه بدليل شرايط
شهرستان بابل
از نظر وجود دانشگاه
علوم پزشكي و
بيمارستانهاي
فعالميتواند
زمينه جذب بيماران
از ساير شهرستانها
باشد. بيشترين
ميزان گزارشات
(66%) ازآزمايشگاههاي
خصوصي و دولتي
شهرستان بوده
كه به نظر ميرسد
برخلاف ساير منابع
گزارش افرادمشخصي
مسؤوليت تكميل
فرمهاي مربوطه
را داشته بطوري
كه برخلاف بيمارستانها
تغيير شيفتهايكاري
در آنها وجود نداشته
يا اينكه مسؤوليتپذيري
بيشتري وجود دارد.
بنابراين لازم
است جهتافزايش
گزارشگيري صحيح
و دقيق برنامة
عمليتي مناسب
در جهت ارتقاء
اين فرآيند كليدي
صورتگيرد.
بررسي
ميزان اثر
بخشي تركيب خانگي نفت وروغن
زيتون در مقايسه
با شامپوي پرمترين
بر درمان شپش سر
دانش آموزان مناطق
روستايي استان
كرمانشاه درسال
1380
دكتر سياوش
وزيري- الهه جهانديده-
عبدالحميد مصطفايي-
ناهيد برخوردار
دانشگاه
علوم پزشکی کرمانشاه
چكيده : شپش ها
انگلهاي اجباري
بدن انسان هستند
كه قدمت آلودگي
به آنها به دوران
قبل از تاريخ برمي
گردد. هم اكنون
آلودگي به شپش
گستردگي جهاني
دارد ودر اكثر
نقاط دنيا وجود
داشته وموجب بروز
مشكلات بهداشتي
و اقتصادي مي گردد. ارتقاي
سطح آگاهي وبهبود
رفتارهاي بهداشتي
آحاد جامعه ، تشخيص
و درمان مبتلايان
بويژه در سطح مدارس
از راههاي مهم
مبارزه با شپش
سر است. سموم حشره
كش ، شامپو پرمترين
ولوسيون بنزيل
بنزوات از جمله
داروهاي مؤثر در
درمان شپش سر مي
باشند. در دستورالعملها
وكتب منبع معلم
وزارت بهداشت ،درمان
وآموزش پزشكي نحوه
استفاده از تركيب
نفت و روغن زيتون
براي مبارزه با
شپش سر درج گرديده
. اين تركيب موجب
مسدود نمودن منافذ
تنفسي ومرگ رشك
وشپش بالغ ودر
نتيجه ريشه كني
بيماري مي گردد
.مطالعه حاضر با
هدف تعيين ميزان
اثر بخشي تركيب
نفت و روغن زيتون
در مقايسه با شامپو ي
پرمترين بر درمان
شپش سر دانش آموزان
مناطق روستايي
در سال 1380 انجام شده
است . يكي از موانع
سد راه درمان شپش
سر امتناع از دريافت
دارو توسط دانش
آموزان و خانواده
هاي آنها بويژه
در مناطق روستايي
بوده ، بررسي انجام
شده در سال 1379 اين
موضوع را تاييد
مي كند . در صورت
مثبت بودن نتايج
حاصله استفاده
از تركيب نفت و
روغن زيتون را
كه مواد آن در دسترس
بوده وتهيه ي آن
در منازل و اماكن
عمومي و همچنين
زندانها ميسر مي
باشد در مواقع
عدم دسترسي به
داروهاي شيميايي
وهمچنين تمايل
خانواده ها به
مخفي نمودن بيماري
توصيه نمود .
اين بررسي
يك مطالعه مداخله
اي بوده كه براساس
مشاهده ، مداخله
ومقايسه ي مورد
با شاهد انجام
و اطلاعات در پرسشنامه
هاي مربوطه ثبت شده است
. 8 شهرستان
تابعه استان كرمانشاه
كه شپش سر در دانش آموزان
مدارس روستايي
آنها گزارش شده
انتخاب و از هر
شهرستان يك مدرسه
روستايي جمعا
16 مدرسه در 16 روستا
بصورت تصادفي تعيين
شد ( 8 مدرسه
روستايي جهت استفاده
از شامپو پرمترين
در دانش آموزان
مبتلا به شپش سر)
هماهنگي لازم با
آموزش و پرورش
بعمل آمده وبيماريابي
از تاريخ 1/10/80 شروع
وباشناسايي مبتلايان
دارو در اختيار
آنان قرار گرفت
. پس از دو هفته معاينه
ي مجدد بعمل آمد
ودر صورت مشاهده شپش در سر
دانش آموزان مجددا
دارو در اختيار
آنها قرار گرفت
. بعد از گذشت 15 روز
از آخرين تاريخ
مصرف دارو ضمن
انجام معاينه مجدد
پرسشنامه ي مربوطه
تكميل گرديد جمعا
896 دانش آموز مورد
بررسي قرار گرفتند
. 432 دانش آموز در
8 مدرسه تركيب نفت
وروغن زيتون و
464 دانش آموز از 8 مدرسه
شامپوي پرمترين
در يافت داشتند
. 32 دانش آموز در مدارس
مورد و25 دانش آموز
در مدارس شاهد
در اولين بررسي
( قبل از شروع درمان
) مبتلا به شپش سر
بودند .
29 نفر از مبتلايان
در روستاهاي مورد
و33 نفر از مبتلايان
در روستاهاي شاهد
دارو دريافت كردند
وجمعا 5 نفر از دريافت
دارو امتناع ورزيدند
.
4/10 درصد دريافت
كنندگان تركيب
نفت وروغن زيتون
و 1/9 درصد دريافت
كنندگان شامپوي
پرمترين از مصرف
داروها خودداري
كردند . درمان مبتلايان
با هردو (دارو- تركيب
) 100% موفقيت آميز بود
. تاثير تركيب نفت
وروغن زيتون كاملا
مشابه تاثير شامپو
ي پرمترين در درمان
شپش سر بوده است
. نفت و روغن زيتون
موادي هستند كه
دسترسي به آنها
ساده بوده و در
مناطقي كه افراد
مبتلا نگران مطلع
شدن ديگران هستند
ويا دسترسي به
داروهاي ضد شپش
مشكل است مي توان
استفاده از اين
تركيب را توصيه
كرد . تدوين جزوه
آموزشي در خصوص
نحوه تهيه و استفاده
از نفت و روغن زيتون
( يا روغن نباتي
) و توزيع در اماكن
عمومي مانند زندانها
، مجتمع هاي دانش
آموزي و…
آموزش غير حضوري
و درمان شپش سر
توسط مبتلايان
را ممكن مي سازد
.
بررسي اپيدميولوژيك
روند بيماري مالاريا
در شهرستان تربت
جام طي سالهاي
80-1371
دكتر براتعلي
عرب نژاد * - دكتر شاپور
بديعي - نسرين
بحري
شبكه بهداشت
و درمان تربت جام
، مركز بهداشت
مقـــدمه
: مالاريا
يكي از بيماريهاي
عفوني انگلي شايع
در مناطق جنوبي
و جنوب شرقي ايران
است . اين بيماري
با ميزان ابتلاي
سالانه 500-300 ميليون
نفر و مرگ و مير
7/2-5/1 ميليون نفر اثرات
سوء شديدي داشته
و با توجه به خطر
ابتلاي سالانه40
درصد جمعيت جهان
منابع انساني ،
مالي و تجهيزات
وسيعي را جهت پيشگيري
و كنترل به خود
اختصاص داده است
. شهرستان تربت
جام بعلت مجاورت
با كشور افغانستان
كه 60 درصد منابع
انگلي مبتلايان
به مالاريا در
استان خراسان تشكيل
مي دهد ، همواره
در معرض خطر آلودگي
قرار دارد . با توجه
به موارد فوق و
همچنين مصوبه اجلاس
سي و يكم سازمان
بهداشت جهاني در
سال 1978 كه مبارزه
با مالاريا را
بعنوان هدف واسطه
اي ريشه كني مالاريا
درنظر گرفته است
، بررسي روند بيماري
مالاريا در 10 ساله
اخير با هدف شناخت
وضعيت موجود و
بررسي تاثير برنامه
مبارزه با بيماري
مالاريا در شهرستان
تربت جام در سال
1381 انجام شد .
روش كار
: در
اين پژوهش توصيفي
- تحليلي گذشته
نگر ، جمع آوري
اطلاعات با تكميل
فرم اطلاعاتي و
با استفاده از
اطلاعات موجود
در دفاتر ، پرونده
ها و آمار ارسالي
به مركز بهداشت
شهرستان براي كليه
موارد ابتلا به
بيماري مالاريا
از سال 1371 لغايت
1380 انجام شد . سپس
اطلاعات با استفاده
از آمار توصيفي
مورد تجزيه و تحليل
قرار گرفت .
يافتــه
ها : از نظر
توزيع سني گروه
سني زير9 سال با
1/26 درصد بيشترين
و گروه سني بالاي
60 سال با 5/3 درصد كمترين
مبتلايان را تشكيل
مي دهند. از نظر
توزيع جنسي 2/56 درصد
مبتلايان مردان
و 8/43 درصد زنان بوده
اند . 6/24 درصد مبتلايان
ساكن مناطق شهري
و 4/75 درصد ساكن مناطق
روستايي شهرستان
بوده اند كه در
بين مناطق روستايي
مراكز بهداشتي
درماني صالح آباد
و جنت آباد با 6/72 درصد
بالاترين آمار
را به خود اختصاص
دادند.
از نظر نوع
آلودگي پلاسموديوم
ويواكس با 3/94 درصد
بيشترين و پلاسموديوم
فالسيپاروم با
97/0 درصد كمترين فراواني
را داراست . منبع
آلودگي در 4/38 درصد
موارد انتقال محلي
، 37 درصد وارده و
8/22 درصد عود بوده
است .
موارد مثبت
مالاريا از 240 مورد
در سال 1371 به 10 مورد
در سال 1380 كاهش يافته
است . در اين مدت
شاخص ABER (ميزان
تهيه لام) از 54/1 به
76/1 رسيده است . شاخص
API (موارد مثبت
مالاريا) از 1/1 به
1/0 كاهش و شاخص SPR (درصد لامهاي
مثبت به لامهاي
تهيه شده ) از 1/7 به
66/0 كاهش يافته است
.
نتيجه گيري
: روند بروز
بيماري مالاريا
در شهرستان تربت
جام رو به كاهش
بوده است و در سال
1380 به كمترين ميزان
خود در 10 سال اخير
رسيده است . كاهش
كلي شاخص هاي API (موارد مثبت
مالاريا) و SPR (موارد مثبت
در لامهاي تهيه
شده ) نشان مي دهد
كه لام گيري از
جمعيت تحت پوشش
شهرستان بصورت
هدف دار بوده است
و اكثر تمركز روي
گروههاي درمعرض
خطر بوده است .
بررسي
روند بيماري مالاريا
در طول 20 سال ( 1376-1356) در
استان خراسان
ناصر
باقري ( كارشناس
ارشد انگل شناسي
)
دانشگاه
علوم پزشکی مشهد
، مرکز بهداشت
استان
مقدمه:
بيماري
مالاريا از قديم
الايام يكي از
مشكلات بهداشتي
جامعه بشري محسوب
مي شده است و منابع
انساني ، مالي
و تجهيزاتي وسيعي
را جهت پيشگيري
و كنترل به خود
اختصاص داده است
. استان خراسان
با جمعيتي حدود
6 ميليون نفر بزرگترين
استان كشور بوده
و با كشورهاي افغانستان
و تركمنستان مجاور
است . 6% مخازن انگلي
مبتلايان به مالاريا
را در خراسان افغاني
ها تشكيل ميدهند
. از طرف جنوب با
استان آلوده سيستان
و بلوچستان همسايه
بوده و حركتهاي
جمعيتي بين دو
استان حائز اهميت
است .
مشهد دومين
كلان شهر مذهبي
جهان بوده و همه
ساله از ميليونها
نفر زائر پذيرايي
ميكند كه بي توجهي
به مشكلات مالاريا
در اين استان به
گسترش مالاريا
در سراسر كشور
كمك خواهد كرد
. مطالعه حاضر با
توجه به دلايل
فوق و براي مشخص
شدن روند بيماري
مالاريا به صورت
مطالعه توصيفي
، تحليلي از سال
1356 تا 1376 انجام شد.
اهداف
:
1-تعيين نوع آلودگي2-تعيين
شيوع نوع پلاسموديوم
در استان 3-تعيين
تابعيت بيماران
مالاريايي 4-تعيين
فراواني سني و
جنسي بيماري مالاريا 5-تعيين فصل
و مبدا آلودگي
6-تعيين موارد مقاوم
به درمان 7-تعيين
موارد مرگ و مير
از مالاريا در
طول 20 سال گذشته 8-تعيين موارد
مالارياي بستري
شده در بيمارستان
روش تحقيق
:
با استفاده
از دفاتر و پرونده
هاي معاونت بهداشتي
دانشگاه و سوابق
بيماران مالارياي
بستري در بخش عفوني
بيمارستان امام
رضا (ع) مجموعاً
12000 پرونده مورد مثبت
مالاريا مورد مطالعه
قرا رگرفت و اطلاعات
مورد استفاده كه
هماهنگ با معيارهاي
سازمان بهداشت
جهاني تنظيم شده
ست در ايـن مطالعه
گذشته نگر (RETROSPECTIVE ) مورد بررسي
قرار گرفت و به
كمك نرم افزارهاي
Epi info
و Spss آناليز شد
.
نتايج:3/93% موارد
پلاسموديوم ويواكس
، 4/4% پلاسموديوم
فالسيپاروم و
1/2 % از نوع ميكس و
1/0 % از نوع پلاسموديوم
مالاريه بوده است
. 6/60% موارد مهاجرين
افغاني و 1% را مهاجرين
پاكستاني و ساير
كشورها تشكيل ميدهند
. 5/74% موارد را مردان
و 5/25% را زنان شامل
ميشوند . 8/56% موارد
مثبت گروه سني
49-15 ساله 4/27% را گروه
سني كمتر از 15 سال
تشكيل مي دهند
. موارد وارد A 47% ، وارده
B 8/18% ، عود
5/9% ، انتقال محلي
7/4% ، وارده C 8/0% و انتقال
از وارده 7% بوده
است .
7/4% از بيماران
بستري شده مقاوم
به درمان بوده
اند كه تمام اين
موارد مقاوم به
درمان مبتلا به
انگل فالسيپاروم
بوده اند . كل بيماران
بستري شده در بخش
عفوني بيمارستان
امام رضا (ع) 194 مورد
در طول 20 سال بوده
است .
نتيجه
گيري :انگل مالارياي
غالب در استان
خراسان پلاسموديوم
ويواكس است (3/93%) كه
اين امر با مشخصات
اپيدميولوژيكي
مالارياي ناپايدار
مطابقت دارد . از
نظر مبدا آلودگي
60% موارد مثبت با
مبدا افغانستان
ميباشد ، احتمالاً
از دلايل عمده
افزايش موارد آلودگي
با مبدا افغاني
، ميتوان به جنگ
افغانستان و درگيريهاي
داخلي آن كشور
اشاره نمود كه
باعث سرازير شدن
پناهندگان افغاني
به استان و ترددهاي
غير قانوني افراد
از مرزها دانست
. پيك موارد مالاريا
در گروه سني 24-20 ساله
مشاهده ميشود
(1/20%) و دلايل احتمالي
اين افزايش را
ميتوان به فعاليت
كاري و شغلي آنها
نسبت داد . شيوع
مالاريا در جنس
مردان تقريباً
3 برابر زنان است
كه احتمالاً پوشش
بيشتر زنان نسبت
به مردان و شغل
مردان ( كار در مزارع
و بيرون از خانه
، چراي دامها ،
سربازي و … ) باعث اين اختلاف
ابتلا شده است.از
لحاظ طبقه بندي
اپيدميولوژيك
موارد مثبت ، بين
وارده A و ساير موارد
(وارد B,C و
عود و..) اختلاف واقعي
و معني دار ( significant ) وجود دارد
(93/7423=Chisquare ) ,
((P-value =< 0.001… .
بررسي فراواني
آلودگي با شپش
سر و عوامل مؤثر
بر آن در دانش آموزان
قوميتهاي مختلف
در مناطق روستايي
استان گلستان سال
تحصيلي 81-1380
دكتر افسانه
برقعي
متخصص پزشكي
اجتماعي ، عضو
هيئت علمي دانشگاه
علوم پزشكي گلستان
مقدمه
و اهداف مطالعه : آلودگي
به شپش سر يكي از
شايعترين عفونتهاي
پوستي بوده كه
مي تواند همراه
با عوارض خطيري
در افراد آلوده
خصوصاً درسنين
رشد باشد . اين افراد
همه ساله بخش اعظمي
از مراجعه كنندگان
به مراكز بهداشتي
درماني را تشكيل
داده و هزينه هاي
هنگفتي صرف درمان
آنان مي شود ، حال
آنكه پيشگيري از
اين بيماري بارعايت
اصول اوليه بهداشت
فردي و بهداشت
محيط امكان پذير
مي باشد .استان
گلستان با توجه
به سكونت قوميتهاي
مختلف در آن ، به
لحاظ بهداشتي و
شيوع بيماريها
وضعيت قابل تأمل
و مطالعه اي دارد.
براين اساس مطالعة
حاضر با هدف تعيين
فراواني اين آلودگي
و عوامل موثر برآن
در بين دانش آموزان
مناطق روستايي
استان با قوميت
هاي فارس بومي
، تركمن و سيستاني
انجام شد.
روش
مطالعه : اين مطالعه
به روش توصيفي
تحليلي در پائيز
و زمستان سال 1380 انجام
گرفت . 1200 دانش آموز
مقطع ابتدايي در
سه گروه 400 نفري در
سه منطقه روستايي
با قوميتهاي فارس
بومي ، تركمن و
سيستاني به صورت
اتفاقي انتخاب
شدند . اطلاعات
از معاينه سر و
موهاي هر دانش
آموز و پرونده
هاي بهداشتي خانوار
بدست آمده و در
پرسشنامه اي ثبت
گرديد . سپس با نرم
افزار EPI INFO مورد
تجزيه و تحليل
قرار گرفت .
نتايج : از 1200 دانش
آموز مورد مطالعه
8 / 10 % به شپش سر آلودگي
داشتند . بيشترين
ميزان آلودگي درقوميت
تركمن ( 18 %) بعد سيستاني
( 13 % ) وكمنرين فراواني
دردانش آموزان
فارس بومي ( 1 % )ديده
شد .آلودگي در دختران
( 20 % ) و در پسران ( 3 / 1 % )
بوده ( 001 /
20 P )
بيشترين
ميزان آلودگي در
گروه سني 10 ساله
كمترين تعداد در
12 ساله ها ديده شد
وجود آلودگي با
خانوار ارتباط
مستقيم و معني
داري داشت به نحوي
كه در خانوارهاي
بالاي 10 نفر بيشترين
ميزان آلودگي ديده
شد ( 001 / 20 P ) .
بين
سطح سواد مادر
و پدر و همچنين
شغل پدر و مادر
با آلودگي فرزندان
ارتباط معني داري
ديده شد به اين
ترتيب كه هر چه
سطح سواد مادر
و پدر كمتر بود
ميزان آلودگي بيشتر
ديده شد و همچنين
بيشترين فراواني
آلودگي در دانش
آموزاني كه پدر
و مادر كارگر داشتند
وجود داشت .
نتيجه
گيري : با توجه به نتايج
بدست آمده عواملي
مانند سواد پدر
و مادر ، بعد خانوار
و داشتن حمام در
منزل ميتواند روي
ميزان آلودگي تأثير
بگذارد . بنابر
اين ارگانهاي جامعه
كه به نحوي با هريك
از اين متغيرها
در ارتباطند بايستي
توجه خود را به
بهبود وضعيت دراين
زمينه ها معطوف
سازند .
*حمزه علي
پور-كارشناس ارشد
حشره شناسي پزشكي
مركز بهداشت دشتستان
دكتر حسين
الياسي فرد-پزشك
مركز بهداشت شهرستان
دشتستان
حسين دارابي
كارشناس ارشد حشره شناسي
پزشكي معاونت بهداشتي
دانشگاه علوم پزشكي
بوشهر
چكيده:
بيماري
ليشمانيوز بدليل
شيوع فراوان و
انتشار پراكندگي
در نقاط مختلف
كشور(نوع جلدي)و
به علت وجود مرگ
و مير بالا در صورت
عدم درمان بموقع(نوع
احشايي) داراي
اهميت فراوان مي
باشد.سالانه در
دنيا دوازده ميليون
نفر به بيماري
مبتلا مي شوند
و 350 ميليون نفر در
مناطقي زندگي مي
كنندكه احتمال
ابتلاء به بيماري
وجود دارد.نظر
به اينكه ليشمانيوز
پوستي و احشايي
يك بيماري بومي(Endemic) در استان بوشهر
مي باشد و با توجه
به شرايط آب و هوايي
مناسب استان براي
افزايش بيماري
بر آن شديم تا در
طي يك مطالعه مقطعي
وضعيت اين بيماري
را در جامعه دويست
هزار نفري دشتستان
تعيين كنيم. در
سال 1380 جمعا 58 مورد
مبتلا به ليشمانيوز
يافت گرديده. نسبت
ابتلا به ليشمانيوز
در مردان به زنان
07/1 بود.بيشترين نقاط
ابتلاي بدن در
ليشمانيوز پوستي
صورت(26 مورد)بود.تعداد
6 نفر به ليشمانيوز
احشايي(Visceral leishmaniasis)و 52 نفر به ليشمانيوز
پوستي (Cutaneous leishmaniasis)مبتلا
بودند.در ليشمانيوز
نوع احشاي 100% موارد
در كودكان زير
10 سال بود كه 83% موارد
از آنها دختران
بودند. بيشترين
موارد آلودگي ليشمانيوز
ها در مناطق روستايي(76
درصد)بود. ميزان
شيوع بيماري ليشمانيوز
در شهرستان دشتستان
3/ در هزار مي باشد.
بررسي
ميزان شيوع آلودگي
به شپش سر وعوامل
همه گيري شناختي
آن در دانش آموزان
دختر و پسر مدارس ابتدائي
شهرستان ورامين
ومقايسه اثر درماني
شپش كشهاي اكتوپاروپرمترين
سال80-1379.
دكتر بشيري
بد ، نورينا رهبريان*
دانشگاه
علوم پزشكي شهيد
بهشتي ، دانشكده
پزشكي ، گروه انگل
شناسي و قارچ شناسي
مقدمه : شپش سر
حشره برون انگل
خونخوار ، دائمي
و اختصاصي انسان
است وآلـودگي به
آن يـكي از مشكلات
بهداشــتي جوامع
شـهري وروسـتائي
دركشورهاي مختلف
به شمار مي آيد.كـودكان
دبستاني آسيب پذيرترين
گــروه سني هستند
كــه از شـدت آلـودگي
به شپش سـر برخوردارند
و تماس سر با سر
شايعترين واصلي
ترين راه انتقال
است . با مطرح
شدن آلـودگي به
شپش سر در سالهاي
اخير كه بعنوان
يك معضل بهداشتي
در سطح برخي از
مـدارس دختـرانه
و پسـرانه شهرستان
وراميــن از سوي
مسئولين بهداشت
به عنوان اولويت
هاي بهداشتي عنوان
گرديد.ضرورت ايجاب
ميكرد تاجهت بـررسـي
صـحت و سقــم موضوع
اين تحقيق اجراء
شود.
اهداف مطالعه:1- تعيين
مـيران شيوع آلـودگي
به شپش سروعوامل همه گـيري شناختـي آن دردانـش
آمـوزان دختـرو پسر مـدارس
ابتـدائي شهرستان
ورامين در سال
80-1379 2-مقايسه اثر
درماني شپش كشهاي
اكتوپاروپرمترين
روش مطالعه: بصورت توصيفي
وتجربي انجام گرديد.
تعداد 27 دبستان
با عنايت به پراكندگي
جمعيت مناطق شهـري
و روستائي ورامين
به كمـك جداول
اعدادتصادفي انتخاب
گرديدند. تعداد
3257 نفر دانش آموزاز
بين مدارس انتخـاب
شـــده از
طريق جدول اعداد
تصادفي بعنوان
نمونه انتخاب شدند.
بمـدت پنج دقيقه
نسبت به معايـنه
و جستجوي شپش سـر
و يـارشك آن در
لابلاي موهاي سر
و اطراف گوشها
و پشت گردن مبادرت
شد..با توجـه به
محدوديت تهيه شپش
كشهااز بيـن دانش
آموزان آلوده پنجاه
نفر به صورت تصادفي
انتخاب و به دو
گروه درماني تقسيم
شدند.شپش كشـها
به هـر گروه تحـت درمان با رعايت
دستورالعمل مصرف
تجويز شدند. وپس
از هفت روز معاينه
باليني
،نتايج در جداول
ثبت گرديد.
نتايج: از دانش
آموزان مورد بررسي
167 نفر (2/5%)دچارآلودگي
به شپش سر بودند.
شيوع آلودگي در
دختران (4/96%)و در پسران
دانش آموز(6/3%) بود.
آلودگي در دانش
آموزان ايراني
(9/4%) و در دانش آموزان
افغاني (7/6%) مشـاهده
شـد.شيـوع آلودگي
به شپش سرنزد دانش
آموزان ابتدائي
در مناطق شهري
8/4 درصدودرروستاها
6 درصد بود.از 167نفـر
دانش آموزان تحت
بررسي ، 134 نفر (2/80%) آلودگي
صرف به رشك و 33 نفر
(8/19%) آلودگي تواما”
به رشك و شپش زنده
داشتنـد. در زمينه ارزيابي
تاثير شپش كشها
ي مختلف روي شپش
سر دانش آموزان
دختر و پسر آلوده
، تحقيق نشان داد
كه شامپو پرمترين
(84%) و بيشتر از شامپو
اكتوپار روي شپش سر تاثير
كشنده دارد. (0001/0 ›P ).
نتيجه گيری:
شپش
سر حشره برون انگل
خونخوار از نظر
بهداشتي حائز اهميت
ميباشد . شيوع آن
در فصل پائيز وزمستان
افزايش مي يابد.
در اين زمان بعلت
سرماي هوا پوشش
افراد بيشتر شده
و معمولا” از تعداد
دفعات استحمام
كاسته ميشود. اين
عـامل باعث ايجـاد
يـك موقعيت مناسب
براي رشد ونمو
وزاد و ولد شپش
ميگردد. ايام سال
تحصيلي مدارس ميتواند
زنگ خطري براي
دانش آموزان به
حساب آيد ، زيرا
زمان فعاليت شپش
سر ميباشد. كه خود
مسئله اي در خور
تعمق است با توجه
به تحقيق انجام
گرفته آلودگي شپش
سر در كودكان به
عواملي مانند ناهمگن
بودن جمعيت شهرستان
ورامين كه متشكل
از افراد مناطق
غرب كشور به خصوص
استان اردبيل وگلستان
وخراسان و مهاجرين افغاني
ميباشند، وضعيت
اقتصادي اجتماعي
منطقه مورد بررسي
و رعـايت نظافت
و بهـداشت قـابل
قـبول مربوط ميباشد.
بطوركلي يكي از
عوامل بسيار مهم
در پيشگيري ، كنترل
وكاهش انواع آلودگيهاو
رعايت بهداشت فردي
ميباشد.
مطالعه
وضعيت اپيدميولوژيكي
اكينوكوكوزيس
ـ هيداتيدوزيس در استان
آذربايجان غربي
دكتر عبدالحسين
دليمي اصل* , دكتر زين العابدين
قمري و دكتر فرزاد
قبله
گروه انگل
شناسي دانشكده
علوم پزشكي دانشگاه
تربيت مدرس
مقدمه و
اهداف مطالعه: هدف از
اين مطالعه تعيين
وضعيت اپيدميولوژيكي
اكينوكوكوزيس
ـ هيداتيدوزيس در استان
آذربايجان غربي
از طريق تعيين
وضعيت آلودگي
سگ سانان به فرم
بالغ اكينوكوكوس
گرانولوزوس و دامهاي
ذبح شده در كشتارگاههاي
استان به
كيست هيداتيك بوده
است . علاوه براين,
فاكتور هاي مهمي
از قبيل ميزان
باروري كيستهاي
جدا شده ازدامها
و اندامهاي مختلف
آنها و همچنين
ميزان زنده بودن
پروتواسكولكس
كيست دامها و اندامهاي
مختلف مورد ارز
يابي قرار گرفت.
روش مطالعه: اين مطالعه از
نوع مشاهده اي
_ توصيفي و داراي
سه مرحله اجرائي
جمع آوري سگ سانان
و تعيين آلودگي آنها از طريق
كالبدگشايي . مراجعه
به كشتارگاه و
تعيين ميزان آلودگي
دامها واندام هاي
مختلف آنها و مطالعه
برروي كيست هاي
هيداتيك بر حسب
اندازه . نوع اندام
آلوده و ميزان
زنده بودن پروتواسكولكس
هاي آنها است .
نتايج: بطور كلي از
مجموع 32 قلاده سگ
, 4 قلاده (50/12% ) به اكينوكوكوس
گرانولوزوس آلوده
بوده اند .در پنج قلاده روباه
قرمز و چهار قلاده
شغال زرد انگل اكينوكوكوس
مشاهده نشد . در
كشتارگاه اروميه
استان آذربايجان
غربي , از مجموع
4483 راس گوسفند تحت
مطالعه, 49/8% , از مجموع 1407 رأس گاو
, 65/12% و از مجموع
659 رأس گاوميش
44/12% به كيست
هيداتيك آلوده
بوده اند 60/37% كيستهاي
گوسفندي , 04/22% كيستهاي
گاوي و 52/2% كيستهاي
گاوميشي داراي
كيستهاي بارور
بوده و ميانگين
درصد زنده بودن
پروتواسكولكس
ها در كيستهاي
بارور ريه گوسفندان
94/63% , كبد گوسفندان 25/81% ,
ريه گاوها 03/64% , كبد
گاوها 70% ,
ريه گاوميش ها
67/56% و كبد گاو ميش
ها 50% بوده است
نتيجه گيری: در مقايسه
با ساير نقاط كشور
آلودگي دامها در
اين استان متوسط
بوده است. بالا
بودن ميزان زنده
بودن پروتواسكولكسها
در كيستهاي بارور
نشان دهنده خطر
بالقوه كيست درانتشارآلودگي
است . ميزان زنده
بودن پروتواسكولكسها
دركيستهاي بارور
جدا شده از گوسفند
بيش ازگاوواين
دو بيش از گاوميش
بوده است لذا در
اين استان گوسفند
نقش بيشتري درانتشار
آلودگي اكينوكوكوس
دارد به همين جهت
درحذف و مصدوم
سازي بهداشتي كيستهاي
گوسفندي بايد دقت
بيشتري نمود
غربالگري
بيماري ديابت در
نظام شبكه ارائه
خدمات بهداشتي
درماني در مناطق
روستايي اروميه
در سال 1377
رحيم بقايي (كارشناس
ارشد آموزش پرستاري)
- دكتر رامين حشمت*(دستيار
اپيدميولوژي)
دكترشاكر
سالاري لك (اپيدميولوژيست)
– دكترناصر
اقدمي (پزشك عمومي)
– دكترپيام
فرهادنيا (پزشك
عمومي)
دانشکده بهداشت
دانشگاه علوم پزشکی
تهران
مقدمه و
اهداف مطالعه: ديابت
از شايع ترين بيماريهاي
بشري و يكي از مشكلات
مهم سلامت جامعه
محسوب مي شود. اين
سندروم شامل بيماريهاي
متابوليك، عروقي
و نوروپاتيك مي
باشد كه از علل
مهم نارسائي ارگانهاي
مختلف به شمار
مي روند. به نظر
مي رسد كه ميزان
شيوع بيماري ديابت
در جهان رقمي حدود
2-1% باشد در حالي كه
برخي مطالعات شيوع
آن را در پاره اي
از نقاط ايران
تا بيش از 7% گزارش
نموده اند. شناخت
به موقع بيماري
و كنترل آن نقش
به سزائي در كاهش
عوارض زودرس و
ديررس ديابت دارد
كه اين امر لزوم
برنامه ريزي، اجرا
و ارزشيابي برنامه
هاي مراقبتي را
به دنبال دارد.
استفاده از توان
بالقوه شبكه بهداشتي
كشور و انطباق
برنامه هاي غربالگري
با امكانات موجود
مي تواند ما را
در پيشبرد اين
هدف ياري دهد.
روش مطالعه: در طي
اين مطالعه غربالگري،
كليه افراد بالاي
20 سال ساكن در 17 روستا
از بخش نازلوچاي
اروميه كه در منطقه
تحت پوشش برنامه
چتر مراقبتهاي
بهداشتي قرار داشتند
به شكل سرشماري
وارد مطالعه شدند.
براساس اطلاعات
ابتداي سال اين
جمعيت تعداد 6905 نفر
بودند كه از اين
تعداد 6567 نفر وارد
مطالعه شدند. مابقي
(9/4%) عمدتاً به علل
مهاجرت دهي و مسافرت
و اشتغال به رانندگي
وارد نمونه مذكور
نشدند. تست غربالگري
شامل پرسشنامه
بيماريابي مشتمل
بر سوالاتي از
علائم و عوارض
9 گانه ديابت بود
كه بصورت اكتيو
توسط بهورزان تكميل
گرديد. افرادي
كه حداقل يكي از
علائم مزبور را
داشتند تحت آزمايش
قند خون ناشتا
و يا تست تحمل گلوكز
خوراكي براساس
معيارهاي سازمان
جهاني بهداشت قرار
مي گرفتند و بيماران
شناسايي شده به
مركز بهداشتي درماني
مربوطه معرفي و
مورد پيگيري و درمان واقع
مي شدند.
نتايج: از كل
6567 نفر جمعيت بالاي
20 سال تعداد 977 نفر
(9/14%) حداقل يكي از
علائم نه گانه
را داشتند. از بين
977 نفر با علائم مثبت
كه تحت آزمايش
قند خون ناشتا
قرار گرفتند 127 نفر
داراي قند خون
ناشتاي بالاي
140 ميلي گرم در دسي
ليتر و 42 نفر داراي
قند خون ناشتاي
بين 110 تا 140 بودند
كه نهايتاً 96 بيمار
ديابتي قطعي (46/1% كل
جمعيت) و 33 نفر داراي
تست تحمل گلوكز
مختل (5/0% كل جمعيت)
شناسايي شدند.
تنها 27 مورد يعني
1/28% بيماران قبلا
شناسايي شده و
9/71% از آنان ناشناخته
بودند.
نتيجه گيری
: با
توجه به نتايج
به دست آمده به
نظر مي رسد كه استفاده
از توان بالقوه
شبكه ارائه خدمات
بهداشتي كشور با
بكارگيري تست غربالگري
بسيار ارزان و
آسان يعني شناسايي
علائم و عوارض
نه گانه ديابت
مي تواند در شناسايي
بخش عمده اي از
بيماران ديابتي
ناشناخته خصوصاً
در مناطق محروم
و دور افتاده روستايي
مفيد واقع گردد.
شيوع
كمبود روي و مس
سرم در سالمندان
شهري و روستايي
شهرستانتهران
ليدا نوايي،
محمدعلي عنبري،
دكتر مسعود كيمياگر
انستيتو تحقيقات
تغذيهاي و صنايع
غذايي كشور، دانشگاه
علوم پزشكي شهيد
بهشتي
مقدمه
روي و
مس به عنوان
ريز مغذيهاي
اساسي در بدن
پستانداران و
در ساختمان بسياري
ازآنزيمهاي
مؤثر در متابوليسم
وجود داشته و
براي رشد، تكامل،
توليدمثل و اعمال
سيستم اعصابمركزي
و سيستم ايمني
لازم ميباشد.
نظر به اهميت
عناصر روي و مس
در تغذيه انسان
و با توجه بهكمبود
اطلاعات در اين
زمينه اين تحقيق
به منظور تعيين
اپيدميولوژي
كمبود روي و مس
سرم درسالمندان
ساكن در شهرستان
تهران انجام
گرفت.
روش
بررسي
121 فرد 50 سال
به بالا در شهرستان
تهران (54 فرد شهري
و 67 روستايي) 55 مرد
(45 درصد)و 66 زن (55 درصد)
با محدوده سني
51 تا 83 سال به روش
نمونهگيري تصادفي
خوشهاي انتخابشدند.
ابتدا پرسشنامه
انفرادي حاوي
اطلاعات دموگرافيك
تكميل شد. سپس
10 ميليليتر خون
جهتاندازهگيري
ميزان روي و
مس به روش اسپكتروفتومتري
جذب اتمي از
هر يك از نمونهها
اخذ گرديد.
نتايج
ميانگين
روي سرم در روستا
9/26 143 بطور معنيداري
بيشتر از مناطق
شهري 29 7/89ميكروگرم
در ليتر (001/0 P<) بود. شيوع
كمبود روي بر
اساس روي سرم
در نمونههاي
مورد بررسي4/12 درصد
بود. هيچكدام
از افراد مورد
بررسي در مناطق
روستايي كمبود
روي نداشتند.
در حالي كه28 درصد،
ساكنين مناطق
شهري كمبود روي
داشتند. كمبود
روي در زنان
شهري 33 درصد بود
كه درمقايسه
با مردان شهري
(21 درصد) بيشتر بود.
ميانگين مس سرم
در شهر در مقايسه
با روستا افزايشنشان
داد (9/34 85 در مقابل
2/23 70 ميكروگرم
در دسيليتر). افراد
ساكن روستاها
درصدكمبود مس
بيشتري (58 درصد)
در مقايسه با
ساكنين شهري
داشتند (44درصد). اختلافي
در شيوعكمبود
مس در مناطق
روستايي بين
دو جنس مشاهده
نشد ولي در مناطق
شهري ميزان كمبود
در مردانبيشتر
از زنان بود (50 درصد
در مقابل 40 درصد).
نتيجهگيري
نتايج مطالعه
نشان داد كه
كمبود روي و مس
در افراد مسن
شهر تهران شيوع
بالايي دارد.
مطالعاتگستردهتر
در ساير شهرستانهاي
ايران و نيز پژوهشهايي
در رابطه با اتيولوژي
و روشهاي درمانيكاهشدهنده
كمبود عناصر پيشنهاد
ميشود.
بررسي عوامل
مؤثر سوءتغذيه
كودكان شيرخوار
فائزه
جهان پور ، پرويز
عضدي
دانشگاه علوم
پزشکی بوشهر
مقدمه :يكي ازمهمترين
بيماريهاي كودكان
زير 5 سال در كشورهاي
در حال توسعه سوءتغذيه
پروتئين – انرژي
( PEM ) مي باشد. سوءتغذيه
مي تواند باعث
تأخير در رشد جسمي
رواني گردد ، بيماريهاي
ساده كودكي را
مشكل و كودكان
باهوش و مفيد را
به افرادي بيمار
تبديل نموده و
نهايتا" باعث افزايش
ميزان مرگ و مير
بخصوص در كودكان
زير 5 سال مي باشد.
با توجه به اينكه
سوءتغذيه باعث
كندي رشد مي گردد
بنابراين با پايش
رشد مي توان بروز
سوءتغذيه را پيشگوئي
و از آن پيشگيري
نمود.
اهداف :
در ايـــن طرح
تعيين ميانگين
وزن و قد كودكان
بوشهري در سن 6 و
12 ماهگي و تعيين
ميزان بروز سوءتغذيه
هدف كلي ميباشد
و اهداف جزئي بررسي
تأثير متغيرهاي
سن، جنس، رتبه
تولد ، شغل و تحصيلات
پدر و مادر ، رفتن
به مهد كودك ، طول
مدت شيرخواري،
سن شروع تغذيه
تكميلي، استفاده
از شيشه وسرشيشه
وبيماري اخيركودك
برروي وزن وقد
كودك ميباشد .
روش انجام
پژوهش :
در اين مطالعه
توصيفي – تحليلي
تعداد 203 كودك 6 ماهه
بطور تصادفي از
ميان كليه كودكان
6 ماهه مراجعه كننده
به 12 مركز بهداشتي
بوشهر انتخاب گرديدند.
پس از تكميل پرسشنامه
توسط پژوهشگر و
اندازه گيري وزن
و قد كودك يكبار
ديگر در سن 12 ماهگي
همين كودك مورد
بررسي مجدد قرار
گرفت قد و وزنهاي
گرفته شده براساس
فرمول مك – لارنس
با وزن و قدهاي
استاندارد NCHS
مقايسه گرديد.
براي محاسبات آماري
از نرم افزار SPSS
و آزمونهاي Chi
– Square . t-test استفاده
گرديد.
نتايج :
نتايج اين پژوهش
نشان داد كه ميانگين
وزن و قد پسران
بيش از دختران
است و ميزان بروز
سوءتغذيه در دختران
بيش از پسران است.
بين وزن و قد كودك
و جنسيت او رابطه
معني دار آماري
وجود دارد ( 05/0P< ) سوءتغذيه شديد
در دختران 6 ماهه
ديده نشد و نوع
متوسط و خفيف به
ترتيب 1% و 1/3% بود و
اين اطلاعات براي
سن 12 ماهگي به ترتيب
1% و 4/14% بود در پسران
6 ماهه سوءتغذيه
شديد و متوسط موجود
نبود و 5/7% نوع خفيف
ديده شد و در سن
12 ماهگي به ترتيب
0% ، 8/3% و 5/8% بود. همچنين
رابطه آماري معني
داري بين رشد كودك
و عواملي مثل استفاده
كودك از شيشه و
سرشيشه ، شغل مادر
، رفتن به مهد كودك
و بيماري اخير
كودك ديده نشد.
در صورتيكه عواملي
مثل جنس كودك ،
تحصيلات مادر ،
درآمد خانوار ،
طول مدت شير مادرخواري
و سن شروع تغذيه
تكميلي بر روي
رشد كودك مؤثر
بوده و فرمول آماري
رابطه معني داري
را تائيد نموده
است.
نتيجه گيری
:
ميزان بروز سوءتغذيه
در 12 ماهگي بيش از
6 ماهگي بوده است.
اين مسئله مي تواند
نقش تغذيه با شيرمادر
و شروع به موقع
و مناسب تغذيه
تكميلي را نشان
دهد. ميانگين قد
و وزن در كودكان
مادراني با تحصيلات
بالا مشخصا" بهتر
بوده است.
بررسي
آگاهي و نگرش معلمان
مدارس ابتدائي
در موردبهداشت
مدارس در شهر زاهدان
–1381
عبدالواحد
رزاقي
- زهرازابلي
زاده - بهمن
رشيدپور
دانشگاه
علوم پزشکی زاهدان
، دانشکده بهداشت
مقدمه واهداف :
مدرسه
بعداز خانواده
مهمترين نقش رادر
سلامت جسمي , رواني
و اجتماعي كودك
دارد وآگاهي ونگرش
مطلوب معلمان
در مورد بهداشت
مدارس زمينه سازارتقاي
آگاهي اجتماعي
, مشاركت دانش آموزان
واقشار مردم درتامين
سلامت است.
هدف
كلي اين تحقيق
دستيابي به ميزان
آگاهي ونگرش معلمان
ابتدائي درمورد
بهداشت مدارس بوده
ونيز ميزان آگاهي
ونگرش آنان
بر حسب سن , سابقه
خدمت , دخترانه
وپسرانه بودن مدرسه
و منابع كسب اطلاعات
بهداشتي مورد بررسي
قرار گرفته است.
روش
مطالعه:دراين مطالعه
توصيفي تعداد240
نفرازمعلمان زن
ومرد مدارس ابتدائي شهرستان
زاهدان بطور تصادفي
مورد بررسي قرار گرفته
و پرسشنامه اي
كه حاوي سوالاتي
درزمينه بهداشت
مدارس بود پس از
سنجش پايائي وروائي
توسط آنان تكميل و سپس
داده ها مورد آناليز
قرار گرفتند.
نتايج
:
نتايج نشان
ميدهد 5/25% معلمان
آگاهي ضعيف ،
8/65% متوسط
وتنها 8/8% آگاهي خوب ونيز9/57% آنها
نگرش مطلوب و 1/42درصد نگرش نا
مطلوب در موردبهداشت
مدارس دارند.
گروه
سني زير 30 سال داراي
اگاهي بهتر وگروه
سني 40-31 سال داراي
آگاهي ضعيف تر
اما نگرش مطلوب
تري نسبت به سايرگروهها
بودندو كساني كه
سنوات خدمتي 20-11 سال
داشتند داراي آگاهي ونگرش
بهتري هستند. معلمين
مدارس دخترانه
داراي آگاهي ونگرش
بهتري نسبت به
مدارس پسرانه بودند.
نتيجه
گيری:
نتايج اين مطالعه
لزوم توجه وبرنامه
ريزيهاي آموزشي
بيشترودقيقتري
را جهت افزايش
دانش و نگرش معلمان
رادرزمينه بهداشت
مدارس رامشخص ميكند.
بررسي
آگاهي ونگرش دانش آموزان
سال آخر دبيرستان
در مورد كنترل
جمعيت و تنظيم
خانواده شهرستان زاهدان
عبدالواحد
رزاقي - دكتر
فاطمه رخشاني-
زهرازابلي زاده
دانشگاه
علوم پزشکی زاهدان
، دانشکده بهداشت
مقدمه
واهداف :
اين
مطالعه با هدف
تعيين و مقايسه
ميزان آگاهي و
نگرش دانش آموزان
دختروپسر ونيز
بررسي ارتباط برخي
متغيرهاي دموگرافيك
مثل تحصيلات پدرومادرو
تعداد فرزندان
باآگاهي ونگرش
آنها دردبيرستانهاي
شهرستان زاهدان
انجام گرديده است.
روش
مطالعه :
دراين
مطالعه توصيفي
,تحليلي 281 نفر از
دانش آموزان دختروپسر
سال آخردبيرستانهاي
شهرستان زاهدان
بطور تصادفي انتخاب
شده وپرسشنامه
اي حاوي سوالات
اگاهي ونگرش پس
از سنجش روائي
و پايائي توسط
انان تكميل
گرديدو سپس داده
ها موردآناليز
قرار گرفتند.
نتايج
:
3/73%دانش آموزان از تاثير
فرزندآوري برسلامت
مادر وسن خطرناك
بارداري اطلاع
داشته كه آزمون
كاي اسكوئر نشان
داد آگاهي دختران
دراين زمينه بيشتراست
(p=0.011
.(64% آنها درمورد
نظراسلام در مورد
تنظيم خانواده
آگاهي صحيح داشتند.
آزمون t تمايل بيشتري
را درپسران نسبت
به داشتن فرزند
بيشترنشان داد(p<0.001
( . آزمون
كاي اسكوئر تفاوت
معني داري را در
ديدگاه پسران ودختران
در مورددلايل پيشگيري
از بارداري نشان
داد (p<0.001) بدين ترتيب
كه دختران منافع
اقتصادي خانواده
وپسران منافع جامعه
وخانواده وحفظ
سلامت مادروكودك
را ذكركردند. همچنين
دختران تمايل بيشتري
رابه فرزنددختر
وپسران به فرزندپسرنشان
دادند(p<0.001).
نتيجه
گيری:
نتايج
فوق نشان مي دهد
آگاهي ونگرش دانش
آموزان درموردجمعيت
وتنظيم خانواده
كافي ومطلوب نيست
و مي توان برنامه
ريزي آموزشي اصولي
را در جهت ارتقا
دانش و نگرش دانش
آموزان
طراحي واجرا كرد.
بررسي
روند رشد كودكان
0-6 ساله همدان
افسر
اميدي ،
دكتر حسين محجوب
، مسعود خداويسي
.
دانشگاه
علوم پزشکی همدان
مقدمه
و اهداف مطالعه : امروزه
در دنيا ميليونها
كودك از رشد مطلوبي
برخوردار نيستند
. بدين منظور پژوهشي
جهت تعيين روند
رشد كودكان زير
6 سال شهر همدان
انجام گرديد و
ضمن بررسي اين
روند به مقايسه
و سنجش تفاوت رشد
كودكان با منحني پرداخته
شد . NCHS استاندارد
روش
مطالعه
: اين پژوهش
يك مطالعه مقطعي
با فن همگروهي
تصنعي مي باشدكه
واحدهاي مورد پژوهش
شامل 1700 كودك در سنين
صفر ، 1 ، 3 ، 6 و 9 ماهه
، 5/1 ، 2 ، 5/2 ، 3 ، 5/3 ، 4 ، 5/4 ،
5 و 6 ساله
بوده است . معيار
انتخاب كودكان
سلامت كامل جسمي
و نداشتن عقب ماندگي
ذهني واضح و آشكار
مي باشد .
نتايج : نتايج
بدست آمده نشان
داد كه صدك پنجاهم
اندازه وزن در
دختران تا 6 ماهگي
و در پسران تا 4 ماهگي
نسبت به منحني
استاندارد افزايش
يافته و سپس بتدريج
با افزايش سن تا
6 سالگي كاهش وزن
نسبت به صدك پنجاهم
منحني استاندارد
مشاهده مي شود
. كه اين كاهش وزن
در سنين حدود 24 ماهگي
به پنجمين صدك
استاندارد نزديك
شده است . همچنين
صدك پنجاهم اندازه
قد كودكان از 9 ماهگي
تا 6 سالگي نسبت
به منحني استاندارد
كاهش يافته است
و صدك پنجاهم اندازه
دورسر كودكان از
18 ماهگي تا 6 سالگي
به بعد بطور يكنواخت
نسبت به منحني
استاندارد كاهش
جزئي نشان مي دهد
. نتيجه
گيری : نتايج
كلي بيانگر آن
است كه تا 6- 4 ماهگي
شير مادر به تنهائي
براي تغذيه كودكان
كافي است و تمام
نيازهاي تغذيه اي او
را برآورده مي
سازد ولي
عدم آگاهي مادران
در مورد تغذيه
كمكي و زمان شروع
آن و همچنين الگوي
نامناسب غذا در
زمان از شيرگيري
موجب كاهش رشد
كودكان شده است
.
Prevalence of iron deficiency in reproductive age in Bushehr Province
Jafari M, Nabipour I, Mahbobnja M, Shirkani A, Khalafpour A, Ghaecizadeh
M,
Liravi A, Nabavi A, Hajivandi
A
Medical Research Center,
Bushehr University of Medical Sciences, Bushehr, Iran
Abstract: To estimate prevalence rates of iron
deficiency and iron deficiency anemia
in Bushehr Province during
reproductive age, 1458 females between 15 to 45 years old were selected from
rural (41.9%) and urban (58.1%) areas by multi stage cluster sampling. Serum
ferritin was assessed by IRMA method and hematological parameters with coulter
counter. The prevalence rates of iron deficiency (ferritin < 10 microgr/L),
anemia (hemoglobin < 12 gr/dl) and iron deficiency anemia (ferritin <10
microgr/L) were 53.2%,
19.5% and 14.4%; respectively. Anemia was associated
with iron deficiency (odds ratio, 2.79 [95% CI, 2.08-3.75];
p<O.0001). In conclusion , prevalence of iron deficiency in Bushehr Province is in epidemic score.
Therefore women of Bushehr Province should be considered as a high risk group
of iron deficiency and iron supplementation periscribed for them.
Anthropometric evaluation of the nutritional status in 0-36 months old
children in rural areas of Bushehr Province
M. Minaei , MSc; A. Jazayeri , PhD; M. Amiri , MD;
G.H. Heidari , MD;A. Anareki , MD
Department of Nutrition, Bushehr University of
Medical Sciences
Abstract: A
nutritional survey was conducted
during winter of 1996 in Bushehr province rural areas that were covered by the
Health Networks. A total of 2068, 036 months old children was selected by
random sampling. Data were collected using questionnaires and face-to-face
interviews with the mothers, also weights(Wt) and hights (Ht) of the children were measured.
Based on the Z-Score and cut-off point (under-2SD from the median reference
population <NCHS>), 11.9%, 14.4% and 5.3% of the children were
underweight (Wt/Age), stunted (Ht/Age) and wasted (Wt/Ht), respectively.
Similarly, 40.8%, 31.4% and 20% of the children suffered from past-and-present,
past, and present malnutrition, their
Wt/Age, Ht/Age , Wt/Age and Wt/Ht
being less than 90%, 95% and 90% of the respective standards.
بررسي
پوشش واكسيناسيون
و عوامل مؤثر بر
آن در كودكان زير
دو سال تحت پوشش پايگاههاي
بهداشتي مشاركتي
مركز بهداشت كرج
دكتر فرشاد
پورملك ، دكتر
كورش هلاكويي نائيني ، دكترعباس
رحيمي
دانشکده
بهداشت دانشگاه
علوم پزشکی تهران
هدف :
تعيين موفقيت
پايگاههاي بهداشتي
مشاركتي مركز بهداشت
كرج در تأمين پوشش
واكسيناسيون كودكان
زير دو سال جمعيت
سرشماري شده خود
در فاصله سالهاي
80-1378. مقدمه : پايگاههاي
بهداشتي مشاركتي،
واحدهاي شهري ارائه
خدمات هستند كه
به منظور توسعه
خدمات بهداشت مادروكودك
ازطريق مشاركت
بخش خصوصي از سال
1378 توسط مركز
بهداشت كرج راه
اندازي شده اند.
ارزشيابي پوشش
واكسيناسيون از
نظر كامل بودن
و بموقع بودن،
ابزارضروري ارتقاء
پوشش ميباشد، كه
بعنوان قسمتي از
ارزشيابي عملكرد
پايگاههاي مشاركتي
در سال 1380انجام شد.
روش : مطالعه توصيفي-تحليلي
روي 1307كودك سرشماري
شده با نمونه گيري
تصادفي متناسب
به حجم 323. معنيداري
تفاوت پوششها ومعنيداري
رابطه مواجهه
(مكان تلقيح: مشاركتي
/ سايرمراكز) با
پيامد (زمان تلقيح
: بموقع / با تأخير)
با تست مجذوركاي
بررسي شده و متغيرهاي
مخدوش كننده با
روش منتل هنزل
تطبيق شدند. متغيرهاي
لايكرت رضايت والدين
مورد آناليز اعتمادسازگاري
دروني و آناليز
فاكتوري قرار گرفتند.
براي تعيين حد
آستانه جهت دو
قسمتي كردن متغير
مجموع لايكرت از
Coordinates
منحني ROCاستفاده
شد.
نتايج :
دركل 313كودك،
پوشش واكسن هاي
15 گانه (غير از سه
واكسن مربوط به
15 ماهگي)، بدون در
نظر گرفتن تأخير،
همگي صددرصد بود.
پوشش واكسنهاي
15 ماهگي بدون در
نظر گرفتن تأخير،
هر سه 44/95% بود. 41/55% كودكان
واكسنهاي خود را
درپايگاههاي مشاركتي
تلقيح كرده بودندكه
بطورميانگين،در
27/93%موارد بموقع تلقيح
شده بود. درمقايسه
پوششهاي بهنگام
توسط پايگاههاي
مشاركتي با ساير
مراكز، فقط كمتر
بودن پوشش واكسنهاي
ثلاث 2 و فلج2 ، و ثلاث
يادآور 1 و فلج يادآور
1 و سرخك 2 در مشاركتي
ها نسبت به ساير
مراكز معنيدار
بود (009/0 = p براي
دو تفاوت اول و
001/0 = p براي سه
تفاوت دوم ). ساير
عوامل خطر براي
تأخير تلقيح در
هر6موعد(سن) واكسيناسيون
عبارت بودند از
بعد خانوار (5 و بالاتر)
، رتبه تولد (2 و بالاتر)
و سواد مادر (زير
ديپلم). آلفاي كرونباخ
خام و استاندارد
شده 3 متغير لايكرت
باقيمانده در مدل
سازگاري دروني(رضايت
از دسترسي، كيفيت
و هزينه) بترتيب
6146/0 و 6359/0 بود. آناليز
فاكتوري اين 3 متغير
نشان داد كه يك
محوريا ساخت از
رضايت را ميسنجد
و راه حل نهايي
بدست آمده داراي
يك جزء با
’’مقدار ويژه‘‘بالاتر
از يك بود. طبق منحني
ROC، حد آستانه
5/12 با حداكثر حساسيت
و ويژگي همراه
بود.
نتيجهگيري :
پايگاههاي
بهداشتي مشاركتي
از نظر زمان تلقيح
واكسن و جلب رضايت
والدين ، همان
نقاط قوت و ضعف
مراكز وپايگاههاي
شهري معمولي را دارند،منجمله
ضعف در تلقيح بموقع
واكسنهاي 15 ماهگي.
تعداد 4سؤال لايكرت
براي منعكس كردن
كامل رضايت والدين
از واكسيناسيون
كافي نيست و در
بررسيهاي بعدي
بايد از سؤالات
بيشتري براي اين
مورد استفاده شود.
الگوي بهرمندي
ساكنين شهرك توحيد
بندرعباس از خدمات
بهداشتي
دكتر عليرضا
زرين آرا– دكتر
علي اردلان – دكتر
آيين محمدي- دكتر سيدرضا
مجدزاده - دكتر
كورش هلاكويي نائيني
معاونت
پژوهشی دانشگاه
علوم پزشکی تهران
چکيده:
شهرك توحيد
بندرعباس در سال
1379 توسط انستيتو
تحقيقات بهداشتي
دانشگاه علوم پزشكي
تهران و دانشگاه
علوم پزشكي هرمزگان
به عنوان آزمايشگاه
جمعيتي (Pop
lab) انتخاب شده
است. اين تحقيق
به منظور تأمين
اطلاعات پايه برنامه
ريزي به تعيين
الگويه بهره مندي
از خدمات بهداشتي
در جمعيت اين شهرك
مي پردازد.
اين
تحقيق به روش مقطعي
توصيفي بر روي
256 خانوار ساكن شهرك
توحيد بندرعباس
به روش نمونه گيري
خوشه اي انجام
شد. چارچوب نمونه
گيري ، پرونده
هاي خانوار مركز
بهداشتي درماني
شهرك ، تعداد خوشه
ها 33 ، حجم خوشه ها
و كسر نمونه گيري
18/0 بود. ابزار جمع
آوري داده ها پرسشنامه
اي بودكه با مصاحبه
رودرو تكميل مي
شد. تجزيه و تحليل
داده ها با استفاده
از مفاهيم آمار
توصيفي و محاسبه
حدود اطمينان
95 درصد توسط نرم
افزار STATA.6 انجام
گرفت.
بعد
خانوارهاي مورد
بررسي 3/2 ± 3/5 نفر بود. نيمي
از نمونه هاي پاسخگو
بي سواد و درآمد
66 درصد خانواده
ها كمتر از 55 هزارتومان
بود. حدود يك پنجم
سرپرستان خانوار
از هيچيك از خدمات
بهداشتي مركز بهاشتي
درماني شهرك اطلاعي
نداشتند. تنها
در 2/8 درصد خانوارها
حداقل يك نفر در
برنامه هاي آموزش
بهداشت شركت كرده
بودند. حدود نيمي
از زنان واجد شرايط
تنظيم خانواده
داراي پرونده نبودند.
محل دريافت خدمات
تنظيم خانواده
واجد شرايط در
54 درصد موارد مركز
بهداشتي درماني
شهرك بود. نيمي
از زنان بالاي
35 سال حداقل يكي
از معاينات دوره
اي را طي يكسال
قبل انجام داده
بودند و حدود يك
سوم از اين معاينه
ها در مركز بهداشتي
درماني شهرك انجام
شده بود. 92 درصد زنان
باردار مراقبت
هاي دوران بارداري
را انجام مي دادند
و 73 درصد اين مراقبت
ها در مركز بهداشتي
درماني شهرك انجام
مي شد. 58 درصد زناني
كه طي سال قبل از
مطالعه زايمان
كرده بودند مراقبت
هاي پس از زايمان
را دريافت مي كردند.
60 درصد مراقبت هاي
پس از زايمان در
مركز بهداشتي درماني
شهرك انجام مي
گرفت.
حدود
3/92 درصد كودكان زير
يك سال و 9/98 درصد كودكان
1 تا 5 سال داراي پرونده
مراقبت هاي بهداشتي
بودند. حدود 80 درصد
اين مراقبت ها
در مركز بهداشتي
درماني شهرك انجام
مي گرفت. ميزان
رضايت گيرندگان
خدمات بهداشتي
از مركز بهداشتي
درماني شهرك در
مجموع متوسط بود.
مهم ترين عوامل
مؤثر بر عدم استفاده
مردم از خدمات
بهداشتي اعتقاد
نداشتن بها ين
خدمات بود.
در
مجموع به نظر مي
رسد مركز بهداشتي
درماني شهرك توحيد
نيازمند ارتقاء كيفيت
خدمات ، تاكيد
بر آموزش بهداشت
و استفاده از رابطين
بهداشت و همچنين
انجام بررسي هاي
ساليانه مبتني
بر جمعيت درباره
الگوي بهره مندي
از خدمات بهداشتي
مي باشد.
بررسي پوشش واكسيناسيون
وعلل شكست آن در
كودكان زير يكسال
شهر زاهدان, سال1380
مهدي محمدي , عليرضا
انصاري مقدم , مختار
رمضانپور , حسين
گرمئي , نور گلدي
قلي زاده
دانشکده
بهداشت دانشگاه
علوم پزشکی زاهدان
مقدمه
و هدف : ايمن سازي يا
واكسيناسيون ,
سنگ اول بناي بهداشت
عمومي بوده و نقش
آن در پيشگيري
از بيماريهاي واگير اولين
بار در ريشه كني
جهاني آبله در
سال 1979 ميلادي مشخص
شد كه به حق آن را
مي توان موفقيت قرن ناميد
و برگ زريني را در تاريخ پزشكي و مايه كوبي
بر جاي نهاد
. با توجه به اهميت
واكسيناسيون در
پيشگيري و كنترل
بيماريهاي واگير,
مطالعه حاضر با
هدف تعيين پوشش
واكسيناسيون و
دلايل شكست آن
در شهر زاهدان
انجام گرفت.
روش
كار: در يك مطالعه
مقطعي (توصيفي)
با استفاده از
روش نمونه گيري
خوشه اي تعداد
210 كودك زير يكسال
انتخاب و با استفاده از پرسشنامه , مصاحبه
حضوري از مادران
كودكان و مشاهده
كارت واكسيناسيون
آنها , اطلاعات
مورد نياز جمع آ وري
و تجزيه و تحليل
گرديد. براي توصيف
داده ها از جداول
توزيع فراواني
استفاده شد..
نتايج : متوسط سن مادران33/6 ±5/27 سال
بود. 6/ 63 درصد
آنها بيسواد و
همه مادران خانه
دار بودند. در بررسي
وضعيت واكسيناسيون
كودكان , 85 درصد
(179 كودك) ايمني كامل
, 15 درصد (33 مورد) ايمني ناقص داشته كه
2مورد
آن اصلا ايمن نشده
بودند..در مورد
علل شكست واكسيناسيون
, بيشترين فراواني
مربوط به عدم آگاهي
از مراجعه براي
نوبت هاي دوم و
سوم واكسيناسيون(3/33
درصد) ,گرفتار بودن
مادر(3/30 درصد), عدم
آگاهي به لزوم
ايمن سازي (2/15 درصد)
, مشكلات خانوادگي(2/15
درصد),در دسترس
نبودن واكسن(2/15) و
موكول كردن به
آينده(1/12 درصد) بود.آگاهي
مادران در زمينه
واكسنهاي مورد
نياز كودك زير
يكسال ضعيف بوده
و مهمترين منيع
كسب اطلاعات مادران
در اين زمينه,مراكز
بهداشتي درماني
ذكر شده بود.
نتيجه
گيري: يافته هاي پژوهش
بر لزوم آگاه سازي
جمعيت مورد مطالعه
در مورد واكسيناسيون
و همچنين باز آموزي
كاركنان بهداشتي
در اين زمينه تاكيد
مي نمايد.
ارزيابي كيفيت
خدمات تنظيم خانواده
مناطق روستايي
استان گلستان
(سال 1380)
دكتر
عباسعلي كشتكار
دانشگاه
علوم پزشكي و خدمات
بهداشتي درماني
گلستان
مقدمه و
اهداف مطالعه:اندازه
گيري و ارزيابي
خدمات د رسازمانها
يكي از چالشهاي
بزرگ فراروي مديران
و سياستگزاران
مي باشد. كيفيت
را بصورت درجه
تطابق محصول با
استانداردهاي از پيش تعيين
شده تعريف نموده
اند. رويكرد غالب
در ارزيابي و يررسي
كيفيت در سازمانهاي
خدماتي، رويكرد
مبتني بر فرد (خدمت
ارائه شده به فرد)
مي باشد در حاليكه
مي توان كيفيت
خدمات يك برنامه
بهداشتي ارائه
شده در واحدهاي
ارائه خدمت را
نيز ارزيابي نمود
(رويكرد مبتني
بر كل خدمات ارئه
شده توسط واحدهاي
ارائه خدمات). هدف
اين مطالعه ارزيابي
و براورد كيفيت
خدمات تنظيم خانواده
ارائه شده در طول
سال 80 در خانه هاي
بهداشت استان گلستان
مي باشد.
روش
مطالعه:اين مطالعه
از نوع Ecological Study توصيفي
مقطعي بوده كه
جامعه مورد مطالعه
مشتمل بر كليه
خانه هاي بهداشت
استان گلستان كه
در سال 80 به ارائه
خدمات تنظيم خانواده
مشغول بودند (512 خانه
بهداشت) مي باشد.
ابتدا مدل زنجيره
اي برنامه تنظيم
خانواده با تكيه
بر نگرش سيستميك
كه ارتباط بين
كليه اجزاء يك
برنامه بهداشتي
( درونداد، فرايندهاي
خدمت و پشتيبان،
منابع، برونداد،
اثر و پيامد) را
بخوبي ترسيم مي
نمايد، طراحي گرديد.
براي ارزيابي و
براورد كيفيت خدمات
از ارتباط بين
اثر خدمت (شاخص
ميزان مواليد خام)
و برونداد خدمت
(پوشش روشهاي نوين
تنظيم خانواده)
استفاده گرديد.
داده ها با استفاده
از نرم افزار SPSS ver. 10
و آناليز رگرسيون
خطي ساده مورد
تجزيه و تحليل
قرار گرفتند.
نتايج: با استفاده
از نمودار پراكنش
و معادله رگرسيون
خطي 15% تغييرات ميزان
مواليد خام توسط
پوشش تنظيم خانواده
قابل توجيه بود.(R² = 0.15, P< 0.001) در
نمودار فوق با
استفاده از خط
رگرسيون و خطي
كه بموازات محور
عمودي از ميانگين
پوشش تنظيم خانواده
ميگذرد، چهار ناحيه
قابل مشاهده است
. كليه خانه هاي
بهداشت در يكي
از اين چهار ناحيه
قرار مي گيرند:
Zone
1 مربوط به
واحدهاي با كيفيت
پايين، Zone 2 و
Zone
4 مربوط به
واحدهاي با كيفيت
متوسط و
Zone 3
مربوط به واحدهاي
با كيفيت بالاي
خدمات تنظيم خانواده
مي باشد. ضمنا واحدهايي
كه خارج از دو محدوده
يا فاصله اطمينان
95% براي خط رگرسيون
واقعند، واحدهايي
هستند كه اشكالات
واضح در نظام گزارش
دهي دارند.
نتيجه
گيری: كيفيت در مراقبتهاي
بهداشتي را مي
توان با استفاده
از نسبت بين اثر
(Effect) برنامه
بهداشتي با برونداد
(Output) آن
نيز ارزيابي و
براورد كرد. اين
رويكرد جديد به
كيفيت خدمات بيش
از همه ميتواند
مورد استفاده مديران،
تصميم گيران و
سياستگزاران بهداشتي
قرار گيرد. مزيت
رويكرد فرايندي
و مدل زنجيره اي
به برنامه هاي
بهداشتي فقط به
ارزيابي كيفيت
محدود نمي شود،
بلكه با براورد
نسبت بين ساير
اجزاء مدل حتي
مي توان كارايي،
بهره وري، اثر
بخشي و …. برنامه هاي
مختلف بهداشتي
را اندازه گيري
كرد.
مسعود رحيمي،
حسن باقري ، مليحه
جوانمرد
شاهرود
– دانشكده
علوم پزشكي
مقدمه و
اهداف مطالعه: كارشناسان،
اطلاعات اساسي
مورد نياز براي
برنامه ريزي نيروي
انساني بهداشتي
را شامل اطلاعات جمعيت
شناسي، اقتصادي،
نياز ها و تقاضاهاي
بهداشتي و درماني
مي دانند، برنامه
ريزان بايد به
نحوي عمل نمايند
كه طي مراحل
زماني پيش بيني
شده آهنگ افزايش
عرضه به سوي افزايش
تقاضا ميل نمايد.
در اين مطالعه
جهت برآورد نيروي
انساني پزشك از
روش مبتني بر تقاضا
استفاده گرديد.
اهداف مطالعه
شامل تعيين ميزان
تقاضاي برآورد
شده و نشده براي
خدمات قابل ارائه
توسط پزشكان بر
حسب خدمات سرپائي
و بستري در شهرها
و روستاهاي شهرستان
شاهرود در سال
1380 بود.
روش مطالعه: مطالعه
از نوع cross sectional بوده
كه در چهار مرحله
طي يكسال بر روي
حدود 1000 نمونه از
جامعه شهري و 1000 نمونه
از جامعه روستايي
انجام گرديد. نمونه
گيري بصورت خوشه
اي و در مجموع 25 خوشه
ده خانواري از
مناطق شهري و 25 خوشه
ده خانواري از
مناطق روستايي
انتخاب و به وسيله
پرسشنامه مورد
مصاحبه قرار گرفتند.
نتايج:
ميزان مراجعه
افراد مورد مطالعه
به پزشكان در شهر8/19درصد،
در روستا 1/19 درصد
و در كل 4/19 درصد بوده
همچنين ميزان مراجعه
به پزشكان عمومي،
متخصص و دندانپزشك
به ترتيب 2/12، 5/6، 8/0 درصد
برآورد گرديد،
30/36% از بيماران عليرغم
نياز به پزشك مراجعه
نداشته اند و بيشترين
علل عدم مراجعه
به پزشك، بهبودي
خودبخودي (2/27%)، نداشتن
پول (4/22%)، نداشتن
وقت (2/22%)، عدم دسترسي
به پزشك (1/17) و نداشتن
بيمه (6/14%)، ميزان
بستري افراد شهري
در بيمارستان
5/2%، روستايي 3/2% و در
كل 4/2% و بيشترين علل
عدم بستري عليرغم
توصيه پزشك براي
بستري شدن، نداشتن
پول (4/52%)، نداشتن
وقت كافي (7/37%)، نداشتن
بيمه (5/26%)، عدم اطمينان
به بيمارستان
(5/24%) و عدم وجود بيمارستان
در نزديكي محل
زندگي (3/15%) مي باشد.
4/27% از بيماران
ترجيح مي دهند
به پزشك مرد و 1/27 درصد
به پزشك زن مراجعه
نمايند و جنس پزشك
از نظر ساير بيماران
(5/45%) تفاوتي نداشت.
ميزان مراجعه به
پزشكان متخصص نيز
بر حسب نوع تخصص
به ترتيب عبارت
بود از، داخلي
(5/20%)، اطفال (9/16%)، ارتوپدي
(9/11%)، جراحي (6/8%)، زنان
(3/8%) و چشم (7%).
بخش هاي
بستري بيماران
به ترتيب: داخلي
(4/21%)، جراحي (21%)، زنان
(4/12%) ارتوپدي (6/11%)، قلب
(2/7%) و ارولژي (8/6%) تعيين
گرديد.
در اين پژوهش
همچنين اطلاعات
توصيفي ديگري در
زمينه بيماري هاي
شايع در منطقه
و توزيع سني، جنسي
و گوناگوني فصلي
آن ها بدست
آمده است.
نتيجه گيری:
نتايج حاصله
مي تواند در برنامه
ريزي براي تربيت
نيروي انساني پزشك
و سايركادر و برنامه
ريزي خدمات بهداشتي،
درماني و انجام
مطالعات تحليلي
و مداخله اي مورد
استفاده قرار گيرد.
ارائه
تجربهاي از استان
قزوين در مورد
نظام مراقبت
عوارض نامطلوب
واكسن
صفر فيضاللهي،
دكتر رضا قاسمي
برقي، دكتر حبيب
الله بهتوئي،
محسن نوري،
معاونت بهداشتي
دانشگاه تهران
مقدمه
و اهداف مطالعه
امروزه
مراقبت بيماريها
يكي از مهمترين
اهداف بهداشتي
در مبارزه با
بيماريها ميباشد
وعبارتست از جمعآوري،
تجزيه و تحليل،
تفسير و انتشار
اطلاعات در مورد
يك واقعه بهداشتي
كهمقامات بهداشتي
اين اطلاعات
را براي برنامهريزي،
اجرا، ارزيابي
برنامههاي مداخلهاي
و فعاليتهايبهداشتي
مورد استفاده
قرار ميدهند.
با توجه به اينكه
فعاليتهاي مراقبت
بايستي در تمام
سطوحخدمات بهداشتي
(محلي، منطقهاي
و مركزي) بكار
گرفته شود، اين
الگو از ابتداي
سال 1380 بصورتفراگير
در سطح كليه
واحدهاي بهداشتي،
درماني و تشخيصي
استان قزوين
شامل (خانه بهداشت،
مركزبهداشتي
درماني، پايگاه
بهداشتي، مطبهاي
خصوصي مراكز درماني
غيردولتي، كلينيكها
و بيمارستانها)پس
از اجراي برنامههاي
آموزشي به صورت
حضوري و يا مكاتبهاي
اجرا شد.
روش
مطالعه
نظري ـ
ارزيابي در فيلد
ميباشد كه با
طراحي دياگرام
و تأييد آن در
گروه، سطوح مختلف
سيستمشبكه مكلف
به گزارش موارد
صفر در هر ماه
در ذيل فرم ماهيانه
ايمنسازي (فرم
شماره 105) شدند و
باتوجه به شرح
وظيفه تنظيمي
هر نوع عارضه
نامطلوب واكسن
را به صورت ماهيانه
مطابق ليست خطيبه
سطح بالاتر اعلام
مينمايند.
نتايج
بر اساس
اين تجربه براي
هر سطح بهداشتي
شرح وظيفه تهيه
شده كه در نهايت
گزارشات ماهيانهگردآوري
شده از طريق
مراكز بهداشت
شهرستانهاي تابعه
به مركز بهداشت
استان جهت انجام
اقداماتلازم
ارسال شده است
كه در نتيجه
آن ظرف يكسال
اخير 81 مورد عارضه
نامطلوب ثبت
و تجزيه وتحليل
گرديده كه در
قالب مقالهاي
جداگانه ارائه
شده است.
نتيجه
گيری
ضمن تأكيد
بر ضرورت وجود
نظام مراقبت
جامع عوارض نامطلوب
واكسن كه سطوح
مختلفنظام بهداشتي
در آن دخالت
دارند و زمينه
مشاركت بخش غيردولتي
نيز در اين خصوص
مهيا گرديده وتجريه
18 ماهه در استان
قزوين حكايت
از نهادينه شدن
اين نظام را
دارد تشكيل مركز
ملي بررسيعوارض
نامطلوب واكسن
در سطح كشور پيشنهاد
ميگردد و از همكاران
محترم براي ارائه
پيشنهاد لازمجهت
تكميل نظام مراقبت
پيشنهادي استان
قزوين دعوت به
عمل ميآيد.
بررسي نقش
ارتقاي مستمر
كيفيت (C.Q.I) خدمات
تنظيم خانواده
دركاهش حاملگيهاي
ناخواسته در پايگاه
منتخب شهر اصلهان
در مدت شش ماه
دكتر
احمدرضا زماني،
دكتر زيبا فرجزادگان،
مرتضي مهديزاده
متخصص
پزشكي اجتماعي
و مديرگروه پزشكي
اجتماعي دانشگاه
علوم پزشكي اصفهان،متخصص
پزشكي اجتماعي
و عضو هيأت علمي،
عضو هيأت علمي
گروه پزشكي اجتماعي
دانشگاهعلوم
پزشكي اصفهان
مقدمه و اهداف
حاملگي ناخواسته
به عنوان يك
معضل بهداشتي
و اجتماعي يكي
از مشكلات عمده
كشورميباشد. ضرورت
كنترل جمعيت،
حفظ بهداشت رواني
مادران ايجاب
ميكند مداخلههاي
جدي برايكاهش
اين معضل بكار
گرفته شود. در
كشور ما ساليانه
پانصد هزار زوج
به دليل عدم
دسترسي يا به
دليلمحروم بودن
از يك مشاوره
مناسب از حق
داشتن فرزند برنامهريزي
شده و توأم با
ميل و رغبت محرومميشوند.
هدف :
بررسي تأثير
بكارگيري روش
ارتقاء مستمر كيفيت
در كاهش حاملگيهاي
ناخواسته ميباشد.
روش
مطالعه:
مطالعه از
نوع مداخله ـ
ميداني است كه
در مدت شش ماه
در شهر اصفهان
انجام شدهاست.
دو پايگاه بدليل
تشابهات عمده
به صورت غيرتصادفي
ساده انتخاب
شدند و سپس به
صورتتصادفي
يكي به عنوان
مورد و ديگري
شاهد تقسيم شدند.
قبل از هر گونه
مداخلهاي درصد
فراوانيحاملگيهاي
ناخواسته در هر
دو پايگاه با
استفاده از فرم
تنظيم خانواده
محاسبه شد. در
پايگاه موردروش
ارتقاء مستمر كيفيت
به پرسنل آموزش
داده شده و به
اجرا در آمد شش
ماه بعد مجدداً
درصدفراواني
حاملگيهاي ناخواسته
در هر دو پايگاه
محاسبه و با استفاده
آزمون 2c مقايسه
و آناليز شد.
نتايج
قبل از مداخله
نسبت حاملگيهاي
ناخواسته به
كل حاملگيها
در پايگاه مورد
مداخله 29% و درپايگاه
شاهد 8/22% بود كه با
استفاده از آزمون
2c
اين تفاوت
معنيدار نبود.
بعد از مداخله
اين شاخصدر پايگاه
مورد مداخله به
9% و در پايگاه شاهد
به 19% كاهش يافته
بود. كه با استفاده
از آزمون 2c
با07/0 = P تفاوت
معنيدار نبود.
تفاوت اين نسبت
در پايگاه مورد
قبل و بعد از مداخله
با 001/0 P<معنيدار
بود.
نتيجه
گيری
فرايند
خدمات تنظيم
خانواده فرصتهاي
زيادي براي بهبود
كيفيت خدمات
دارد. اگر صاحبانفرآيند
به عنوان سطح
اول برخورد با
خدمت گيرندگان
توانمنديهاي
لازم در جهت
ارتقاء فرآيند
كسبكنند بخشي
از مشكلات قابل
پيشگيري و برخي
از آنها قابل
حل ميباشند با
ارتقاء فرآيند
مشاورهپذيرش
روشهاي مؤثر در
خانمهاي استفاده
كننده از روش
طبيعي به 40% افزايش
يافت و با بهود
فرآيندآموزش
خدمت گيرندگان
با روشهاي مكمل
مثل دوره مطمئن
ور وش اضطراري
آشنا شدند و در
مواردلزوم بكار
گرفتند.
كاربرد
GIS در اپيدميولوژي
دکتر
محمد تقی شاکری
دانشگاه
علوم پزشکی مشهد
، گروه پزشکی اجتماعی
چکيده:
سيستم اطلاعات
جغرافياي (GIS) امكان دستيابي،
ذخيرهسازي،
ارزيابي، تجريه
و تحليل ونمايش
اطلاعات مكاني
ـ فضايي را فراهم
ميكند.
فلسفه وجود
اين سيستم در
ابتدا، در مورد
توزيع جغرافيايي
جمعيت بود ولي
اكنون پس ازگذشت
چند دهه و با استفاده
از نسل جديد كامپيوترها
بسيار گسترش يافته
و موارد كاربرد
متعددي ازجمله
در منابع طبيعي
و جنگلها، برنامهريزيهاي
حمل و نقل، برنامهريزي
در مورد پيشگيري
و نحوهبرخورد
با بلاياي طبيعي،
علوم بازرگاني،
معماري و بهداشت
عمومي پيدا كرده
است.
با استفاده
از اين سيستم
ميتوان تصوير
درستي از بروز
و شيوع بيماريها
را به صورت مكانهايجغرافيايي
در اختيار قرارداد
و با پيدا كردن
عوامل مرتبط
راهكارهاي مناسبي
را در خصوص كنترل
وبرخورد با آنها
طراحي نمود. در
اين سخنراني
سعي در نشان
دادن تصوير مناسبي
از GIS و كاربرد
آن دراپيدميولوژي
خواهد شد.
بررسي وضعيت
بيماردهي در شهرستان
بهبهان
آذر
رفيعي
عضو
هيأت علمي دانشكده
بهداشت دانشگاه
علوم پزشكي اهواز
چکيده:
نياز جامعه
جهت برنامهريزيهاي
پرسنلي، درماني
و آموزشي و تجهيز
تسهيلات لازم
به منظور رفعمشكلات
بهداشتي درماني
و تكامل بخشيدن
جمعيتهاي انساني
در طولطيف سلامتي
ايجاب ميكند
كهكليه اطلاعات
و آمار جمعيتي
و بهداشتي در
هر منطقه جمعآوري
و دقيقاً مورد
تجزيه و تحليل
قرار گيرد.و يكي
از مهمترين مسايل
در ارتباط با
كشورهاي در حال
توسعه از جمله
ايران، شناسايي
بيماريهايشايع
در هر منطقه با
توجهب ه سن
و جنس ميباشد
و از مواردي كه
در برنامهريزيهاي
آينده ميتواندمورد
بهرهبرداري
قرار گيرد شناخت
تقاضاهاي جامعه
براي درمان و
اعاده سلامتي
است.
هدف
اين بررسي تعيين
وضعيت بيماردهي
در شهرستان بهبهان
بوده و اهداف
جزئي آن تعيينبيماريهاي
شايع در هر يك
از گروههاي سني
و جنسي، تعيين
وضعيت بيماردهي
از سه زاويه
نياز، تقاضاو بستري،
تعيين نوع مرجع
درماني و علل
تأخير در درمان
بوده است.
روش
مطالعه
اين مطالعه
به صورت مقطعي
و توصيفي استنباطي
انجام شده است
و جامعه مورد
مطالعه را كليهخانوارهايي
تشكيل دادهاند
كه در يكسال
قبل مواليد زنده
داشتهاند و با
استفاده از تكنيك
نمونهگيريخوشهاي
به تفكيك شهر
و روستا 1800 خانوار
(جمعاً 11530 نفر) به
عنوان نمونه
مورد مطالعه وبررسي
قرار گرفتند. روش
جمعآوري دادهها
از طريق تكميل
پرسشنامه توأم
با مصاحبه از
طريق مراجعهبه
درب منازل بوده
است.
نتايج
در ارتباط
با بيماريهاي
شايع طي دو هفته
قبل (از زمان
بررسي) مشاهده
گرديد كه در مناطقشهري
در جنس مذكر بيشترين
بيماريها مربوط
به بيماريهاي
تنفسي (5/24%) اسهال
و استفراغ(9/12%) و
ناراحتي كليوي
(7/2%) و در مناطق روستايي
بيماريهاي اسهالي
و استفراغ (7/19%)بيماريهاي
(4/17%) و بيماريهاي
كليوي (4%)؟؟؟ از
نظر سن ابتلا
مشاهده گرديد
كه بيماريهاي
تنفسي واسهال
و استفراغ عمدتاً
مربوط به كودكان
زير 5 سال بوده
در حاليكه بيمارياهي
كليوي در تمام
گروههايسني
بخصوص بالاي
20 سال شايع ميباشد
اين بيماريها
براي افراد مؤنث
در شهر بيماريهاي
تنفسي(8/14%) اسهال
و استفراغ (3/6%) و
ناراحتيهاي زنان
و زايمان (3/6%) ميباشد
در حاليكه در
مناطقروستايي
بيماريهاي تنفسي
(3/14%) اسهال و استفراغ
(7/13%) و ناراحتيهاي
كليوي (9/4%) نسبت
بهساير بيماريها
شيوع بيشتري
داشته است. بيشترين
علت تأخير براي
درمان در شهر
و روستا ناشي
از كمتوجهي،
و در درجه دوم
در شهر ناشي از
خود درماني و
در روستا ناشي
از دور بودن مرجع
طبي قابلاعتماد
ميباشد. شايعترين
علل بستري در
منزل را در مناطق
شهري و روستايي
ناراحتيهاي
استخوان،ناراحتيهاي
تنفسي و ناراحتي
كليوي تشكيل
داده است و شايعترين
علل بستري در
بيمارستان ناشي
ازعمل جراحي،
اسهال و استفراغ
و بيماريهاي تنفسي
در كودكان زير
يكسال بوده است
ميزان مرگ و
ميراختصاصي از
عفونتهاي حاد
تنفسي در شهر
و روستا به ترتيب
برابر 4/44 و 9/88 از اسهال
برابر با2/22 (در شهر
و روستا مساوي)
و از بيماريهاي
عفوني در شهر
و روستا به ترتيب
برابر با 1/11، 6/55در
ده هزار تولد
زنده بوده است.
نتيجهگيري
اين قبيل
بررسيها ما را
ياري ميدهد تا
نيازهاي جامعه
را مشخص و نقاط
ضعف و قوت برنامه
راشناسايي تا
بتوان با تكيه
بر آنها براي
سلامت مردم برنامهريزي
مناسب طرحريزي
شده و به مورد
اجراگذارده شود.
بررسي
كيفي و كمي مقالات
پزشكي ايراني
چاپ شده در مجلات
خارجيدر سالهاي
1992 و 1999 با استفاده
از Impact
Factor
نصرالله
رضايي قلعه،
فرشيد سيادت
تهران
بيمارستان طالقانی
مقدمه و اهداف
توسعه كمي
آموزش پزشكي
در سطوح گوناگون
رشتههاي علوم
پزشكي در دهه
اخير منجر بهارتقاي
پژوهش پزشكي
در سالهاي ايخر
شده است. علاوه
بر رشد قابل ملاحظه
تعداد مقالات
فارسي وانگليسي
چاپ شده در مجلات
داخلي، تعداد
مقالاتي كه در
سطح بينالمللي
و در مجلات علميindex
شده در بانكهاي
اطلاعاتي معتبر
منتشر شده است.
هر سال افزايش
ميياد. در ارزيابي
پژوهشپزشكي
در ايران، علاوه
بر معيارهاي كمي
همچون تعداد مقالات
منتشر شده بايد
به معيارهاي
كيفيتوجه داشت.
هدف از اين
تحقيق ارزيابي
برونداد پژوهش
پزشكي در ايران
از نظر كيفي مقالات
منتشر شده درمجلات
بينالمللي و
مقايسه آن با
مقالات منتشر
شده توسط پژوهشگران
پاكستاني و مصري
است.
روش
مطالعه
جهت ارزيابي
كيفيت مقالات
از شاخص Impact
factor استفاده
شد. اين شاخص
عبارت استاز
تعداد موارد ارجاع
به يك مقاله
متوسط چاپ شده
در مجله در فاصله
زماني معين،
به عنوان معياراعتبار
علمي مقالات
چاپ شده در مجله
Impact Factor مجلات
براي سالهاي
1992 و 1999 از سايت رسمي
ISI به دست
آمد وميانگين
آن براي مجلاتي
كه حاوي مقالات
ايراني، پاكستاني
و مصري بود محاسبه
شد.
نتايج
تعداد
2068 مقاله كه نويسنده
اول آنها پژوهشگر
يكي از مؤسسات
يا دانشگاههاي
ايراني بودهاست
از بانك اطلاعاي
PubMed استخراج
شد. اين تعداد
براي پاكستان
1747 و براي مصر 6260مقاله
بود.
در سال
1992، از كشور ايران
61، پاكستان 82 و مصر
387 مقاله ايندكس
شده پيدا شد. ميانگينImpact factor مجلات منتشر
كننده مقالات
ايراني در سال
1992، 121/1 با انحراف
معيار 93/0بود.
در سال
1999، از كشورهاي
ايران، پاكستان
و مصر به ترتيب
178، 156 و 486 مقاله پيدا
شد.ميانگين Impact factor مجلات منتشر
كننده مقالات
ايراني در سال
1999، 4/1 با انحراف
عيار 04/1بود.
نتيجه
گيری
افزايشي
كه در ميانگين
Impact factor ديده ميشود
ميتواند دلايل
مختلفي داشته
باشد. ازجمله
بهبود كيفي مقالات
ارائه شده ايراني
است كه خود دو
بعد دارد. يكي
اينكه پژوهشگران
ايرانيمجلات
معتبرتري را براي
انتشار مقالات
خود برگزيدهاند.
ديگر آنكه مجلات
معتبر عليرغم
افزايشسطح كيفي
كماكان مقالاتي
از ايران را براي
انتشار مناسب
مييابند. از سوي
ديگر بايد در نظر
داشت كهمتوسط
Impact factor مجلات
علمي به در فاصله
سالهاي 1992 و 1999 رشد
صعودي داشتهاست.
مقايسه نتايج
به سدت آمده
از ايران با كشورهاي
ديگر منطقه مانند
مصر و پاكستان
نيز اطلاعاتارزشمندي
در اين زمينه
در اختيار ما قرار
ميدهد.
تعيين
عوامل مؤثر بر
پايين بودن كيفيت
پايش رشد كودكان
زير 6 سال درخانههاي
بهداشت تابعه
شهرستان بابل
سال 1380
دكتر حيدر اكبرزاده
پاشا، دكتر سيما
عطاريان، سيدداود
نصرالهپور
بابل ، معاونت
بهداشتی دانشگاه
علوم پزشکی
مقدمه
و اهداف مطالعه
پايش رشد
كودكان زير 6 سال
يكي از ابزارهاي
ارزيابي سلامت
و يكي از وظايف
مهم و روتينبهورزان
است كه در كشور
ما در سال اول
زندگي هر ماه
يكبار، در سال
دوم هر دو ماه
يكبار، در سال
سومهر 3 ماه يكبار
و در 6ـ3 سالگي هر
6 ماه يكبار و مجموعاً
28 بار انجام ميگيرد.
اطلاعات واصله
از پايشفرآيند
فوق نشان داد
كه كيفيت پايش
رشد كودكان زير
6 سال مطلوب نبوده
است و براي تعيين
سهمعوامل مربوطه
ميبايست تحقيقاتي
انجام گيرد. تا
بعد از تحقيق
روي عواملي كه
بيشترين تأثير
را داشتهو از
طرفي منابع براي
اصلاح يا رفع
مشكل مهيا ميباشد
اقدام مداخلهاي
انجام گيرد.
روش
مطالعه
روش مطالعه
از نوع توصيفي
بوده است كه
در 3 راستاي 1ـ فضاي
فيزيكي و تجهيزات
مربوطه 2ـآگاهي
و مهارت بهورزان
3ـ آگاهي مادران،
اطلاعات جمعآوري
گرديد. جمعآوري
اطلاعات از طريقمشاهده
و مصاحبه انجام
گرفته و در فرم
3 صفحهاي ثبت
شده است. براي
تعيين حجم نمونه
مورد نيازبسته
به وسعت موضوع،
20% از خانه بهداشت،
(33 خانه) 10% از بهورزان
شاغل (33) بهورز و
1% ازمادران (198 مادر)
مورد بررسي و
تحقيق قرار گرفتند
انتخاب خانه
بهداشت، بهورزان
مادران از طريقنمونهگيري
تصادفي سده بوده
است.
نتايج
42% از خانههاي
بهداشت مساحت
كمتر از 2m 60 داشتند،
9% داراي ترازوي
اطفال ناسالم،36%
فاقد ميز ترازو
6% داراي ترازوي
قدسنج دار ناسالم،
9% داراي قپان
ناسالم، 24% داراي
پرتابلناسالم،
52% فاقد وزنه شاهد،
39% فاقد دستورالعمل
پايش رشد بودند.
در خصوص بررسي
شناخت ومهارت
بهورزان 18% بهورزان
قبل توزين، ترازو
را تنظيم ننموده
91% البسته كودك
را كاهش نداده،
67%بعد از توزين،
ترازو را قفل
نكرده، 15% دقت
لازم را در محاسبه
صحيح مادران
اصلاً قادر به
تفسيرمنحني رشد
نبوده و 38% بطور
ناقص منحني رشد
را تشريح كردند.
نتيجه
گيری
با توجه
به يافتههاي
فوق وسعت و تأثير
هر كدام از عوامل
بر كيفيت پايش
رشد و از طرفيامكانات
در دسترس معاونت
بهداشتي از طريق
جدول اولويتبندي
مقرر گرديد شناخت
و مهارتبهوارزان
از طريق برگزاري
كلاسهاي آموزشي
ارتقاء بايد كه
بدين منظور طرح
مداخلهاي تنظيم
و به مدتيك
ماه اجرا گرديد.
در سنجش و ارزشيابي
مرحله دوم نتايج
نشان داده است
كه كليه فراگردها
از 1 تا46% ارتقاء يافته
است.
بررسي يكساله
وضعيت عوارض
نامطلوب ايمنسازي
در افراد واكسينه
شدهاستان قزوين
(مهر 80 لغايت شهريور
81)
صفر فيضالهي،
دكتر رضا قاسمي
برقي، دكتر مجيد
بهرامي، محرم
مافي
معاونت بهداشتي
علوم پزشكي قزوين
مقدمه
و اهداف
ايمنسازي
فعال (واكسيناسيون)
يكي از مهمترين
استراتژيهاي
مبارزه با بيماريها
ميباشد كه دركشورمان
به عنوان يكي
از اجزا PHC محسوب
ميشود و شامل
واكسيناسيون
روتين كودكان
از بدو تولدبر
عليه 7 بيماري
واگيردار است.
هدف كشوري پوشش
ايمنسازي برعليه
بيماريهاي مذكور
بالاي 90درصد است
كه اين ميزان
در استان قزوين
با جمعيتي بالغ
بر يك ميليون
نفر حدود 100 درصد
ميباشد.
روش
مطالعه
اين پژوهش
مطالعهاي توصيفي
ـ مقطعي است
كه در راستاي
اجراي برنامه
ثبت و گزارش
عوارضنامطلوب
ايمنسازي، گزارشات
مربوط به بروز
عوارض نامطلوب
ايمنسازي بر
اساس نظام مراقبتبيماريها
به صورت ماهيانه
از كليه واحدهاي
بهداشتي درماني
موجود در استان
جمعآوري كه
گزارشاتمربوط
به يكسال اخير
(مهر 80 لغايت شهريور
81) مورد تجزيه و
تحليل قرار گرفته
است.
نتايج
از مجموع
680682 دوز واكسيناسيون
انجام شده در
استان قزوين
116806 دوز مربوط به
ثلاث،72020 دوز مربوط
به BCG، 123748 دوز
مربوط به توأم
بزرگسال، 74070 دوز
مربوط به هپاتيت
Bو بقيه
موارد مربوط به
ساير واكسنها بوده
است. از تعداد
81 مورد عارضه ثبت
شده 43 نفر (53%)مؤنث
و 38 نفر (47%) مذكر بودهاند
41 مورد (6/50%) عارضه
بدنبال تزريق
واكسن ثلاث اتفاق
افتادهاست كه
بيشترين نوع
عارضه بدنبال
تزريق اين واكسن
«قرمزي، تورم
و سفتي» محل تزريق
با 18 مورد(9/43%) و سپس
تب شديد با 10 مورد
(4/24%) "آبسه" و "بيقرار"
هر كدام با 4 مورد
(7/9%) بودهاند.36 مورد
(4/44%) عارضه بدنبال
تزريق واكسن
BCG رخ داده
است كه صددرصد
آنها لنفادينت
بودهاست.
2 مورد
(5/2%) عارضه بدنبال
تزريق واكسن
هپاتيت B بوده كه
سهم هر يك از
عوارض «گريهبيش
از 3 ساعت» و «آبسه»
50% بوده است. 2 مورد
(5/2%) عارضه بدنبال
تزريق واكسن
توأم بزرگسالاتفاق
افتاده كه در
يك مورد "بيهوشي"
15 دقيقه بعد از
تزريق و در مورد
ديگر «تورم سرتاسري
دست،سرگيجه
و تب» ظرف 24 ساعت
بعد از تزريق
بوده است. ميزان
كشندگي عوارض
نامطلوب واكسن
دربررسي يكساله
صفر بوده است.
نتيجه
گيری
با توجه
به اينكه در
شرايط فعلي مراقبت
پيامدهاي نامطلوب
ايمنسازي يكي
از اقدامات اساسيجهت
حفظ و ارتقاء
كيفيت ارائه
خدمات ايمنسازي
خواهد بود با آموزش
و بازآموزي كاركنان
ذيربط دررابطه
با استاندارد سازي
تزريق و نيز در
صورت اشكال احتمالي
در خود واكسن
با گزارش آن
بهكارخانههاي
توليد كننده و
رفع اشكالات
آن از اضطراب
و نگراني خانوادهها
تا حد زيادي كاسته
خواهدشد.
بررسی
عفونت انسانی ليشمانيوز
جلدی در کانون
دهستان عقدا, شهرستان
اردکان, استان
يزد
مهندس
احمدعلی حنفی بجد,
دکتر محمدرضا يعقوبی
ارشادی, مهندس
رضا جعفری
مرکز
تحقيقات بهداشت
يزد
مقدمه
و اهداف مطالعه: ليشمانيوز
جلدی روستايی يکی
از بيماريهای مهم
منتقله توسط بندپايان
به انسان در ايران
به شمار می رود
و کانون های مختلف
آن در 11 استان کشور
وجود دارند. در
دهه گذشته اين
بيماری در نقاط
مختلف استان يزد
شايع شد و در برخی
کانون ها به سرعت
به شکل اپيدمی
در آمد. شهرستان
اردکان يکی از
مهمترين کانونهای
ليشمانيوز جلدی
روستايی در استان
يزد به شمار می
رود و هر ساله تعداد
زيادی از ساکنين
آن به اين بيماری
مبتلا می شوند.
با توجه به افزايش
نسبتا چشمگير موارد
بيماری در دهستان
عقدا از توابع
اين شهرستان, مطالعاتی
در زمينه عفونت
انسانی در اين
منطقه انجام شد.
روش
مطالعه: در اواخر
آبانماه سال 1379 به
منظور انجام اين
مطلعه سه محل از
دهستان عقدا (روستاهای
هفتادر, شمس آباد
و عقدا) انتخاب
شدند. کليه جمعيت
دو روستای اول
و نيمی از خانوارهای
روستای عقدا (به
طور تصادفی) مورد
بازديد قرار گرفتند
و فرمهای مربوطه
با معاينه و پرسش
از آنها تکميل
گرديد. از کليه
افراد دارای زخم
حاد برداشت شد.
لامها پس از رنگ
آميزی به روش گيمسا
و فيکس شدن در متانول
در زير میکروسکوپ
بررسی شدند. از
سروزيته زخم 3 نفر
بيمار برداشت و
به قاعده دم 15 عدد
موش حساس آزمايشگاهی
(Balb/c) تزريق گرديد.
نتايج: در اين
دهستان مجموعا
403 خانوار با جمعيتی
بالغ بر 1778 نفر مورد
معاينه قرار گرفتند.
از نظر جنسيت 8/50% را
مردها و 2/49% را زنها
تشکيل می دادند.
در بين افراد مورد
مطالعه 49 نفر (7/2%) دارای
جای زخم و 42 نفر
(4/2%) دارای زخم حاد
بودند. فرم حاد
بيماری در تمام
گروهای سنی وجود
داشت و بيشترين
ميزان آن 2/3% در گروه
سنی 24-20 سال مشاهده
شد. در بين روستاهای
تحت مطالعه بيشترين
آلودگی انسانی
در روستای هفتادر
مشاهده شد. سروزيته
تزريق شده از زخم
حاد افراد مبتلا
به قاعده دم موشهای
بالبسی باعث ايجاد
آلودگی در 20% آنها
گرديد.
نتيجه
گيری: در اين مطالعه
اختلاف معنی داری
بين دو جس زن و مرد
از نظر ابتلا به
فرم حاد بيماری
مشاهده نشد (c2 = 0.16, df=1, P<0.05). همچنين از نظر
ابتلا به فرم حاد
بيماری در بين
گروههای سنی اختلاف
معنی داری وجود
داشت (c2 = 11.65, df=5, P<0.05). با توجه
به ويژگيهای مرفولوژيک
انگل و همچنين
توانايی آن در
آلوده کردن بالبسی,
می توان عامل بيماری
در اين منطقه را
Leishmania
major و نوع بيماری
را ليشمانيوز جلدی
روستايی دانست.